با معادل و ترجمه 19 ضرب المثل زبان فرانسوی آشنا شوید

  چهارشنبه، 29 مرداد 1399   زمان مطالعه 6 دقیقه
با معادل و ترجمه 19 ضرب المثل زبان فرانسوی آشنا شوید
ساعدنیوز: در دنیای امروز صحبت کردن به یک زبان خارجی کافی نیست. افرادی که به چندین زبان صحبت می‌کنند شانس پیدا کردن شغل را چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور افزایش خواهند داد. یادگیری یک زبان ذهن را تقویت می‌کند.

به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، سعی شده برای برخی از عبارات نغز و ضرب المثل های فرانسه معادل‌هایی ارائه شوند. برای هر عبارت ابتدا ترجمه ای لغت به لغت آورده شده است که معمولا توسط مترجمان مبتدی و نا آشنا با ادبیات فرانسه جایگزین می شوند. اما یک مترجم حرفه ای می تواند با توجه به معنای واقعی عبارت معادل نثر یا شعری برای ضرب المثل انتخاب نماید.

1- Tout vient à point à qui sait attendre.

ترجمه تحت الفظی: هر اقبالی به موقع خود برای شخص صبور پیش خواهد آمد.

ترجمه ادبی: صبر تلخ است ولیکن بر (میوه) شیرین دارد .

ویا:

گنج صبر اختیار لقمان ست هرکه را صبر نیست حکمت نیست .

2- Heureux au jeu, malheureux en amour.

ترجمه تحت الفظی: در ورق خوش اقبال، در عشق بداقبال.

ترجمه ادبی:

قماری را که بردی نیست در پی، باختن دارد. (مضرات قمار)

3- Heureux au jeu, malheureux en amour.

ترجمه تحت الفظی: چیزی به نام نمی توانم وجود ندارد. (غیر ممکن در فرانسه نیست.)

ترجمه ادبی:

هرگز نگو هرگز.

4- Tourner sept fois sa langue dans sa bouche.

ترجمه تحت الفظی: قبل از سخن گفتن به میزان طولانی فکر کردن.

ترجمه ادبی (از سعدی):

زبان در دهان، ای خردمند چیست؟ کلید درِ گنجِ صاحب هنر.

چو در بسته باشد چه داند کسی که جوهر فروش است یا پیله ور.

و یا (از سعدی):

تا ندانی که سخن عینِ صواب است مگوی و آنچه دانی که نه نیکوش جواب است، مگوی.

فرانسه

5- Un tiens vaut mieux que deux tu l'auras.

ترجمه تحت الفظی: یک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده در شاخ و برگ.

ترجمه ادبی (خیام):

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار که آواز دهل شنیدن از دور خوش است.

ویا:

سرکه نقد به از حلوای نسیه.

6- Tout ce qui brille n'est pas or.

ترجمه تحت الفظی: آن چه برق می زند الزاما طلا نیست.

ترجمه ادبی: (عطار)

گرچه سیم و زر ز سنگ آید برون در همه سنگی نباشد زر و سیم.

و یا (از سعدی):

زر آن زمان عزیزتر آیدکه ناقدی بگدازدش به بوته و بگذاردش به قال.

7- Faire d'une pierre deux coups.

ترجمه تحت الفظی: دو پرنده را با یک سنگ شکار کردن.

ترجمه ادبی:

با یک تیر دو نشان زدن.

8- Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

ترجمه تحت الفظی: قبل از تخم گذاشتن مرغ، جوجه هایش را شمردن.

ترجمه ادبی:

جوجه ها را آخر پاییز می شمارند.

9- Vendre la peau de l'ours (avant de l'avoir tué).

ترجمه تحت الفظی: اسم شیطان را آوردن و بلافاصله ظاهر شدن.

ترجمه ادبی:

موی کسی را آتش زده بودن و یا حلال زاده بودن.

10. Mieux vaut plier que rompre.

ترجمه تحت الفظی: تطبیق بده و نجات پیدا کن.

ترجمه ادبی:

در کف شیر نر خونخواره ای غیر تسلیم و رضا کو چاره ای.

11- Chat échaudé craint l'eau froide.

ترجمه تحت الفظی: یک بار نیش خورده، دوبار ترسیده.

ترجمه ادبی:

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید (ریسمان دو رنگ) می ترسد.

پاریس

12- Les petits ruisseaux font les grandes rivières.

ترجمه تحت الفظی: جویبارهای کوچک رودخانه های بزرگ را می سازند.

ترجمه ادبی:

قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.

13- À bon entendeur, salut.

ترجمه تحت الفظی: برای شخص حرف گوش کن یک حرف کافی است.

ترجمه ادبی: العاقل یکفی به الاشاره

14- Aide-toi, le ciel t'aidera.

ترجمه تحت الفظی: به خودت کمک کن تا خدا به تو کمک کند.

ترجمه ادبی: از تو حرکت از خدا برکت.

15- Autant de têtes, autant d'avis.

ترجمه تحت الفظی: افراد مختلف، عقاید مختلفی دارند.

ترجمه ادبی: آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی مزه

16- L'erreur est humaine.

ترجمه تحت الفظی: انسان یعنی خطا.

ترجمه ادبی:انسان جایزالخطا است.

17- L'habit ne fait pas le moine.

ترجمه تحت الفظی: لباس رهبانیت، راهب نمی سازد.

ترجمه ادبی (سعدی):

نه هر که آینه سازد سکندری داند نه هر که سر بتراشد قلندری داند.

18- Qui ne dit mot consent.

ترجمه تحت الفظی: کسی که هیچ نمی گوید راضی است.ترجمه ادبی: سکوت دلیل رضاست.

19- Qui va lentement va sûrement.

ترجمه تحت الفظی: کسی که آهسته می رود، مطمئن می رود.

ترجمه ادبی:

بر شیر از آن شدند بزرگان دین سوار کآهسته تر ز مور گذشتند بر زمین.

و یا:

رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

دیگر ضرب المثل ها:

معادل فارسی

ضرب المثل فرانسوی

نام نیک بهتر از کمربند طلا است

Bonne renommée vaut mieux que ceinture dorée

سگ خوب به دنبال نژاد خود می رود

Bon chien chasse de race

خون خوب نمی تواند دروغ بگوید

Bon sang ne peut mentir

از میوه است که می توان درخت را شناخت

C’est au fruit qu’on connait l’arbre

مال حرام برکت ندارد

Bien mal acquis ne profite jamais

اینقدر خود شیرینی نکن

Assez de baratin

بهش نشون میدم یک من ماست چقدر کره داره

Je vais lui montre de quel boi je me chauffe

بهش نشون میدم!ادبش میکنم!

Je lui apprendrai

وای به حالت!

Gare a toi

به تو ربطی نداره!

Ca ne te regarde pas

به من ربطی نداره!(به من چه!)

6J’en ai rien a fautre

همینو کم داشتیم!

C’est le bouqet

اوضاع رو به راهه!

Ca boume

رو به راهی؟

Ca gaze

دلم واست تنگ شده!

Tu me manques

خواستن، توانستن است

vouloir, c’ est pouvoir

از تو حرکت، از خدا برکت

Aide-toi, le ciel t’aidera

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است

Mieux vaut tard que jamais

پایان شب سیه، سپید است

Après la pluie, le beau temps

از دل برود هر آنچه از دیده برفت

Loin des yeux, loin du coeur

شاهنامه آخرش خوش است

Rira bien qui rira le dernier

عینک سواد نمی آورد

L’ habit ne fait pas le moine

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

Chat échaudé craint l’ eau froide

سکوت علامت رضاست

Qui ne dit mot consent

با یک گل بهار نمیشه

Une hirondelle ne fait pas le printemps

وقت طلاست

Le temps, c’ est de l’ argent

عادت طبیعت ثانوی است

L’ habitude est une seconde nature

قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود

Les petits ruisseaux font les grandes rivières

مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

À bon vin point d’ enseigne

جوینده، یابنده است

Qui cherche, trouve

در ورق خوش اقبال، در عشق بداقبال

Heureux au jeu, malheureux en amour

چیزی به نام نمی توانم وجود ندارد

Heureux au jeu, malheureux en amour

قبل از سخن گفتن به میزان طولانی فکر کردن

Tourner sept fois sa langue dans sa bouche

یک پرنده در دست، بهتر از دو پرنده در شاخ و برگ

Un tiens vaut mieux que deux tu l’auras

آن چه برق می زند الزاما طلا نیست

Tout ce qui brille n’est pas or

دو پرنده را با یک سنگ شکار کردن

Faire d’une pierre deux coups

قبل از تخم گذاشتن مرغ، جوجه هایش را شمردن

Vendre la peau de l’ours (avant de l’avoir tué)

اسم شیطان را آوردن و بلافاصله ظاهر شدن

Vendre la peau de l’ours

تطبیق بده و نجات پیدا کن

Mieux vaut plier que rompre

جویبارهای کوچک رودخانه های بزرگ را می سازند

Les petits ruisseaux font les grandes rivières

برای شخص حرف گوش کن یک حرف کافی است

À bon entendeur, salut

به خودت کمک کن تا خدا به تو کمک کند

Aide-toi, le ciel t’aidera

افراد مختلف، عقاید مختلفی دارند

Autant de têtes, autant d’avis

انسان یعنی خطا

L’erreur est humaine

لباس رهبانیت، راهب نمی سازد

L’habit ne fait pas le moine

کسی که هیچ نمی گوید راضی است

Qui ne dit mot consent

کسی که آهسته می رود، مطمئن می رود

Qui va lentement va sûrement

صبر تلخ است ولیکن بر (میوه) شیرین دارد

Tout vient à point à qui sait attendre

تخم مرغ دزد، شتر دزد می شود

Qui vole un oeuf, vole un boeuf

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

L’ homme ne se mesure pas à l’ autre


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها