به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز،گیتی قاسمی، بازیگر سینما، تلویزیون، تئاتر در گفتوگویی با اشاره به آسیب دیدن خانهاش در جریان حملات، از تجربه زیسته خود در روزهای جنگ سخن میگوید؛ تجربهای که با جابهجاییهای مکرر، اضطراب مداوم و ناتوانی در بازگشت به خانه همراه بوده است. او با تأکید بر اینکه مسئله اصلی برایش نه خسارت فیزیکی، بلکه از بین رفتن حس امنیت است، تصویری از زیست ناپایدار در دل بحران ارائه میدهد.
این بازیگر در عین حال، با نگاهی مقایسهای، وضعیت خود را در برابر کسانی قرار میدهد که آسیبهای جدیتری متحمل شدهاند و تلاش میکند روایتش را در چارچوبی واقعبینانه بیان کند. در ادامه، گفتوگو به حوزهای فراتر از تجربه شخصی وارد میشود و به تحلیل واکنشهای اجتماعی، نقش رسانهها و شکافهای موجود در اعتماد عمومی میپردازد. قاسمی همچنین با اشاره به تأثیر الگوهای رفتاری و نقش نیروهای نظامی در شکلدهی به احساسات جمعی، از انگیزههای شخصی خود برای مشارکت در شرایط بحرانی سخن میگوید. در بخش پایانی، او به نقش هنرمندان در چنین موقعیتهایی میپردازد و با نگاهی انتقادی، بر ضرورت فاصله گرفتن از نقشهای سیاسی و بازگشت به کارکردهای واقعی هنر تأکید میکند.

گیتی قاسمی در تشریح وضعیت خود از آغاز جنگ تاکنون با اشاره به آسیب جدی که به خانهاش وارد شده گفت: «من دیگر نمیتوانم از خانهام استفاده کنم. از روز اول جنگ تا الان فقط سریع رفتم، وسیله برداشتم، دوباره رفتم یک جای دیگه، دوباره برگشتم. در این رفتوآمدها همیشه صدای ضدهوایی بود و واقعاً نفهمیدم چهطور وسایلم را جمع کردم. از همان روز اول تا الان حتی یک شب هم نتوانستم در خانهام بخوابم.»
او با اشاره به خسارت واردشده به خانهاش افزود: «خانهام آسیب دیده بود. خودم به همراه یکی از همکارانم رفتیم و تا حدی جمعوجور کردیم. شیشهبر آوردیم و شیشهها را جا انداختیم، اما با این حال، خانه دیگر تا این لحظه برای من قابل استفاده نیست. در حال حاضر در دفتر کارم زندگی میکنم، چون آنجا احساس امنیت بیشتری دارم.»
این بازیگر با اشاره به شرایط ناپایدار و پیشبینیناپذیر حملات اظهار کرد: «پادگان را مثلاً یک روز میزدند و بعد میگفتند دیگر نمیزنند، اما دوباره اتفاق میافتاد. وضعیت واقعا عجیب و غیرقابل درک است و من هنوز هم فکر میکنم باید آن خانه را فراموش کنم.»
او ادامه داد: «الان باید به فکر اسبابکشی باشم و جایی دیگر پیدا کنم. وسایل زیر خاک ماندهاند. در آن روزها فقط در حدی فرصت داشتیم که سریع برویم، به گلدانها آب بدهیم، لباس بگذاریم یا برداریم و برگردیم؛ در همین حد.»
این بازیگر اینروزها برای کار و فیلمبرداری فیلمی درباره جنگ، به خرمآباد سفر کرده است درباره پیگیری خسارتها نیز گفت: «در روزهای اول این اتفاق افتاد، اولین بار بود که پادگان ولیعصر را میزد و آن زمان اصلا نمیدانستیم شرایط دریافت خسارت هست. فقط از شیشههایی که روی زمین ریخته بود فیلم گرفتم. خوشبختانه میزان خسارت خیلی زیاد نبود، چون بسیاری از شیشهها را از قبل دوجداره کرده بودم.»
با این حال، قاسمی تأکید کرد که مسئله اصلی دیگر خسارت فیزیکی نیست، بلکه فشار روانی ناشی از شرایط است. او در این مورد توضیح داد: «موضوع دیگر شیشه یا انفجار نیست، مسئله این است که دیگر نمیشود در آن خانه زندگی کرد. استرس حضور در آن خانه واقعا بسیار وحشتناک است.»
او در بخش دیگری از این گفتوگو در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت خانهاش در مقایسه با سایر آسیبدیدگان تصریح کرد: «در برابر کسانی که واقعاً خانهشان را از دست دادهاند، حرفی برای گفتن ندارم. شیشههای خانهام شکسته بود که همان را هم خودم تعمیر کردم. اما این موضوع در مقایسه با دیگران اصلاً قابل طرح نیست.»

قاسمی با انتقاد از برخی جریانهای فکری گفت: «با این شرایط هم باز عدهای حاضر نیستند بپذیرند که قضاوتشان اشتباه بوده است. من با این جماعت سلطنتطلب بارها صحبت کردهام، بسیار شنیدهام و دیدهام، اما واقعیت این است که در میان آنها افراد منطقی کم هستند.»
وی افزود: «برای هر موضوعی دلیلی میآورند. مثلاً در مورد برخی اتفاقات میگفتند کار آمریکاییها نبوده و خود حکومت انجام داده است. حتی زمانی که خود آمریکا مسئولیت را پذیرفت، باز هم میگفتند: نه، اینگونه بیان میکند تا موضوع را تغییر دهد!»
او در ادامه، به مسئله اعتماد عمومی به رسانهها اشاره کرد و گفت: «یکی از مشکلاتی که اکنون با آن مواجه هستیم، مسئله رسانه است. رسانه ما، بهویژه صداوسیما، در اعتمادسازی موفق عمل نکرده است.»
قاسمی با اشاره به تجربههای شخصی خود در این زمینه افزود: «مشکل این است که نسل جدید، اگر با خانواده خود اختلاف فکری دارد، به این دلیل است که رسانه نتوانسته الگوهای درست و قهرمانان واقعی را به آنها معرفی کند. متأسفانه به همین دلیل است که بخشی از مردم، بهویژه قشر عام، به سمت رسانههایی مانند ایران اینترنشنال میروند، در حالی که بسیاری از مطالب این رسانهها نیز نادرست است.»
قاسمی در پاسخ به پرسشی درباره نگاه کلیاش به جنگ تصریح کرد: «به هر حال همه ما میدانیم که هیچ جنگی آزادی به وجود نمیآورد.» او در ادامه با بیان دیدگاه خود درباره واکنشهای اجتماعی گفت: «به نظر من آدمها چند دستهاند؛ گروهی باهوش هستند، گروهی سادهاند و گروهی هم احمقاند. منظورم از احمق، توهین نیست، بلکه افرادی با سطح درک بسیار پایین هستند. گاهی انسان نمیداند باید برای این افراد متأسف باشد یا از آنها آزرده شود، چون در برخی موارد، حماقت با نوعی وقاحت هم همراه شده است.» این بازیگر در پایان با انتقاد از برخی واکنشها در فضای مجازی گفت: «برخی از همین افراد از دموکراسی و آزادی بیان صحبت میکنند، اما اگر کسی برخلاف نظرشان حرف بزند، به شدت به او حمله میکنند. مثلا کامنتهایی زیر پست مارال فرجاد را دیدم که واقعاً تأسفبرانگیز بود؛ در حالی که خود مارال درگیر درمان سرطان است، عدهای بدون هیچ ملاحظهای واکنش نشان میدهند. حضرت علی میگوید بالاترین عبادت تفکر است. این بیدلیل نیست. یعنی اگر این کار را بیشتر از چند روز انجام دهی خدا به تو بینش میدهد تا زود به آدمها حمله نکنی.»

او ادامه داد: «خیلی مهم است که آدم پای مواضع خود بایستد و برای منافع عقایدش را تغییر ندهد. ما همیشه پای کار دلی خود که در این کشور کردیم ایستادیم. اگر قرار است بعد از این اتفاقات باز هم به آنهایی که به مردم و کشور پشت کردند بها داده شود، ناحقی در حق کسانی است که در کنار کشور ایستادند. آزادی با جنگ به دست نمیآید. من از روز اول گفتم خدایا روزی نیاید که بچه من بلهقربانگویی اسرائیل را بکند، که یک مادر جرات نکند بچه خود را تا سر کوچه بفرستد، که مبادا دزدیده و به جزیره اپستین برده شود. اینها توهم نیست، واقعیت است.»
گیتی قاسمی در ادامه این گفتوگو، با اشاره به برخی واکنشها نسبت به تحولات اخیر اظهار کرد: «اینها همه به کنار، هرچقدر آدم پست و سنگدل باشد، بعید است ایرانی باشد و بپذیرد که یک غریبه، یک غریبه معلومالحال با رزومهای که امروز در دنیا مشخص است، بیاید در مملکت تو و رهبرت را بکشد و تو در برابر آن واکنشی مانند جیغ و شادی نشان بدهی. این به نظر من نوعی روانپریشی است.»
این بازیگر در ادامه افزود: «یک انسان حتی در بدترین شرایط هم ممکن است دلش برای یک قاتل در زمان اعدام بسوزد و بگوید این فرد چگونه به این نقطه رسیده که مرتکب قتل شده است اما اگر انسان ذرهای عاطفه داشته باشد، نمیتواند بپذیرد که یک غریبه بیاید و چنین کاری انجام دهد.»
قاسمی در ادامه با تأکید بر نقش الگوها در رفتار اجتماعی گفت: «مردم به رهبران و الگوهای خود نگاه میکنند. وقتی میبینند فردی جانش را کف دست گرفته و در میدان حضور دارد، طبیعی است که بر رفتار آنها نیز تأثیر بگذارد. من نمیتوانم مانند آنها باشم، اما حداقل کاری که میتوانم انجام دهم این است که در حد توان خودم مشارکت داشته باشم. به همین دلیل در طرح «جانفدا» ثبتنام کردم.»
این بازیگر ادامه داد: «برخلاف همه تصورات و شایعاتی که مطرح میشد، از جمله اینکه گفته میشد رهبر ما در زیرزمین پنهان شده یا به روسیه رفته، در نهایت مشخص شد که در محل کار خود و در کنار خانوادهاش شهید شد. با این حال، شاهد واکنشهایی مانند عزاداری یا تأثر عمیق از سوی برخی افراد نبودیم.»
او با بیان اینکه برخی از مخاطبان رسانههای دروغپراکن نیز بهتدریج دچار تردید شدهاند در ادامه با اشاره به ضرورت رجوع به عقل و منطق گفت: «به هر حال، انسان باید تا حدی با عقل خود نیز قضاوت کند. برای مثال، در جنگ ایران و عراق، در عملیاتی که ممکن بود 20 روز طول بکشد، حدود 2000 نفر از هر دو طرف کشته میشدند. حال چگونه ممکن است در عرض 48 ساعت، با تیربار، هزاران نفر کشته شوند؟ این موضوع قابل تأمل است.» وی تأکید کرد: «البته برخی افراد را میتوان آگاه کرد، اما نقش رسانه در این میان بسیار مهم است و باید هوشمندانه عمل کند.»

این بازیگر با اشاره به ضرورت اصلاح عملکرد صداوسیما اظهار کرد: «صداوسیما باید بسیار هوشمندانهتر عمل کند. مردم ما باهوش هستند، بهویژه نسل جدید، و باید برنامههایی تولید شود که بتواند آنها را جذب کند. ما نمیتوانیم فقط نکات مثبت خود را بیان کنیم و یا تنها بر نقاط ضعف دشمن تأکید داشته باشیم. مردم به دنبال صداقت، شفافیت و راستگویی هستند. ما باید مردم را باهوش ببینیم. مردم خود ما هستند؛ پدر،مادر، برادر، خواهر و دوستان ما. وقتی چیزی از تلویزیون میبینند،انتظار دارند که با واقعیت و صداقت مواجه شوند. باید از بیان غیرمستقیم و در لفافه فاصله بگیریم. لازم است که نقدپذیر باشیم، به نظرات مختلف احترام بگذاریم و فضایی ایجاد کنیم که مردم بتوانند گفتوگو و نظراتشان را بیان کنند.»
او ادامه داد: «نباید در برابر هر نظر متفاوتی جبهه بگیریم، بلکه باید هر کاری که میتواند حال مردم را بهتر کند، انجام دهیم.»
قاسمی با اشاره به تجربههای خود در میان مردم گفت: «ما مردم بسیار خوبی داریم. بارها در سطح شهر دیدهام که گروههایی از مردم در نقاط مختلف تجمع میکنند؛ در برخی مناطق تعدادشان زیاد است و در برخی کمتر. برای مثال، همین چند شب پیش در پردیس، فاز 11، حضور داشتم. برخی مرا شناختند و برخورد بسیار گرمی داشتند. حتی پرچمی به من دادند. این در حالی است که از آغاز جنگ در ماه رمضان تا امروز، در شرایط سختی مانند سرما و بارندگی حضور داشتهاند. به نظر من، مردم ما در حوزه دفاع و مواجهه با جنگ، عملکردی پیشرو و قابل توجه داشتهاند.»
قاسمی در ادامه این گفتوگو با اشاره به تجربه تاریخی مردم ایران در مواجهه با بحرانها گفت: «هیچکدام از مردم دنیا به اندازه ما صبوری و مقاومت از خود نشان ندادهاند.این نتیجه عملکرد افرادی مانند سردار حاجیزادهها و دریادار تنگسیریها است. اگر به شرایط نگاه کنید، میبینید که در همین جنگ، حتی پس از 12 روز، کسانی که در میدان حضور دارند، با آگاهی از اینکه ممکن است بهراحتی کشته شوند، همچنان ایستادگی و سینه سپر میکنند. در طول زندگیام همواره این افراد را تحسین کردهام و برایشان احترام قائل بودهام.»
او ادامه داد: «پدر من سالها رزمنده بوده و من با فضای جنگ بیگانه نیستم، اما آموزش نظامی ندیدهام. البته در حد استفاده از تفنگ شکاری تجربه دارم و میتوانم در دورههای کوتاهمدت آموزش ببینم و هر جا که لازم باشد، حضور داشته باشم.»
این بازیگر در ادامه این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره نقش هنرمندان در شرایط جنگ، اظهار کرد: «به نظر من هنرمندان باید مانند خود مردم رفتار کنند و قرار نیست کار خارقالعادهای انجام دهند. مشکل از جایی آغاز شد که برخی هنرمندان تصور کردند سیاستمدار هستند و به سمت تریبون رفتند و نقش اپوزیسیون را بازی کردند. هرکدام هم با نیت خاص خود.»
قاسمی با تأکید بر جایگاه مردم گفت: «هیچکس به اندازه خود مردم دلسوز مردم نیست. اگر کسی ادعا کند که برای فرزند دیگران بیش از خودشان دلسوزی میکند، این ادعا قابل پذیرش نیست. کسی که خارج از کشور نشسته و دیگران را تشویق میکند که به خیابان بیایند و در معرض خطر قرار بگیرند، باید پاسخگوی پیامدهای آن نیز باشد. باید به مادرانی که فرزندانشان آسیب دیدهاند پاسخ دهد و بگوید چه سهمی در این اتفاقات دارد. اگر کسی واقعاً در چنین تصمیماتی نقش داشته، باید بپذیرد که در قبال آن مسئول است؛ چراکه ممکن است اگر چنین تحریکاتی وجود نداشت، خانوادهها مانع حضور فرزندانشان در موقعیتهای خطرناک میشدند.»
قاسمی در پایان با انتقاد از برخی موضعگیریها در میان هنرمندان گفت: «برخی افراد برای دریافت جایزههای بینالمللی یا گرفتن اقامت، مواضعی اتخاذ میکنند و خود را دلسوز مردم نشان میدهند، در حالی که این رفتارها واقعی نیست. هنرمند سیاستمدار نیست و تحصیلات علوم سیاسی ندارد. نقش او این است که از طریق آثار، نقشآفرینیها و سخنانش تأثیر مثبت بگذارد. ما هنرمندان نیز بخشی از همین مردم هستیم و نباید خود را جدا از آنها بدانیم.»