به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، دانیال خیری خواه، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفتگو با رسانهها پرده از چالشها، مصدومیتهای شدید فیزیکی و فرآیند سخت آمادهسازی خود برای ایفای نقش در سریال «بیعاطفه» برداشت. وی در این مصاحبه اعلام کرد که به جای استفاده از بدلکار، تمامی سکانسهای اکشن و خطرساز را شخصاً به اجرا درآورده است.
خیری خواه با اشاره به جزئیات یکی از سکانسهای کلیدی این مجموعه (صحنه ربوده شدن یک کودک در مقابل مدرسه) اظهار داشت:
«طبق برنامه ریزی قبلی، مقرر بود در این سکانس حرکات نمایشی و پشتک از روی سقف یک خودروی پژو اجرا شود. اما ورود ناگهانی و پیشبینینشده یک خودروی جانبی به صحنه، روند فیلمبرداری را با اختلال مواجه کرد. من برای پیشگیری از تصادف و برخورد شدید، ناچار به تغییر مسیر فرود شدم که این اقدام منجر به چرخش شدید پایم از ناحیه زانو و ساق شد.»
این بازیگر در ادامه افزود که به دلیل سقوط ناشی از این حادثه، استخوان مچ دست وی نیز دچار ترکخوردگی شدید شد. خیری خواه با اشاره به روند مداوای خود گفت: «پس از چهار الی پنج روز استراحت مطلق و عدم توانایی در تحرک، به پزشک مراجعه کردم و پس از معاینات مشخص شد که استخوان دچار شکستگی شده و در همان مدت به صورت خودبهخودی جوش خورده بود.»
بخش دیگری از چالشهای این بازیگر در سریال «بیعاطفه»، به آمادهسازی فیزیکی و دگرگونی ظاهری وی برای نزدیک شدن به کاراکتر یک رزمیکار حرفهای مربوط میشد.
خیری خواه در این رابطه تشریح کرد که افزون بر آسیبدیدگیهای جسمی، فرآیند افزایش حجم عضلانی سنگینی را پشت سر گذاشته است. وی توانسته است وزن خود را با تمرینات فشرده از 73 کیلوگرم به 90 کیلوگرم (17 کیلوگرم افزایش وزن خالص عضلانی) برساند تا فیزیک بدنی او متناسب با ابزارهای حرکتی یک مبارز رزمیکار بازتعریف شود.
سریال «بیعاطفه» که فصل نخست آن به تازگی در 15 قسمت به پایان رسیده، ملودرامی آشنا با تکیه بر مولفههای امتحان پس داده و محبوب مخاطبان ایرانی است. عشق، نفرت و انتقام، تمهای اصلی فیلمنامه آن به حساب میآیند که به گسترش قصه در عرض کمک شایانی کردهاند.
روایت عاشقانه سریال «بی عاطفه»، از همان ابتدا یادآور درامهای کلاسیکی است که در تاریخ سینما و ادبیات جاودانه شدهاند، از «رومئو و ژولیت» گرفته تا داستانهای معاصر عاشقانه با پسزمینهای اجتماعی. در این روایت، 2 جوان عاشق در مقابل دیوار بلند اختلافات خانوادگی قرار گرفتهاند، اما برخلاف الگوهای تکراری، اینجا ماجرا تنها بر سر مخالفت خانوادهها نیست، بلکه سایه سنگین اشتباهات نسل پیشین بر سر آنان افتاده است.
آیا شما حاضرید برای شغلتان جان خود را به خطر بیندازید؟