به گزارش سرویس اجتماعی پایگاه خبری ساعدنیوز، شاید سختترین ساعتی که یک والد شاغل در ذهن خود مرور میکند، ساعاتی است که نوجوانش تنهاست و دستش به گوشی و اینترنت باز است. ذهن پدر و مادر مدام دور میزند: دارد چه کار میکند؟ چقدر وقت میگذارد؟ چه میبیند؟
محمدحسین شاهآبادی مشاور خانواده، ادعا میکند که این نگرانی تا حد زیادی قابل حل است. نه با قانونهای خشک و غیرقابل اجرا، نه با جاسوسی و کنترل لحظهبهلحظه، بلکه با یک تغییر ساده در نگاه: از «محدودیت زمانی» به «آداب مصرف».
آنچه در ادامه میخوانید، روایت نرمِ همان گفتگوست؛ بیکم و کاست، اما به زبانی که بشود با نوجوان هم از آن حرف زد.
خیلی از پدر و مادرها فکر میکنند اگر بگویند «روزی دو ساعت گوشی»، مشکل حل میشود. اما شاهآبادی از جایی حرف میزند که کمتر کسی به آن توجه کرده است.
«ما در سواد رسانه یک چیزی داریم به اسم آداب مصرف. یعنی چه محصولی را استفاده میکند؟ کجا استفاده میکند؟ با کی؟ چقدر وقت میگذارد؟ فقط گفتن دو ساعت کافی نیست. دو ساعت 6 تا 8 شب با دو ساعت 12 تا 2 نیمهشب فرق میکند.»
به گفته او، «آداب مصرف» یعنی نوجوان به چهار سوال ساده پاسخ بدهد. نه با اجبار، نه با بازجویی، بلکه با فهمیدن اینکه چرا این چهار سوال مهم هستند:
-چه محصولی را مصرف میکند؟ (بازی است، شبکه اجتماعی است، فیلم است یا آموزش)
-کجا؟ (در اتاق شخصی یا در سالن خانواده)
-با کی؟ (تنها یا همراه با دوستان آنلاین)
-چه زمانی؟ (قبل از خواب یا بعد از تمام شدن درسها)
«خانوادههایی که فقط میگویند دو ساعت گوشی داشته باش، بعد میبینند نوجوان همان دو ساعت را از 12 تا 2 نیمهشب میگذارد. این یعنی آداب مصرف رعایت نشده.»
یکی از ظریفترین نکاتی که شاهآبادی روی آن تأکید میکند، «زمان مصرف» است. او معتقد است که خیلی از والدین اشتباه میکنند که فقط به مقدار ساعت نگاه میکنند.
«نوجوان شما ممکن است دو ساعت گوشی داشته باشد، ولی اگر آن دو ساعت 12 تا 2 نیمهشب باشد، آسیبش ده برابر وقتی است که 6 تا 8 شب باشد. ساعت مصرف روی کیفیت خواب، خلقوخو، و حتی روابط خانوادگی تأثیر مستقیم دارد.»
پیشنهاد او ساده و عملی است: به جای اینکه فقط بگویید «چند ساعت»، بگویید «از ساعت چند تا چند». و یک قاعدهی ساده برای همه روشن باشد.
«قاعده بگذارید که گوشی یک ساعت قبل از خواب تحویل داده شود. خود نوجوان هم میداند این به نفعش است، ولی اگر قانون نباشد، نمیتواند از آن دل بکند.»
شاید کاربردیترین بخش حرفهای این مشاور خانواده، همین مدل پلهپله باشد. مدلی که در آن سنِ نوجوان مهم نیست، تواناییِ او مهم است.
«به جای اینکه بگویید تا 18 سالگی گوشی ندارید، بگویید هر وقت به این توانایی رسیدی، گوشی دکمهدار برایت میگیرم. توانایی بیشتر رسیدی، بلوتوثدار. بیشتر رسیدی، اینترنتدار. بیشتر رسیدی، هوشمند. این میشود فرهنگ، نه قانون خشک.»
این حرف شاید ساده به نظر برسد، اما خیلی از خانوادهها برعکس عمل میکنند. به نوجوان 13 سالهشان پیشرفتهترین گوشی را میدهند، اما از او توانایی کنار گذاشتنش را نخواستهاند.
شاهآبادی برای اینکه این مدل را ملموستر کند، یک مثال تلخ و واقعی میزند: «دختر 17 سالهای از مادرش گلایه داشت که من باید از دختر 8 ساله همسایه گوشی قرض بگیرم به مامانم زنگ بزنم.» این تحقیر شخصیت است. توانایی را ببینید، سن را نه.
و تأکید میکند که «توانایی» یعنی چه: «توانایی یعنی نوجوان بتواند در زمان مشخص شده گوشی را کنار بگذارد، بدون بحث و جدل. اگر این توانایی را ندارد، در پله قبلی بماند تا آن را یاد بگیرد.»
در این مدل، پله اول گوشی دکمهداری است که فقط کار تماس گرفتن و پاسخ دادن را انجام میدهد. پله بعدی گوشی بلوتوثداری که نوجوان بتواند بدون اینترنت از آن استفاده کند. پله سوم گوشی اینترنتداری که محدودیت زمانی دارد و نوجوان موظف است سر ساعت مشخص آن را تحویل دهد. و پله چهارم گوشی هوشمند کاملی است که نوجوان بعد از اثبات خودکنترلی در پله قبلی به مدت حداقل شش ماه میتواند داشته باشد.
در میانه صحبتهایمان، یک روایتِ کوتاه اما ماندگار هست که شاید خلاصه همه چیز باشد. روایت نوجوانی که مشکل داشت و شاهآبادی به جای جریمه کردن از سوی والدین، یک پیشنهاد ساده داد. «گفتم هر وقت این اشتباه را تکرار کردی، ده هزار تومان صدقه بده. دفعه بعد آمد گفت حل شد. گفتم یعنی اینقدر قوی شدی؟ گفت نه، وضعیت مالیام اجازه نمیداد هر روز صدقه بدهم!»
این داستانِ کوتاه، شاید بهترین مثال باشد برای همان «خودکنترلیای» که شاهآبادی دنبالش است. زمانی که نوجوان از درون خودش تصمیم میگیرد، نه از ترسِ بیرون. این همان چیزی است که او «فرهنگ» مینامد، نه «قانون».
«بچهای که نمیتواند سر ساعت گوشی را کنار بگذارد، خودش هم میداند به خودش ظلم میکند. ولی نمیتواند. کار شما این است که آن توانایی را در او بسازید، نه اینکه فقط قانون بگذارید و جریمه کنید. اگر ساختی، در نبود تو هم خودش را کنترل میکند. اگر نساختی، تا 30 سالگی هم که برود، باز هم بیکنترل است.»
شاهآبادی در پایان این بخش از گفتگو تأکید کرد: «نمیشود با چراغ قرمز و جریمه، فرهنگ رانندگی درست کرد. فرهنگ وقتی درست میشود که نوجوان از درون خودش به این نتیجه برسد که حتی وقتی پلیس نیست، پشت چراغ قرمز بایستد. تربیت یعنی همین. رژیم مصرف رسانه هم یعنی همین.»