لحظه ای که جسد پدرم را روی تخت بیمارستان دیدم دنیا روی سرم خراب شد! روایت شیدا یوسفی از بزرگترین غم زندگی اش/میگن دردی که تو رو نکشه قوی ترت میکنه

  دوشنبه، 11 خرداد 1405
لحظه ای که جسد پدرم را روی تخت بیمارستان دیدم دنیا روی سرم خراب شد! روایت شیدا یوسفی از بزرگترین غم زندگی اش/میگن دردی که تو رو نکشه قوی ترت میکنه
ساعدنیوز:شیدا یوسفی، بازیگر و منشی صحنه سینما و تلویزیون، در یک گفتگوی صریح و احساسی، پرده از یکی از تلخ‌ترین و درعین‌حال شجاعانه‌ترین شب‌های زندگی خود برداشت؛ شبی در سرمای زمستان که در میان هیاهوی یک پروژه پلیسی، با پیکر بی‌جان پدرش در ایستگاه پرستاری بیمارستان مواجه شد.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، مواجهه با فقدان والدین همواره یکی از سهمگین‌ترین چالش‌های عاطفی در زندگی هر فرد به شمار می‌رود. شیدا یوسفی با بازخوانی خاطره‌ای غمناک از دوران فعالیت خود به عنوان منشی صحنه در یک سریال تلویزیونی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی، به تشریح لحظاتی پرداخت که حرفه سخت سینما با فاجعه‌ای شخصی در هم آمیخت.

اضطراب در صحنه فیلم‌برداری؛ تپش قلبی که خبر از فاجعه می‌داد

یوسفی با اشاره به بستری بودن پدرش به دلیل عارضه قلبی اظهار داشت که با وجود برنامه‌های فشرده و شب‌کاری در سرمای زمستان، تلاش می‌کرده تا از هر فرصت کوتاهی برای عیادت پدرش استفاده کند. با این حال، در یکی از شب‌های کلیدی فیلم‌برداری که شامل پلان‌های تعقیب و گریز و صحنه‌های سخت یک سریال پلیسی بود، حالتی از اضطراب شدید و تپش قلب ناگهانی به سراغ او می‌آید.

وی در این باره می‌گوید:

«حالم مدام بدتر می‌شد و در دل خدا خدا می‌کردم که کار زودتر تمام شود تا بتوانم به بیمارستان بروم. حوالی نیمه‌شب، به محض پایان فیلم‌برداری، با سرعت حرکت کردم. به‌طور عجیبی تمام درهای بیمارستان که همیشه تحت کنترل شدید بود، برای من باز بودند و هیچ‌کس مانع ورودم نشد.»

مواجهه با حقیقت تلخ در ایستگاه پرستاری

این هنرمند در تشریح لحظه ورود به بخش مراقبت‌های ویژه افزود که با خروج پزشکان همراه با دستگاه شوک از اتاق پدرش و با وجود هشدارهای اطرافیان برای وارد نشدن، با پیکر بی‌جان پدرش روبرو می‌شود؛ لحظه‌ای که به تعبیر او، دنیا را روی سرش خراب کرد.

اما آن‌چه روایت یوسفی را متمایز می‌کند، تصمیم سخت و مسئولانه‌ای بود که او در ساعات پس از این فاجعه اتخاذ کرد. او با در نظر گرفتن تنهایی خواهر بزرگترش در خارج از کشور، دوری خواهر دوم و کهولت سن عموی خود، تصمیم گرفت این بار سنگین را تا سپیده دم به تنهایی به دوش بکشد. او بدون بیدار کردن اعضای خانواده، شب را در خانه یکی از دوستان نزدیکش سپری کرد و با طلوع آفتاب، آغازگر زنجیره خبررسانی به نزدیکان شد.

رویارویی با بزرگترین ترس؛ عبور از هراس دنیا

در بخش دیگری از این گفتگو، مجری برنامه با ابراز هم‌دردی و اشاره به تجربه مشترک خود در فقدان پدر، به تحلیل روان‌شناختی این بحران پرداخت. وی خطاب به یوسفی مطرح کرد که رویارویی با چنین رنج عظیمی، انسان را در برابر ناملایمات آینده مقاوم می‌سازد و از آن پس، دنیا دیگر جای ترسناکی نخواهند بود؛ چرا که فرد پیش از این با بزرگ‌ترین هراس زندگی خود مواجه شده و از آن عبور کرده است. دیدگاهی که مورد تأیید کامل شیدا یوسفی قرار گرفت.

مختصر بیوگرافی شیدا یوسفی

شیدا یوسفی بازیگر سینما و تلویزیون متولد 20 آذر 1365 در تهران می باشد که علاوه بر بازیگری، منشی صحنه و دستیار کارگردان بوده است.

این بانوی هنرمند در یک خانواده 5 نفره به دنیا آمده و دو خواهر بزرگتر از خود دارد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد، او ارتباط بسیار صمیمانه ای با پدرش داشته تا جایی که او را تنها مرد زندگیش می‌داند.

شیدا یوسفی

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها