شهین تسلیمی: من تو کانادا بودم بهم گفتن که بچه‌ت سرطان داره قلبم گفت من شفاشو میگیرم /من نخونده بودم واقعاً دعای توسل رو، اولین دفعه اونجا خوندیم دعای توسل رو جیغ میزدم +ویدئو

  جمعه، 05 تیر 1405
شهین تسلیمی: من تو کانادا بودم بهم گفتن که بچه‌ت سرطان داره قلبم گفت من شفاشو میگیرم /من نخونده بودم واقعاً دعای توسل رو، اولین دفعه اونجا خوندیم دعای توسل رو جیغ میزدم +ویدئو
ساعدنیوز: شهین تسلیمی در روایتی احساسی از لحظه‌ای می‌گوید که خبر بیماری دخترش را شنید؛ لحظه‌ای که به گفته خودش «انگار تمام دنیا روی سرم خراب شد». او می‌گوید در آن روزها زمان متوقف شده بود، اما امید، دعا و توکل آرام‌آرام مسیر زندگی‌شان را تغییر داد و نوری تازه به خانه‌شان آورد. او هنوز آن روز را فراموش نکرده و آن را نقطه عطف زندگی خود می‌داند.

به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، شهین تسلیمی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، در ناگفته‌هایی تکان‌دهنده از دوران حضورش در کانادا، پرده از ماجرای ابتلای دخترش به بیماری سرطان و شفای معجزه‌آسای او پس از توسل در غربت برداشت.

شهین تسلیمی: «من تو کانادا بودم بهم گفتن که بچه‌ت سرطان داره. عاشق بچه، مادر... ببین خدا شاهده انگار این وجود من همه خرد شد ریخت. انگار فکر کردم ریخت، فقط قلبم مونده اینجا. بعد قلبم میدونی چی گفت؟ گفت من شفا باهاش رو می‌گیرم، از خدا شفاشو می‌گیرم. برای یک اپسیلون من فکر نکردم اینطوری بشه. انقدر ایمونم قوی بود و نشد دیگه.»

«اولین دعایی که ما توی کانادا، که چند نفر جمع شدن و اینا، دعای سه شنبه بود. من نخونده بودم واقعاً دعای توسل رو. اولین دفعه اونجا خوندیم دعای توسل رو، که اینا می‌خوندن من جیغ می‌زدم، اینا رو می‌گرفتم و می‌گفتم. هی اسم امام‌ها رو می‌آوردن، من هی گریه می‌کردم که... هی گریه می‌کردم، جیغ می‌زدم و اون شب گفتم خدایا من که قابل نیستم، کسی هم که خواب ببینه بیاد تعریف کنه من باور نمی‌کنم. یه دختر داشتم، دو تا دختر دارم، اون یکی دخترمه انقدر معصومه، انقدر معصومه که بابا حامله هم بود. من گفتم خدایا اون که انقدر معصومه گناه نکرده، اون خواب ببینه. همون شبی که ما این دعا رو خوندیم، دعای توسل رو...»

«معجزه‌هایی دیدم من. همون شب گفتم خدایا اون خواب ببینه به من بگه، من دق می‌کنم خداها، دق می‌کنم‌ها! فردا شد یادم رفت، انقدر دیگه ناراحت بودم اینا یادم رفت. همین سر سجاده نماز نشسته بودم، یهو یادم افتاد که من دیشب یه همچین فکری رو کردم، نیتی رو کردم. خدا شاهده زنگ زدم به دخترم؛ حالا دخترم هم خب طفلک اونم حامله بود، هول می‌کرد و اینا. دید من... مامان چرا صدات درنمیاد؟ گفتم داره چیز میشه، بچه‌ام داره... گفت مامان غصه نخور، غصه نخور من دیشب خواب دیدم. من یهو یادم افتاد، یادم رفته بود! گفتم چی خواب دیدی؟ بعد خوابشو تعریف کرد. گفت غصه نخور خوب میشه مامان، خوب میشه. من دیگه نفهمیدم، گفتم خداحافظ. گوشی رو گذاشتم زمین، تلفن کردم به این، به اون، به این، به اون، گفتن خب دخترت خوب شده دیگه، شفا گرفته. و واقعیتم شفا داده بودن دختر... از اون موقع تا حالا دختر من اصلاً طرف دکتر نرفته که برای این مریضی که بگه من اینو بخورم، اونو نخورم.»

درباره شهین تسلیمی بیشتر بدانید

شهین تسلیمی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است که در 19 شهریور 1334 در تهران (یا خشکرود) متولد شد. او فعالیت هنری خود را از تئاتر در جوانی آغاز کرد و مدتی نیز در رادیو تجربه‌هایی داشت، اما به دلایل شخصی و مخالفت خانواده، برای مدتی از فعالیت حرفه‌ای فاصله گرفت. سال‌ها بعد و در میانسالی به ایران بازگشت و دوباره وارد عرصه بازیگری شد و با حضور در تلویزیون به‌ویژه آثار کمدی شناخته شد.

شهین تسلیمی با حضور در مجموعه‌هایی مانند «باغ مظفر» (به کارگردانی مهران مدیری) وارد تلویزیون شد و سپس با سریال‌هایی مثل «زن بابا»، «چهارچرخ» و «خانه اجاره‌ای» بیشتر شناخته شد. او علاوه بر نقش‌های طنز، در آثار جدی‌تری مانند «وضعیت سفید» و «ارمغان تاریکی» نیز بازی کرده و توانایی خود را در نقش‌های متفاوت نشان داده است. از دیگر آثار مطرح او می‌توان به فیلم «طلا و مس» و سریال‌هایی مانند «دلنوازان» و «مادرانه» اشاره کرد.

اگر جای شهین تسلیمی بودید و با چنین خبری روبه‌رو می‌شدید، اولین کاری که برای حفظ آرامش خودتان انجام می‌دادید چه بود؟

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها