به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، اما پشت این چهره جدی و نگاه باثبات، فیلمنامهای از یک زندگی واقعی جریان دارد که پر از پیچ و خمهای هالیوودی است. فیلمنامهای که با ثروت و رفاه آغاز میشود، با ورشکستگی به چالش کشیده میشود، و در نهایت، با ارادهای قوی برای بقا و درخشش مسیر خود را باز مییابد. حالا او روبهروی ما نشسته است.

قصه شیدا یوسفی از یک نقطه طلایی به معنای واقعی کلمه آغاز میشود. کودکیاش را در خانوادهای بسیار مرفه گذراند. پدرش، یکی از نامآشناترین هنرمندان بازار طلای تهران بود. شیدا از آن روزها با حسرتی همراه با نوستالژی یاد میکند: «من در خانوادهای به دنیا آمدم که هیچ دغدغه مالی نداشت. پدرم تخصصش جواهرات و انگشتر بود. کارخانه و کارگاه بزرگی داشتیم. خوب به یاد دارم وقتی بچه بودم و به کارگاه پدرم میرفتم، به معنای واقعی کلمه روی شمشهای طلا راه میرفتم. حتی گاهی برادههای طلا به کف کفشم میچسبید و با همانها به خانه برمیگشتم.»
اما این رویای درخشان، خیلی زود جای خود را به کابوسی تاریک داد. یک دزدی بزرگ، تمام هستی و سرمایه خانواده را به یغما برد. دزدی که هرگز پیدا نشد، اما مسیر زندگی شیدا و خانوادهاش را برای همیشه تغییر داد. او درباره این نقطه عطف میگوید: «آن دزدی باعث شد ما در چرخ و فلک زندگی، روی دیگر سکه را هم ببینیم. پشت سر آن، دزد به ماشین پدرم هم زد و زنجیرهای از اتفاقات تلخ رخ داد. با اینکه پدر و مادرم سعی میکردند ما بچهها متوجه عمق بحران نشویم، اما مگر میشد در آن خانه بود و تغییر را حس نکرد؟ آنجا بود که بزرگترین درس زندگیام را گرفتم: هیچچیز در این دنیا ماندگار نیست. هر چیزی که میآید، ممکن است روزی برود.»

شیدا یوسفی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 20 آذر 1365 در تهران می باشد که علاوه بر بازیگری، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده است.
این بانوی هنرمند در یک خانواده 5 نفره به دنیا آمده و دو خواهر بزرگتر از خود دارد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد، او ارتباط بسیار صمیمانه ای با پدرش داشته تا جایی که او را تنها مرد زندگیش میداند.
