به گزارش سرویس روانشناسی ساعدنیوز، دوران عقد یکی از شیرینترین و در عین حال پیچیدهترین دورههای زندگی مشترک است. از نظر شرعی و قانونی، دختر و پسر همسر یکدیگر محسوب میشوند، اما از نظر عرفی، هنوز زیر یک سقف نرفتهاند. همین تضاد بزرگ، ریشه اصلی سوءتفاهمهاست. خانوادهها معمولاً از روی دلسوزی یا پایبندی به سنتها، فیلترها و محدودیتهای سختی برای رفتوآمد زوجین تعیین میکنند؛ غافل از اینکه این کنترلگریهای بیش از حد، چطور میتواند شیرینی این دوران را به کام جوانان تلخ کند.
دکتر سعید عزیزی با اشاره به تماسهای مکرر و بیموقع برخی والدین در مهمانیها و بیرون رفتنهای دوران عقد (مانند جملاتی مثل «کجایی؟ با کی هستی؟ زودتر برگرد خونه!») معتقد است که این رفتارها مستقیماً به استقلال عاطفی زوج جدید ضربه میزند. وقتی پدر یا مادر فراموش میکنند که طرف مقابل دیگر یک «غریبه» نیست بلکه همسر رسمی فرزندشان است، ناخواسته بذر بیاعتمادی و لجبازی را در رابطه میکارند. رفتارهایی که گاهی داماد را به این نتیجه میرساند: «اگر الان این است، وای به حال بعد از عروسی!»
روانشناسان تاکید میکنند که حل این بحران، نیازمند یک مدیریت هوشمندانه از طرف دختر و پسر است. زوجین باید ضمن احترام به دغدغهها و نگرانیهای سنتی والدین، به مرور زمان مرزهای استقلال زندگی دو نفره خود را نیز مشخص کنند. دوران عقد، تمرینی برای حل چالشهای بزرگتر در آینده است و کلید موفقیت در آن، گفتگوی شفاف و صبورانه است، نه لجبازی یا پنهانکاری.
شما هم در دوران عقد از این قانونهای عجیب و حکومتنظامیها داشتید یا آزادی کامل بود؟ عجیبترین شرطی که خانوادهها براتون گذاشتن چی بود؟ برامون بنویسید!