به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگویی متفاوت به روایت بخشی از زندگی شخصی، تحصیلی و کاری خود پرداخته است.
سؤال: جناب عراقچی، طبق وعده قبلی، ما به دنبال گفتوگویی متفاوت با شما هستیم. بنابراین به عنوان اولین سؤال بفرمایید چرا فامیلی شما را «عراقچی» گذاشتهاند، در حالی که ایرانی هستید؟
سیدعباس عراقچی:
بسم الله الرحمن الرحیم. ما اصالتاً اصفهانی هستیم و در قدیم به منطقه مرکزی ایران عراق میگفتند؛ به عبارت بهتر عراق عجم. منطقه عراق فعلی هم عراق عرب بوده است. چون پدربزرگ ما در اصفهان با این منطقه عراق عجم آن موقع تبادلات تجاری داشت و ظاهراً اجناس را از اینجا میبرده و از آنجا میآورده است، به مناسبت اینکه با عراق سروکار داشته، فامیلی عراقچی را انتخاب کرده چون پسوند «چی» سروکار داشتن را میرساند. از این جهت که فامیلی نادری است، خوب است.
سؤال: متولد چه سالی هستید؟
سیدعباس عراقچی:
متولد 1341. در تهران متولد شدم. پدربزرگم در اصفهان بودند و پدرم قبل از تولدم در تهران ساکن شده بودند.
سؤال: آیا خانواده شما جزو متمولین به شمار میروند؟
سیدعباس عراقچی:
تا متمول را چگونه تعریف کنید. بله، خانواده ما وضع خوبی داشت.
سؤال: ساکن کدام محله تهران بودید؟
سیدعباس عراقچی:
محله خیابان بهار، محدوده پیچ شمیران و هفتتیر.
سؤال: شما در ابتدا عضو سپاه پاسداران هم بودید؟ چه شد که از وزارت خارجه سر درآوردید؟
سیدعباس عراقچی:
دوران جوانی بنده مصادف بود با انقلاب و بلافاصله با دفاع مقدس. ما از یک خانواده بسیار مذهبی، سنتی و ریشهدار بودیم و هستیم و غیر از آن هم، ورود بنده در عرصه جدی زندگی با پیروزی انقلاب همراه شد. لذا به عنوان یک وظیفه اسلامی، ملی و میهنی، احساس کردم که باید وارد جایی بشوم که در این شرایط حساس کشور کاری انجام دهم.
من تقریباً در سال 1358، یعنی سالی که انقلاب فرهنگی شد و دانشگاهها بسته شد، دیپلم گرفتم. درسم هم خوب بود. آمادگی خوبی برای ورود به دانشگاه داشتم و جالب هم هست که رشته مورد علاقهام بیشتر دروس ریاضی و مسائل فنی بود. یادم هست ایدهآلی که در نظرم بود، جهتگیری برای رشته برق و الکترونیک در دانشگاهی خوب بود.
زمانی که انقلاب فرهنگی در کشور به اجرا درآمد و دانشگاهها تعطیل شدند، دو یا سه ماه صبر کردم که جنگ آغاز شده بود و شدت گرفته بود. به واسطه یکی از دوستانی که در سپاه بودند، وارد سپاه شدم.
سؤال: آقای دکتر، از تحصیلاتتان بفرمایید.
سیدعباس عراقچی:
لیسانس را در دانشگاه خودمان، یعنی دانشگاه وزارت خارجه گرفتم. جالب بود که در سپاه بودم، روزی یکی از همکارانمان در سپاه که دوستی خیلی نزدیکی داشتیم ـ آن موقعها بچهها به ما میگفتند زوج هنری، واقعاً زوج بودیم، همهجا با هم بودیم ـ به من گفت که این آگهی دانشکده وزارت خارجه را چاپ کردهاند، اگر میخواهی بیا برویم.
ما هم مطالعه کردیم و گفتیم حالا بد نیست برویم امتحان بدهیم ببینیم چه میشود. رفتیم ثبتنام کردیم، با هم امتحان دادیم، من قبول شدم و ایشان نشد. همین سرنوشت ما را از هم جدا کرد. ایشان مسیر دیگری رفت و من مسیر دیگری. الان ایشان در وزارت نفت است.
سؤال: چه سالی بود؟
سیدعباس عراقچی:
سال 1364. البته من دانشکده وزارت خارجه را در زمانی میخواندم که هنوز سپاه را رها نکرده بودم.
پس از سال 1368 که وارد وزارت خارجه شدم، رسماً از سپاه جدا شدم اما قلباً خیر؛ یعنی قلبم هنوز آنجاست. لباسهای مقدس آن زمانها را هم هنوز خیلی خوب نگه داشتهام.
سؤال: کارشناسی ارشد و دکترا چطور؟
سیدعباس عراقچی:
دیگر مشغول کار در وزارت خارجه شدم. از سال 1368 به بعد در دانشگاه آزاد ادامه دادم و قبول شدم. سهمیههای دانشگاه دولتی خیلی محدود بود. برای رشته روابط بینالملل دانشگاه دولتی شرکت کردیم که حدود 11 یا 12 نفر میخواستند و من نفر بیستم شدم و خلاصه قبول نشدم.
دانشگاه آزاد قبول شدم و در حین کار هم فوقلیسانس دانشگاه آزاد را در رشته علوم سیاسی گرفتم. بعد در وزارت خارجه بورسیه به من تعلق گرفت. رفتم انگلیس که آنجا میتوانستم هم فوقلیسانس را دوباره بخوانم و هم بعد تا دکترا ادامه بدهم. منتها فوقلیسانس ایران را قبول کردند و بعد وارد دکترا شدم که حدوداً دو ساله تمام شد.