به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، در بخشی از صحبتهای منتشرشده از بهرام افشاری، او درباره مسیر زندگی و تجربههای شخصی خود از سالهای ابتدایی فعالیتش در هنر سخن میگوید. این صحبتها با روایتهایی صریح از دوران سخت زندگی، تلاش برای رسیدن به بازیگری و مواجهه با چالشهای اقتصادی و حرفهای همراه است.
متن کامل صحبتهای او به این شرح است:
«من از بچگی بساط میزدم تو خیابان خیلی فقیر نبودیم ولی زندگی خوبی هم نداشتم یه یبار خیلی بی پول بودم از اون روزا که غرورت اجازه نمیده از یه نفر پول قرض کنی طرف حسابم خدا بود من اومدم اینجا بهترین بازیگر دنیا بشم چرا الان پیک موتوریم من اومدم عکسم بخوره سردر سینما چرا پول یه فلافل ندارم بخورم چرا هرکاری میکنم جز بازیگری؟من اصلا ناراحت نبود بچه خوشگل به دنیا نیومدم بچه مایه دار نبودم. من کل زندگیمو بسنده کرده بودم به دو حرف یک شانس مال کسیه که تا آخرین لحظه تلاش میکنه دو پایان هرچیز خوبه.»
او در ادامه مسیر حرفهای خود، از سال 1382 فعالیت در تئاتر را به شکل آماتور در همدان آغاز کرد و طبق گفته خودش، هدف اولیهاش از ورود به این فضا دور شدن از روزمرگی بوده است. با گذشت زمان، این علاقه به شکل جدیتری دنبال شد و مسیر زندگی او را تغییر داد.
در سال 1388، او تصمیم مهمی در زندگی خود گرفت و با ترک همدان و مهاجرت به تهران، وارد کلاسهای بازیگری حمید سمندریان شد. این تغییر نقطه عطفی در مسیر حرفهای او بود و زمینه را برای ورود جدیتر به فضای تئاتر و سپس تصویر فراهم کرد.
بهرام افشاری طی سالهای بعد، فعالیت خود را بهطور عمده در تئاتر ادامه داد و حضور پررنگی در جشنواره تئاتر فجر داشت. همین مسیر تدریجی باعث شد بهتدریج به عرصه حرفهای بازیگری نزدیکتر شده و جایگاه خود را در این حوزه تثبیت کند.