معرفی فیلم ابلیس

  سه شنبه، 04 آبان 1400   زمان مطالعه 7 دقیقه
معرفی فیلم ابلیس
ساعدنیوز: ابلیس فیلمی به کارگردانی و نویسندگی احمدرضا درویش محصول سال 1369 است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، سعید کارمند بخش نظارت پرواز فرودگاه، عضو یک گروه جاسوسی است و اطلاعاتی که به دست می آورد در اختیار اعضای گروهش می گذارد، در حادثه سقوط هواپیمای ایرباس ایران توسط ناو آمریکایی در خلیج فارس خانواده اش را از دست می دهد و …

نکاتی درباره فیلم ابلیس

فیلم « ابلیس » از جهات بسیاری شبیه به « هامون » است، اگرچه در نهایت توانسته است که از دور باطل روشنفکری نجات یابد و از این لحاظ از فیلم « هامون » بهتر است. فیلم « ابلیس » در « عدم قطعیت » شبیه به « هامون » نیست ـ اگرچه در پی اثبات یا نفی قاطعانه چیزی هم نیست ـ و به همین اعتبار می توانیم تأثیرپذیری آن را از فیلم « هامون » تا حدی نادیده بگیریم.« سعید » با هامون قابل قیاس است: از لحاظ بازی خسرو شکیبایی که فقط « هامون بازی » بلد است، از لحاظ آشفتگی روانی، سرگردانی روحی و رفتارهای عصبی؛ با همسری که دوست می دارد، اما متعلق به دنیای او نیست ـ بگذریم از متعلق به دنیای او نیست، مگر آنکه بگوییم خیال می کند که دوست دارد. هامون هم جن زده است و بدبخت. اما تأیید فلسفی کارگردان را به همراه دارد و فیلم در جهت توجیه رفتارهای او شکل گرفته است. ولکن سعید نه تنها مورد تأیید کارگردان نیست بلکه با « ابلیس » قیاس می شود، با گربه نری که فرزندان خویش را می خورد. و البته این کار اصلاً نباید باب شود، چرا که اگر تماشاگر را واداریم که غالباً با کاراکتورهایی همذات پنداری که جانی هستند، در واقع امر به اشاعه جنایت کمک کرده ایم، مگر آنکه در فیلم قرائنی موجود باشد که تماشاگر بتواند با توجه به آنها از کاراکتر اصلی فیلم بیزار شود. و اگر هم بخواهیم که جنایت را همواره در شکل بیماری روانی توجیه کنیم، به انکاراختیار و مسئولیت پذیری انسان ها و نظام اجتماعی حیات بشری که بر اساس شکل گرفته است پرداخته ایم، چرا که قصاص و زندانی کردن مجرمان فقط در صورتی درست است که آدمیزاد مختار باشد، وگرنه، باید همه جنایتکارها را به تیمارستان فرستاد. و البته همه این حرف ها درباره فیلم « ابلیس » زیادی است چرا که این فیلم تبلور آشفتگی است و انتظام فکری ندارد که بتوان درباره آن بحث کرد. سعید هم مثل هامون می گریزد، اما کارش به دریا ختم نمی شود تا تطهیر گردد؛ از بالای یک آسمانخراش سقوط می کند و می میرد. هامون نجات می یابد با هامون زدگی باقی بماند. اما در فیلم « ابلیس » راه سعید به مرگ منتهی می شود. « علی عابدینی » هم در فیلم « ابلیس » یک مشابه دارد که همان روانپزشک است این یکی هم بفهمی نفهمی متمایل به عرفان بازی است؛ وانمود می کند که دانای اسرار نهان است و راه حل همه معضلات را می داند.« ابلیس » فیلمی نیست که بتوان به سادگی از آن گذشت. باید درباره اینکه چگونه فیلمی چون « ابلیس » تولید می شود خوب فکر کرد، چرا که در شرایط عادی طرحی چنین آشفته به ذهن کسی خطور نمی کند. این نکته هست که اگر« هامون » در سال گذشته تولید نشده بود، « ابلیس » هم به وجود نمی آمد؛ اما این، همه ماجرا نیست. اگر کسانی بازار سینمای ایران و جو آشفته حاکم بر ارزیابی جشنواره ای هم نبود فیلمی چون « هامون » به وجود نمی آمد. فیلمسازها ناچار هستند که تماشاگر را به سینما بکشانند چرا که سینما به طور طبیعی با تجارت درهم آمیخته است. تماشاگر هم به این سادگی ها به سینما نمی آید؛ باید فیلم جذاب باشد و او را به خودش وانگذارد؛ باید فیلم به جان و روان او متصل شود و او را با خود بکشاند. اگر فیلم یک طرف بماند و تماشاگر در طرف دیگر و هیچ رابطه ای بینشان به وجود نیاید. فایده ای ندارد. تماشاگر دنبال تازگی نیز هست و از کشف دنیاهای تازه لذت می برد و این ذاتیات سینماست. به روشنی احساس می شود که سینمای امسال عکس العملی است پیشاپیش در برابر درک یک خطر قریب الوقوع، یعنی ورشکستگی کامل. می توان امید داشت که سینمای امسال بتواند مردم را به سینماها بکشاند. سینمایی که فروش نمی کند، سینما نیست و هر چه مردم رابه سینماها بکشاند. سینمای که فروش نمی کند، سینما نیست وهر چه هست آن را از ماهیت سینما خارج دانست؛ اسمش را چیز دیگری بگذارید. و البته عکس این قضیه نیز به طور مطلق درست نیست.« ابلیس » داستانی بسیار عجیب دارد و تو گویی اصلاً نگران باور و قبول تماشاگر نیست. امکانات شگفت آور سینما همه چیز را قابل قبول می کند، مشروط بر آنکه فیلم از « تصنع » نسبتاً موفق است، اما باز هم در روی آوردن به « اعجاب » به بیراهه رفته است. همه جذابیت در اعجاب را هم نمی توان به صورت مجرد نگریست. اعجاب هم طرح مشخصی می خواهد که لاجرم بر « هویت » تماشاگر، یعنی مخاطب سینما، تکیه دارد. همه چیز در زمان و مکان هویت دارد و نمی تواند که نداشته باشد. تماشاگر در همان لحظه ای که فیلم می بیند منقطع از گذشته و آینده و شهر و دیار خویش نیست و با همه تاریخ رابطه دارد و فیلم، حتی فیلمی که فقط روی به اعجاب آورده، نمی تواند هویت تماشاگر را انکار کند. فیلم هایی هم هستند که جهانی هستند؛ آنها قلاب های جاذبه خود را به نقاطی از روان تماشاگر بند کرده اند که هویت معینی ندارد و میان همه مردم جهان مشترک است. مفاهیم اولیه فیلم « عاشق غریب » پاراجانف بر مفروضات اولیه ای مبتنی است که فقط برای مردمی از یک منطقه خاص مفهوم دارد. « پرندگان » فیلمی است جهانی که برای « اعجاب و ترس » ساخته شده و همین به آن تشخص بخشیده است؛ اما اگر هیچکیک درفیلم دو واقعیت سیاسی، چند مسئله اجتماعی و سه چهار نکته فرهنگی می گنجاند، چه بلایی بر سر فیلم می آمد؟« ابلیس » از این لحاظ فیلم درهم ریخته ای است و این حکایت از آشفتگی کارگردان دارد. وقایع فیلم در جهانی بدون هویت می گذرد و موهوم. این جهان موهوم در بعضی نشانه ها شبیه به جهان واقعی است ـ شبیه به ایران ( تروریسم هوایی، سقوط ایرباس... ) ـ اما این نشانه ها با دیگر احزای فیلم انطباق و همخوانی ندارد. میان دیگر اجزای فیلم نیز با یکدیگر همین عدم سنخیت حاکم است. اگر از شما بپرسند: « ابلیس » چگونه فیلمی بود، جواب خواهید داد: جاسوسی، سیاسی ، اخلاقی، کمدی، ترسناک، روانشناسانه... که در عین حال هم روشنفکر مآبانه بود و هم از آن می گریخت. فیلم « ابلیس »، فیلمی بود که اگرچه در ایران اتفاق می افتاد، اما تعلقی از آن فرار می کرد... و به همین علت، هیچ یک از این عوامل در آن عمق نگرفته بود، حتی حول محور کاراکتر سعید کوشان. نام فیلم نیز « ابلیس » بود، اما در فیلم نشانی از ابلیس نبود؛ تبلور همه آشفتگی ها. فیلمساز در کاراکتر سعید کوشان به ابلیس نمی رسید که هیچ، بی میل هم نبود که او را تبرئه کند: یک بیمار روانی که بیش تر به بیمارستان نیاز دارد تا زندان.نهایت آشفتگی در جایی است که خبرنگار ـ علی رغم بازی خوب سلطانیان ـ کاروان اتومبیل های همراه عروس را نگاه می دارد و شروع می کند به خل بازی... و بعد شعار دادن. و من نمی دانم که این تصور نیهیلیستی چطور از میان این همه اجزای ناهمگون سر بر می آورد و فیلمساز نیز هیچ تردیدی درباره آن به خود راه نمی دهد؛ به نظر می آید که قرار احمدرضا درویش با خودش این بوده است.»

کارگردان فیلم ابلیس

احمد رضا درویش در دوم مرداد 1340 در همدان متولد شد.وی فارغ التحصیل رشته گرافیک و معماری است. فعالیت هنری را از سال 1361 با کارگردانی نمایش های تلویزیونی آغاز کرد وی در سال 1393 برای سال ها فعالیت فرهنگی نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر دریافت کرده است. درویش در سال 1368 اولین فیلم سینمایی خود با نام آخرین پرواز را کارگردانی کرد. کیمیا در سال 1374 چهارمین اثر او بود که توانست نظر منتقدان را جذب کند.متولد ماه مهر در سال 1378 ششمین اثر وی به شمار می رفت که با استقبال جوان ها و با واکنشهای مختلفی از طرف منتقدان، دست اندرکاران سینما و مسئولان فرهنگی روبه رو شد. دوئل که از آن به عنوان عظیم ترین فیلم ژانر دفاع مقدس یاد می شود در سال 1382 با کارگردانی درویش ساخته شد. فیلم نامه دوئل، یکی از فیلم نامه های بسیار خوب، در چند دهه اخیر سینمای ایران است. دوئل دارای فیلمبرداری بیگ پروداکشن و صدای دالبی است. در سال 1393 نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر برای یک عمر فعالیت به وی اهدا شد احمد رضا درویش 2 بار برای فیلم های دوئل و روز رستاخیز برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر شده است.

.

بازیگران فیلم ابلیس

خسرو شکیبایی ،اسماعیل سلطانیان ،نادیا گلچین ،هوشنگ گلدوز توکلی ،هادی مرزبان ،فخرالدین صدیق شریف ،بیوک میرزایی ،علی پویان ،فریبا کوثری ،محمدقاسم پورستار،پروین سلیمانی ،نادر رجب پور،صفورا غفوری ،حسین راضی ،محبوبه سجادی

دیگر عوامل فیلم ابلیس

  • کارگردان:احمدرضا درویش

  • تهیه کننده: شرکت تماشا

  • نویسنده:احمدرضا درویش

  • فیلمبردار:تورج منصوری

  • موسیقی: مجید انتظامی

  • تدوین گر:سیف الله داد

مشخصات فیلم ابلیس

  • ژانر :اکشن،هیجان انگیز

  • زبان : فارسی​​​​​​

  • امتیاز IMDb: امتیاز 6.3 از 10


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها