سایرین می خوانند
تبلیغات در
ساعد نیوز
0913
211
3120


تماس
آرتا پیشگامان آیریک آگهی های استخدامی خانه مهر کودکان صنایع غذایی هومینا

آسیب های روانی کلاس های آموزشی کودکان در تابستان

  دوشنبه، 17 تیر 1398   زمان مطالعه 4 دقیقه
آسیب های روانی کلاس های آموزشی کودکان در تابستان آسیب های روانی کلاس های آموزشی کودکان در تابستان
خلاقیت و کنجکاوی، دو مهارت کاربردی و مهمی است که کودک از طریق بازی به آن مجهز می‌شود و جالب این که هیچ کلاس آموزشی قادر به افزایش این دو مهارت در کودکان نیست. کودکان از طریق بازی می‌توانند استرس خود را کم کنند و رابطه خود با والدین را بهبود بخشند.

 به گزارش سایت خبری ساعد نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، برای افرادی مانند من که مربوط به نسل‌های قبل هستیم، کودکی به معنی صبح تا شب بازی در کوچه و خیابان، دویدن، خاله بازی، گل کوچیک و لی‌لی بازی است. کودکی برای‌مان فارغ از هر چیزی، فقط بازی کردن و سرخوش بودن از وقت گذرانی با دوستان بود.

تک و توک بچه‌هایی بودند که بعد از تعطیلات مدارس به کلاس‌های تابستانی می‌رفتند که در مدارس برگزار می‌شد که آن‌ها هم از رنگ کردن کاسه‌های سفالی فراتر نمی‌رفت! ولی با این همه، بچه‌ها با تمام وجود بچگی می‌کردند و درگیر رقابت و آوارگی از این کلاس به کلاس دیگر نبودند، اما در دنیای امروز، ماجرا خیلی فرق کرده است. به گزارش دویچه وله، به تازگی سازمان جهانی «صندوق نجات کودکان» اعلام کرده کودکانی که امروز متولد می‌شوند، شانس بیشتری برای داشتن زندگی سالم در امنیت، تحصیل و شکوفایی استعداد‌های خود دارند، اما باز هم بعد از تهیه گزارشی از ۱۷۶ کشور جهان، به این نتیجه رسیدیم که از هر چهار کودک، یکی کودکی ندارد که ۶۰ درصد آن به فقر برمی‌گردد. در ادامه، نکاتی را درباره بچگی کردن مطرح خواهیم کرد.

 

بازی، حلقه گم شده سلامت

روان کودکان

این روز‌ها وقت خالی و بازی فیزیکی برای بچه‌ها معنی ندارد. بچه‌ها به محض این‌که بیکار می‌شوند، والدین استرس و عذاب وجدان می‌گیرند که نکند بچه‌های دیگران مشغول آموزش هستند و فرزند آن‌ها از قافله عقب مانده است. پس نتیجه این می شود که کودک باید به یک ساز موسیقی مسلط باشد، یک حرفه ورزشی را دنبال کند، کلاس چرتکه هم که ضروری است و بدون کلاس زبان و استخر هم که پرورش بچه غیر ممکن است. یعنی گاهی بچه‌ها، عصر‌ها تازه به خانه برمی‌گردند و فقط فرصت خوردن یک وعده غذا و استراحت برای‌شان باقی می‌ماند و فردا روز از نو و روزی از نو. یعنی بازی، حلقه گم شده زنجیره سلامت روان کودکان ماست به طوری که بازی را وقت تلف کردن و فرصت‌سوزی می‌دانیم و ترجیح می‌دهیم فرزندمان در معرض آموزش‌های مستقیم قرار بگیرد. در حالی‌که بازی و کودکی دو عنصر جدا نشدنی از یکدیگر هستند و کودک بسیاری از مهارت‌های ضروری برای زندگی خویش را از طریق آن یاد می‌گیرد.

 

۲ مهارت مهمی که کودکان با بازی یاد می‌گیرند

خلاقیت و کنجکاوی، دو مهارت کاربردی و مهمی است که کودک از طریق بازی به آن مجهز می‌شود و جالب این که هیچ کلاس آموزشی قادر به افزایش این دو مهارت در کودکان نیست. کودکان از طریق بازی می‌توانند استرس خود را کم کنند و رابطه خود با والدین را بهبود بخشند. در قالب بازی، کودکان قادر به شناسایی احساسات خود می‌شوند و تعامل سازنده با کودکان دیگر را یاد می‌گیرند. حتی تحقیقات نشان داده به وسیله بازی پیشرفت تحصیلی کودکان افزایش می‌یابد و سطح همکاری و قانون‌مندی آن‌ها بیشتر می‌شود پس زمین بازی بهترین جا برای کودکان است تا هم یاد بگیرند و هم لذت ببرند.

 

لقب کودکان امروزی؛ کودکان شتاب‌زده!

علاوه بر موارد گفته شده، کودکان امروزی درگیر مسائل و موضوعاتی هستند که ربطی به سن و سال آن‌ها ندارد و فقط ذهن آن‌ها را در گیر می‌کند. «دیوید الکایند»، روان شناس کودک به کودکان امروز لقب کودک شتاب زده را داده است، چون فشار زندگی مدرن، کودکان را وادار می‌کند بسیار زود بزرگ شوند و دوران کودکی آن‌ها سرشار از فشار روانی است. از کودکان امروزی توقع می‌رود در مدرسه موفق شوند، در ورزش رقابت کنند و بچه خوبی هم برای پدر و مادر خود باشند. متاسفانه کودکان قبل از این‌که مسائل مربوط به رده سنی خود را حل و فصل کنند، از طریق رسانه‌ها در معرض اخبار مربوط به خشونت، جنگ و سیاست قرار می‌گیرند و همین برای آن‌ها بار روانی دارد و کودک قادر به تحلیل این مسائل با ذهن بچه‌گانه خود نیست. والدین باید دقت داشته باشند برنامه‌ریزی فشرده برای بچه‌ها ایجاد تنش و اضطراب می‌کند و کودکان؛ بزرگ سالان کوچک نیستند بلکه احساسات و اندیشه‌های کودکانه دارند و برای رشد و تحول سالم به سال‌های کودکی نیازمندند.

 

کودکان را به شکل یک آدم بزرگ سال نبینید!

جای تاسف است که بعضی والدین مسائلی مانند مسائل مالی، اختلافات خانوادگی و به طور کل تمامی جزئیات زندگی را با کودک مطرح می‌کنند و گاهی با کودک درد دل هم می‌کنند، همین باعث ایجاد نوعی حس منفی در کودک می‌شود. او احساس می‌کند باید اقدامی در این باره انجام دهد و با توجه به این‌که کودک قدرتی ندارد در نتیجه فقط نگران و مضطرب می‌شود و از این‌که قادر نیست کاری برای بهبود اوضاع انجام دهد، غمگین می‌شود. در نتیجه حتی اگر احساس می‌کنید فرزندتان بیشتر از سنش می‌فهمد و قادر به تجزیه و تحلیل امور است، برای رفتار کردن با او به شکل یک آدم بزرگ سال وسوسه نشوید و اجازه دهید او از این مسائل دور بماند و تمام و کمال شیرینی سال‌های کودکی را تجربه کند، چون بعد‌ها فرصت فراوانی برای رفتار کردن به شکل آدم بزرگ‌ها خواهد داشت.

  دیدگاه ها
  پربحث های هفته
  آخرین تصاویر
چاپ مقاله در مصاحبه دکتری