ژرفانگری زیست محیطی

  یکشنبه، 02 آذر 1399   زمان مطالعه 11 دقیقه
دکتر محسن شیراوند : ژرفانگری زیست محیطی
معنویت الهی موجود در طبیعت، امري قرآنی – حکمی است که اندیشۀ بوم شناختی معنـوي اسـلامی را شـکل می دهد. اندیشۀ بومشناختی معنوي همان مظهریت عالم است که هر اندیشۀ غیراخلاقی در طبیعت را فاقـد جایگـاه میداند. با پذیرش اندیشۀ تجلی، ذات جهان، نه ماده اي تیره و تار، بلکه حقیقتی زیبا و الهی دارد که شایسـتۀ احتـرام اخلاقی است.

بر اساس آموزه هاي شریعت اسلامی، بحث دربارة بومشناختی معنوي امکان پـذیر اسـت. در ایـن میـان، چـون حکمت ناب اسلامی روایتگر وجه باطنی شریعت است، این سامانۀ معرفتی نیز از ظرفیت بالایی در تفسـیر و تبیـین حقایق طبیعت برخوردار است. گزارة «طبیعت تجلی ذاتی خداست»، آموزه اي شریعت محور و حکمت پرور اسـت کـه محیط زیست را آکنده از معنویت خواهد کرد. از آنجا که انسان ذاتاً موجودي خداجوست، در صورت تبیین صـحیح و به دور از افراط و تفریط حقایق مکنونه در شریعت ناب اسلامی و حکمت خالدة اسلامی دربـارة قدسـیت طبیعـت، و "طرح معنویت زیست محیطی"، بی تردید انس و عشق انسان به طبیعت و در نتیجه جهانداري و حتی جهان آرایـی را به دنبال خواهد داشت. دکتر محسن شیرآوند استادیار اخلاق زیستی دانشگاه اصفهان طی یادداشتی اختصاصی برای ساعد نیوز به تبیین آموزه "ژرفانگری زیست محیطی" پرداخته است. دکتر محسن شیرآوند دارای مدرک دکترای فلسفه اخلاق از روسیه و مدرک فوق دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه تهران است:

تصویر

مبحث «اسم»به عنوان یکی از عمیقترین و درعـین حـال زیبـاترین حـوزه هـاي معرفتـی حکمـت اسلامی زیرمجموعۀ تجلی محسوب میشود. در عرفان اسلامی، هر موجودي مظهر و مجلاي یکی از اسماي الهی محسوب میشود.هستی شناسی حکمت اسلامی موجودات عالم، طبیعت و محیط زیست را امـوري مسـتقل و قـائم به ذات نمی داند؛ بلکه آنها را «صفت و نسبت حق تعالی» تلقی میکند. بـا یـک توضیح کوتاه باید گفت که حق تعالی داراي دو مقام است: الف) مقام ذات: در این مقام، حق تعالی داراي هیچ تعینی نیست. به بیان دیگر، خداوند در ایـن مقـام داراي هـیچ اسم و رسمی نیست و تا ابد ناشناخته خواهد ماند. در واقع، این مقامِ احدیت خداونداست که هـیچ تکثـري در آن راه ندارد.

ب) مقام تجلی: در این مقام، حق تعالی براي این که ذات نامتناهی خود را معرفی کند، نخستین مرتبـه از تجلـی و ظهـور ذات را متجلـی سـاخت. بـه ایـن مرتبـۀ نخسـتین کـه علـم حـق تعـالی اسـت، «تعـین اول» می گویند. در واقع، حقیقت تعین اول «علم و خودآگاهی» خدا به خود است که هیچ تکثـري در آن راه ندارد. در مرتبۀ دوم خداوند به نحو تفصیلی و جزئی به همۀ کمالات موجود در خود نگاه مـی کنـد. بـه ایـن نظارة دوم، که نگاه به کمالات موجود در خود است، «تعین ثانی» گوینـد. هر دو تعین اول و ثانی، مرتبۀ علم خدا محسوب میشوند؛ لکـن تعـین اول علـم کلـی است، نه علم به جزئیات؛ و تعین ثانی علم به کمالات به نحو جزئی است؛ علم به تک تک موجودات است. کمالات موجود در حق تعالی همان اسم است و حقیقت این کمالات عبارت است از: قدرت، حکمت، سمع، بصر، علـم و همـۀ کمالات موجود در خدا. به زبان ساده، تعین ثانی نقشه و طراحی خداونـد بـراي خلقـت اسـت کـه مـوطن آن ذهـن خداست و عالم خلقت عینیت یافتۀ همین علم و خودآگاهی خداوند است. در واقع، خداوند مرتبۀ علمیۀ خـود در تعـین ثانی را به منصۀ ظهور و تجلی درمی آورد و مخلوقات و موجودات و کل کائنات را که قالـب هـاي آن مرتبـۀ علمیـه است، پدیدار میکند؛ بنابراین، موجوداتی که پیرامون ما در حوزة محیط زیست زندگی میکننـد ، هـر کـدام در حکـم «نقشه، طراحی و تدبیر» حق تعالی محسوب میشوند و در یک کلام، هر موجودي در طبیعت، مظهر یکی از اسماي الهی است.

در واقع، موجودات طبیعت چیزي جز علم خدا، حکمت خدا و قدرت خدا نیستند. با این بیـنش در حکمـت اسلامی، طبیعت سراسر قدسیت و معنویت است و جسارت و اسائه ادب به هر موجـودي تـوهین بـه نقشـه و تـدبیر الهی شمرده میشود. در آموزههاي حکمت اسلامی، اسم تعین یافته مقام ذاتی خداوند به شـمار مـی آیـد.هرگـاه ذات الهی با صفت و تعین خاصی تجلی کند، اسم پدیدار می شود علامـه طباطبـایی در رسالۀ الاسماء از رسائل توحیدیه، در تبیین حقیقت اسم میفرماید: اسم چیزي جز ذات خدا بههمراه بعضی اوصاف اخذشده نیست. بـا ایـن وصـف ، آنچـه عالم را تشکیل می دهد و به تبعِ موضوع مورد بحث، آنچه در طبیعت و محیط زیست هست، همگی اسم االله اند. بـه تعبیر ابن عربی، عالم کثرت چیزي جز اسماي الهـی نیسـت. عـالم سراسـر اسـم است.این همان نکتهاي است که امام علی نیز در دعـاي کمیـل بـدان اشـارت فرمودند: "و باسمائک التی ملأت ارکان کل شیء".

دیده اي نیست نبیند رخ زیباي تو را

نیست گوشی که می نشنود آواي تو را

هیچ دستی نشود جز برِ خوان تو دراز

کس نجوید بـه جهـان جـز اثـر پـاي تـو را

براین اساس، عالم و بلکه تاروپود همۀ اشیا جنبۀ الوهیت به خود میگیرد و انسان درهر جا و مکانی کـه باشـد و به هر طرف که رو کند، مستغرق در تجلیات الهی است. ازاینرو، هر موجودي در طبیعت به قدر وسع و ظرفیت خـود ، مظهر یکی از اسماي الهی شمرده میشود و همۀ کمالات و صفات باري تعالی را در خود منعکس میکند. این نگـرش بـه محـیط زیسـت، یعنـی حضـورهمـه جـایی خـدا در طبیعـت، مبـین قدسیت آن خواهد شد. در چنین فضاي قدسی اي، محیط زیست از حالت ماده محوري خارج شده، سراسر معنوي خواهد شد وهمین نگره موجبات عشق ازلی انسان به طبیعت را فراهم می آید. پس از توضیحات مفصلی که دربارة بحث تجلی عالم ارائه شده، ممکن است این پرسش ایجاد شـود کـه آیا به راستی تجلی عالم باعث قدسیت آن نیز میشود؟ پس از توضیحات مفصلی که دربارة بحث تجلی عالم ارائه شده، ممکن است این پرسش ایجاد شـود کـه آیا به راستی تجلی عالم باعث قدسیت آن نیز میشود؟ در پاسـخ بایـد بـه دو نکتـۀ مهـم توجـه کـرد: اولاً مطـابق آموزه هاي عرفان اسلامی، «تجلی» نزول وجود حق تعالی در ممکنات است، به شکلی که منقصـتی بـراي حضـرتش ایجاد نمیکند. به عبارت دیگر، مطابق عبارت "الإفاضۀ صدور المفاض من المفـیض، بحیـث لایـنقص مـن کمالـه شیء إذا صدر عنه، و لایزید فی کماله شیء إذا رجع إلیه؛ کوقـوع الظـلّ مـن ذي الظـلّ، والعکـس مـن العـاکس"، دو نوع فیض و تجلی وجود دارد: نخست تجلی حق تعالی از مرتبۀ غیب الغیـوبی و ایجـاد اسما و صفات الهی (فیض اقدس)؛ سپس سریان فیض از مرتبۀ اسما و صفات بـه اعیـان خـارجی (فـیض مقـدس). در واقع، تجلی چیزي جز انکشاف شمس حقیقت وجود و ظهور نـور او در مظـاهر خلقیـه نیست و اعیان خارجی مرآت و عکس عاکس محسوب میشوند. فیض مقدس یا عالم خارجی، حاصل اقتران ظـاهر هستی با قوابل اقدسی است که صلاحیت انتساب احکام فواعل و قوابل مستقل خارجی به خود را داراست؛ یعنـی در هنگام اظهار تعینات خاصه اي که از مراتب مختلفۀ آن میباشندو در قالب آنها درآمده انـد و از ایـن طریـق فاعـل و قابل مستقل پنداشته میشود و بههمین اعتبار، اسم عالم بر فیض مقدس نیز اطلاق مـی شـود و در نتیجـه نسـبت واقع بین این فیض و مبدأ آن ایجاد میگردد و خلق نامیده میشود. بـا ایـن وصف هر تجلی اي نوعی فیض است وهر فیضی قرین قدسیت؛ خواه اقدس و خواه مقدس.

تصویر

بوم شناسی معنویت اسلامی (باید بر اساس یـک فراینـد فلسـفی – عرفـانی تبیین شود. به نظر مناسب ترین تبیین، تمرکز بر قاعدة تشکیک وجـود اسـت. ایـن قاعـده نقـش بسـزایی در تبیـین هستی در حکمت اسلامی و عرفانی ناب اسلامی ایفا کرده است. این امر، همانطورکه بـا وحـدت وجـود عرفـانی و قول به تجلی مبنی بر اینکه حق درهمه جا حضور دارد، قابل تبیین اسـت ، مطـابق بـا تقریـر تشـکیک وجـود هـم می تواند تببین شود. بر اساس تفسیر صدرایی از تشکیک وجود، عالم وجود به عنوان یک حقیقت واحد، داراي مراتب مختلفی است. منشأ و منبع این وجود، خداونداست که در رأس هرم هستی قـرار دارد و ایـن وجـود در کـل عـالم و همۀ اشیا ساري و جاري است. علامه طباطبایی (ره) در این باره میفرمایند: فللوجود کثرة فى نفسه، فهل هناك جهۀ وحدة ترجع الیها هذه الکثرة من غیر ان تبطـل بـالرجوع، فتکـون حقیقۀ الوجود کثیرة فى عین انّها واحدة و واحدة فى عین انها کثیـرة و بتعبیـر آخـر حقیقـۀ مشـکّکۀ ذات مراتب مختلفۀ یعود ما به الامتیاز فى کلّ مرتبۀ الى ما به الاشتراك... در واقع، بر اساس اصالت وجود، از طرفی آنچـه مـتن عـالم خـارج را اشـباع کـرده ، وجـود واحـدي اسـت کـه مابه الاشتراك همۀ موجودات است و از سوي دیگر، مابه الامتیاز موجودات نیز درهمین وجود واحد است که بـه نحـو شدت و ضعف در همۀ موجودات عالم یافت می شود. دقیقتر بخـواهیم بگـوییم ، مابـه الاشـتراك موجـودات ، همـان مابه الافتراق است؛ چرا که در اصالت وجود گفته شد که اشیا در اصل وجود باهم وحدت دارنـد و اخـتلاف ماهیـات ، امري ظاهري است: فکل نحو من أنحاء الوجود مخالف لنحو آخر مخالفۀ بالذات مع اتحادها فی المعنى و الحقیقۀ و هذا معنـى التشکیک... ان افراد مفهوم الوجود لیست حقائق متخالفه بل الوجود حقیقه واحـده و لـیس اشـتراکها بـین الوجودات کاشتراك الطبیعه الکلیه ذاتیه کانت او عرضیه بین افرادها.

واضح است در این صورت، وحدتی که در چنین حقیقتی وجود دارد، وحدتی است که عین کثرت است و کثـرت منطوي در آن عین وحدت است. وحدت عبارت است از این که حقیقت وجود، امر واحـدي اسـت کـه مراتـب دارد. در واقع، «وجود» باري تعالی و «وجود» طبیعت، تفاوت ماهوي باهمدیگر ندارند؛ بلکه این تفاوت، از حیث رتبـه، درجـه، شدت و ضعف است. نیک پیداست بر اساس تشکیک وجود، همۀ موجودات از جنس وجودند و حتی درخشـان تـرین موجود عالم، یعنی خداوند نیز در این سلسله قرار دارد. بنـابراین، «یکپـارچگی و تجـانس» جهـان ، از دیگـر ثمـرات وحدت تشکیک وجود است. از خالق تا مخلوق، همگی جنس واحدي به نـام «وجـود » دارنـد وهـیچ موجـودي بـر دیگري، جز در شدت و ضعف، برتري ندارد. لذا وجود کل عالم و به تبع آن، طبیعت و محیط زیست، نتیجـۀ تجلـی و تشأن خداونداست. در این امر، دو نکتۀ بسیار مهم نهفتـه اسـت: اولاًهـر چیـزي کـه نتیجـۀ تجلـی الهـی باشـد ، خود به خود موجودي مقدس شمرده میشود و تجاوز بدان، نزدهر انسانی اخلاقاً محکـوم و مـذموم اسـت ؛ ثانیـاً بـر اساس قواعد فلسفی ملاصدرا «هر موجودي – ولو جمادات- داراي همۀ کمـالات خداونـد محسـوب مـی گردنـد ». به عبارت دیگر، هر چیزي که موجود است، از همۀ کمالات الهی – البته با شدت و ضعف - برخوردار است. بنـابراین بر اساس اصول مندرج در قاعدة تشکیک وجود، جنس الاجناس همۀ موجودات درهـر مرتبـه اي (حیـوانی، نبـاتی و جمادي) «وجود» است. به حیث وجودي، بین کوه، دریا و جنگل هیچ تفاوت و برتري نیست؛ بلکه درسـت بـرعکس، جهت تشکیل یک زیست بوم، به همۀ موجودات نیاز است. اینگونه نیست که موجـودي زایـ دو یـا غیرمفیـد باشـد. افزون بر این، چنانکه گفته شد، وجود خود امري دو لایه اي است: متافیزیکی و فیزیکی. بنـابراین، جهـان، موجـودي مادي - متافیزیکی است که این اتصال ماده با ماوراي ماده، ثقل پژوهش ما را در معنویـت زیسـت محیطـ ی شـکل میدهد؛ امري که تقدس همیشگی به طبیعت میدهد و احترام و شأنیت ذاتی آن را افزون میکند.

تصویر

معنویت الهی موجود در طبیعت، امري قرآنی – حکمی است که اندیشۀ بوم شناختی معنـوي اسـلامی را شـکل می دهد. اندیشۀ بومشناختی معنوي همان مظهریت عالم است که هر اندیشۀ غیراخلاقی در طبیعت را فاقـد جایگـاه میداند. با پذیرش اندیشۀ تجلی، ذات جهان، نه ماده اي تیره و تار، بلکه حقیقتی زیبا و الهی دارد که شایسـتۀ احتـرام اخلاقی است. در جهان آرایی زیست محیطی باید اندیشۀ تجلی را یک معرفـت راسـتینِ آموزشـی بـه بشـر امـروزي به شمار آورد. از اعلان این واقیعت نباید ترس داشت که اندیشۀ تجلی، همۀ موجودات زمینـی و کـل ارض و سـما را نور الهی میداند. اگر خداوند نورالانوار است، دیگر موجودات حوزة محیط زیست (وحوش، پرندگان و درختـان و...) و کل زیست بوم، اعم از آبها و خشکی ها، کوهها و جنگلها، همه وهمه از حیثیتی نوري و قدسی برخوردارند. چنـین رویکردي، محیط زیست را وارد فاز جدیدي از معرفت و عقلانیت میکند. امروزه صـیانت از جهـان، بـه دور از یـک سامانۀ معرفتی، و از روي ترحم زیست محیطی انجام می پذیرد. با پذیرش قاعـدة وحـدت تشـکیکی وجـود، محـیط زیست از موجودي مرده و لاادراك به موجودي حی، مدرِك و ذيشعور تبدیل خواهد شد که باید حقـوق و تکـالیفی براي آن در نظر گرفت. امري که بر مبناي آن، مظهِر با مُظهر مسانختی حقیقی پیـدا خواهـد کـرد. در واقـع بحـث مظهریت جهان، صیانت معرفت شناسانه در بومشناختی معنوي بـه شـمار مـی رود؛ بـدین معنـا کـه امـروزه یکـی از سائقهاي اصلی حفظ جهان و محیط زیست، نگرش اومانیستی است. این یعنـی اینکـه حفـظ محـیط زیسـت ، نـه به دلیل ارزش ذاتی خود، بلکه براي نسل هاي آینده صورت می پذیرد؛ درصورتی که اندیشۀ تجلـی ، محـیط زیسـت را داراي ارزش ذاتی می داند و حتی اگر انسان هم موجود نبود، جهان فی نفسه از ارزش ذاتی برخوردار می بود.


دیدگاه ها
تیتر امروز   
هتاکی به رئیس جمهوری؛ جرمی که نباید با بی‌اعتنایی از آن گذشت آمریکا مانع پرداخت بدهی ایران به سازمان ملل شد فهرست شکایات از آذری جهرمی منتشر شد پشت پرده کرونای علی انصاریان و مهرداد میناوند صدا و سیما باز با دولت سرشاخ شد: این بار موضوع دعوا منقل! کاهش ۱۲ درصدی تردد در محورهای برون شهری دستور فوری رییس سازمان بهزیستی برای کمک به افراد بی سرپناه در معرض آسیب و سرمازدگی چراغ قرمز کمبود ذخایز خونی در کشور/ کرونا اهداکنندگان خون را هم خانه نشین کرد فرانسه: ایران به اجرای کامل تعهدات برجامی خود بازگردد فردا،آخرین مهلت ثبت‌نام پذیرفته شدگان بدون آزمون ارشد دانشگاه آزاد ۷۴۰ تن ماهی استخوانی در سواحل گیلان صید شد هلال احمر خراسان شمالی به هزار نفر گرفتار در برف امدادرسانی کرد بایدن ادامه ساخت دیوار در مرز مکزیک را متوقف می‌کند انگلیس جریمه تخلف از محدودیت‌های کرونایی را سنگین‌تر کرد بحرین: دوحه اقدامی برای حل مشکلات با منامه انجام نداده است
/
/
/
/
/
/