به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، از آبان 98 به بعد، فضای فرهنگی و هنری ایران بهتدریج وارد دورهای شد که در آن بسیاری از هنرمندان احساس میکردند خروج از روایت غالب، هزینههای سنگینی همچون حملات مجازی، تخریب رسانهای و بایکوت شدن توسط همکاران و مخاطبان را در پی دارد. این شرایط، فرهنگ عمومی سکوت را در میان جامعه هنری رواج داد؛ سکوتی که در بسیاری از مواقع، نه از سر اعتقاد، که محصول مستقیم ترس و یا مصلحتاندیشیهای شخصی بود.
دردِ عمیقتر این فضای غبارآلود، سکوتِ کسانی است که پیشتر در تعاملات نزدیک با چهرههای تراز اول نظام، از منش و حمایتهای آنان بهرهمند شده بودند، اما در بزنگاههای سرنوشتساز تاریخ، حتی از بیان چند جمله درباره آن تجربیات خودداری کردند. این سکوتِ انتخابی، تضادِ رفتاریِ عجیبی را به نمایش گذاشت که بیش از هر زمان دیگری در نگاه افکار عمومی برجسته شد.
اما همزمان با تحولات ماههای اخیر و رخدادهای مرتبط با شهادت رهبر شهید، ورق در فضای فرهنگی برگشت. در روزهایی که در حافظه تاریخی این سرزمین ثبت خواهد شد، چهرههایی همچون محسن چاوشی، پردیس احمدیه، مهران غفوریان، تورج اصلانی، امیر غفارمنش و خانواده شریف داودنژاد تصمیم گرفتند تا بدون لکنت، محافظهکاری و واهمه از برچسبهای مرسوم، پای باورهای خود بایستند. این کنش جمعی، مهمترین گام برای شکستن فضای ترسآلودی است که سالها بر بدنه هنری کشور سایه افکنده بود.
«نظر شما درباره ایستادگی این هنرمندان چیست؟ آیا سکوتِ برخی دیگر از چهرههای هنری را توجیهپذیر میدانید؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.»