معرفی فیلم حکایت عاشقی

  جمعه، 14 خرداد 1400   زمان مطالعه 8 دقیقه
معرفی فیلم حکایت عاشقی
ساعدنیوز: حکایت عاشقی فیلمی به کارگردانی و نویسندگی احمد رمضان‌زاده و تهیه‌کنندگی مسعود جعفری جوزانی ساخته سال 1393 است.این فیلم در تاریخ 25 دی 1394 در سینماهای ایران اکران شده است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، درباره یک عکاس جنگ است که اولین نفری است که بعد از بمباران شیمیایی حلبچه به این منطقه وارد می شود و از آن عکاسی می کند. این عکاس طی این سفر با زنی آشنا می شود و ماجراهای عاشقانه ای میان آن ها اتفاق می افتد.

نکاتی درباره فیلم حکایت عاشقی

از سه شکل یاد شده در بالا شاید آژانس شیشه ای سردمدار این نوع نام گرفته است. اما کار در حال حاضر به آن جا کشیده شده است که گویا پرداختن به فرع یا جذاب تر است و یا سهل تر و با این که وظیفه اکنون ایجاب می کند از آن تقابل ها و رویارویی های قهرمانانه کم تر روایتی تصویری گفته شود و به تبعات و اتفاقات و سرنوشت بازماندگان پرداخته شود.

حکایت عاشقی اما سعی داشته در سه برهه زمانی به سینمای جنگ و پس از آن بپردازد. بخش اول روایت فیلم احمد رمضان زاده؛ نگاهی بسیار گذرا و بی اثر درباره فاجعه حلبچه است.

داستانک های حکایت عاشقی در ژانر جنگی شروع می شود و در ادامه به ژانر عاطفی و درام اجتماعی پیوند می خورند. منطق این استحاله اصلا معلوم نیست. علی با بازی بهرام رادان و چیمن با بازی شیلان رضایی بدون هیچ آشنایی قبلی و احساس قابل دریافتی عاشق هم می شوند؛ عشقشان آتشین می شود؛ باهم ازدواج می کنند و سرانجام در تهران پس از جنگ روزگار می گذرانند.

سکانس های ابتدایی را به یاد بیاورید. پس از بمباران حلبچه علی که عکاس جنگی است و نه یک سرباز؛ قهرمانانه یک خانواده عراقی و چند کودک را از بمباران نجات می دهد. در بین این افراد چیمن هم هست. دختر کرد عراقی که نوازنده هم هست. در همین گیرو دار است که علی یک دل نه صد دل عاشق چیمن می شود. اما در می یابد که اصلا راهی برای نفوذ به دل این دختر عراقی نیست. چرا که او نامزدی به نام شاهو دارد که شدیدا همدیگر را دوست دارند و دیگر اینکه شاهو پسر همان پیرمردی است که علی از بمباران نجاتش داده است...

حالا سکانس مراجعه مجدد علی به منطقه و ورود او به اردوگاه مصیب دیدگان حلبچه را به یاد بیاورید. علی سه سوته از زبان پیرمرد می شنود که شاهو در بمیاران مرده و سر ضرب از وی دخترش را خواستگاری می کند. جواب بله هست. پس علی و چیمن پس از ازدواج در اردوگاه رهسپار تهران می شوند... رمضان زاده 15 سال شاهو را در آب نمک می خواباند تا اینکه در یک نمایشگاه عکاسی که علی از آثارش برگزار کرده از وی رونمایی می کند. بله مثلث عشقی شکل می گیرد. چیمن و علی و شاهو حالا حی و حاضر مقابل چشمان تماشاگران قرار می گیرند. و قرار است چه شود؟

داستانک های حکایت های عاشقی قرار بوده عشق و ایثار را روایت کنند اما به جای این کار فقط قرار است تماشاگر زجر بکشد. منطقی در حکایت عاشقی برای پیوند دادن داستانک ها وجود ندارد.

پرداخت شخصیت ها در حکایت عاشقی در حد ضعیفی است. نه علی و نه چیمن هیچکدام داستان عشق و عاشقی شان قابل باور نیست. در واقع نه بهران رادان و نه شیلان رحمانی دارای هویت خاصی که باید باشند نیستند. و بدتر اینکه زمان در فیلم در دو سوم پایانی نامعقول و نامفهوم است.

داستانک ها پی در پی و بدون هیچ پیرنگی روایت می شوند. سکانس بازگشت مجدد علی به اردوگاه را به یاد بیاورید. چیمن در اردوگاه سال 1367 موسیقی به بچه ها یاد می دهد و برای زنان نیز می نوازد. اصلا هم چنین چیزی جزو محالات در آن زمان بوده است. جدای از این رونمایی از شخصیت نادیده شاهو به عنوان نامزد بی قرار چیمن فقط در لفظ انجام می شود. پیرمرد به علی می گوید شاهو مرده و این یعنی راه برای وصلت علی و دختر باز است. بی مزه تر از هر چیز برقراری مراسم ازدواج در همان اردوگاه است. علی و چیمن قبل از ازدواج چنان مرغان عشقی نشان داده می شوند که بعد از ازدواج و حتی بعد از عزیمت به تهران. اما ناگهان با آمدن خبر زنده بودن شاهو؛ چیمن از این رو به آن رو می شود تا جایی که علی در این فکر شوم می رود که مبادا به همین خاطر چیمن بچه اش را سقط کرده باشد.

این داستانک ها هیچکدام ارزش و ایثار را روایت و جلوه گری نمی کنند. چنانچه وقتی علی در می یاید شاهو زنده است چیمن را به لب مرز می رساند و زندگی اش را به دست دختر می سپارد و از او جدا می شود. او الان دیگر فقط عاشق چیمن است و دیگر شوهرش نیست. 15 سال می گذرد تا تماشاگر بخت برگشته بفهمد که شاهو و چیمن با یکدیگر ازدواج نکردند و این ترفندی می شود تا علی دوباره رهسپار عراق شود تا عشقش را باز یابد.

زبان حکایت عاشقی بشدت از ژانر جنگ به دور است. در فیلم جنگی قرار نیست تماشاگر فقط خون ببیند اما قرار هم نیست تنها شاهد شادی غیرقابل باور باشد. صحنه های ابتدایی حلبچه را به یاد بیاورید. تماشاگر با نماد های شاد و بهاری و موسیقی و آدم های سرخوش روبرواست. گویی هیچ واقعه ای در زمستان گذشته روی نداده است. در حالیکه فاجعه حلبچه در زمستان سال 66 ابعادی بسی هولناک در برداشت. یک نما از نجات جان یک خانواده که دست برقضا دختر زیبای کرد عراقی نیز در آن است و سپس نماهای یک اردوگاه آرام؛ چند ماه پس از آن برازنده ژانر جنگی نیست. قواعد ژانر جنگی بسیار گویااست. و حکایت عاشقی تنها یک رگه کمرنگ از آن در خود دارد که در ادامه فیلم نیز به سرعت از بین می رود.

وارد شدن داستانک های نوستالژیک و در ادامه داستانک های ایثارگرانه و غم افزا نیز طبق قواعد ژانر نیست. نه منطقی بر رفتارهای چیمن و علی در حین زندگی مشترک شاهدیم و نه منطقی در رها شدن این دو از هم. چنانچه ورود ضلع سوم مثلث عشقی فیلم یعنی حضور یکباره شاهو در نمایشگاه عکس علی پذیرفتنی نیست. شاهو علی را نمی شناسد اما علی با رمل و اسطرلاب در می یابد او شاهو است. و مهمتر اینکه می فهمد عشقش با شاهو ازدواج نکرده ؛ پس دلداده بخت برگشته سریعا به سمت مرز می رود تا زن سابقش را دوباره پس بگیرد. در این داستانک ها هیج ایثاری که حقیقی جلوه گری کند نمی بینیم.

بازی ها در حکایت عاشقی به تبع همان داستان نیم بند و عدم شخصیت پردازی بسیار کند است. بهرام رادان در نقش علی یکی از همان بازی های معمولی همیشگی را به نمایش گذاشته و بازی شیلان رحمانی نیز جز گویش او گیرایی خاصی ندارد. با اینهمه بهمن زرین پور در نقش شاهو خوب نقشش را از کار درآورده است.

باید باور داشته باشیم سینمای جنگی برای ما بدلیل هشت سال جنگ قداست دارد. روایتگر آن؛ باید رسالتی بر دوش خود احساس کند تا آنچه گذشته برای نسل امروز بازگو کند. کارگردان فیلم در زمان جنگ جوانی بیست و چند ساله بوده و دقیقا حس و حال ایام جنگ را درک کرده اما عجیب است که چگونه حاضر شده به دم دستی ترین وجهی با یک قصه عشقی سرو ته یک فاجعه عمیق را بازگو کند؟ به همه اینها برش های مستند را اضافه کنید. تصاویر مستند از فاجعه حلبچه نه تنها قابلیت های حکایت عاشقی در ژانر جنگی را پررنگ تر نکرده بلکه داستانک های نیم بند عاطفی آن را نیز از بین برده است. گویی تنها فاجعه حلبچه بهانه ای بوده تا یک پسر ایرانی با یک دختر عراقی کرد آشنا شود.

و در آخر اینکه دختران و پسران کوچک و معصوم آن دوران که اکنون متعلق به نسل سوم می شوند از جنگ تنها آن شب های تاریک و صداهای ترکیدن بمب را به یاد دارند،و الان احتمالا بسیار مایل اند بدانند که در آن ایام در خود جبهه ها چه می گذشت.این نسل حق دارد فیلم هایی جدید در این ژانر و آن هم با حرفه ای ترین عوامل ببیند. نسل بعد از او هم که دیگر حتی آن حملات هوایی را نمی داند که چیست،که دیگر سهمی افزون تر دارد؛و همین طور جلوتر که بیاییم،بچه های کنونی که دیگر اصلا هیچ چیزی را به خاطر ندارند.

متاسفانه جوانان ما نه تنها فیلم معقول و شاخصی در ژانر جنگی (که مختص به دفاع مقدس و در روایت تقابل ها و رودررویی و جان فشانی های جوانان این مملکت بود) نمی بینند،در عوض برای آنان فیلم های دست دوم جنگی مانند همین حکایت عاشقی ساخته می شود.

بازیگران فیلم حکایت عاشقی

بهرام رادان شیلان رحمانی قطب الدین صادقی بهمن زرین پور شوان اتوف ماندانا ممهد کیمیا مرادیان ژیار محمدزاده بیتا هدایتی دیلان دیاکو قادری هلیا نوخاصی

.

دیگر عوامل حکایت عاشقی

تهیه کننده: مسعود جعفری جوزانی مدیر فیلمبرداری: محمد آلادپوش تدوین: نیما جعفری جوزانی بازنویسی فیلمنامه: مسعود جعفری جوزانی تحقیق: میعاد راشدی، مژگان قربانی صدابردار: ایرج شهزادی طراح صحنه و لباس: مشکین مهرگان طراح چهره پردازی: مجید اسکندری دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه ریزی: آرش سجادی حسینی جلوه های ویژه میدانی: محسن روزبهانی جلوه های ویژه کامپیوتری: امیررضا معتمدی موسیقی: مجید درخشانی مدیر تدارکات: محمد حیدرقلی عکاس: علی نیک رفتار دستیار دو کارگردان: آرش حسن پور دستیار برنامه ریز: حسین اعتماد منشی صحنه: جمشید خندان دستیار اول فیلمبردار: مهرداد لشگری نژاد نورپرداز: عباد به افروز گروه فیلمبرداری: سعید کرمی، سینا شادچهره، پویا اقبالی، محمد رجبی زاده، حسین اسدی، احمد سعیدی بخش دستیار صدابردار: علی نعمتی اجرای گریم: محمد کلاهدوز، مرضیه حق پرست، مصطفی کهزادی دستیار صحنه و لباس: رضا دین محمدی گروه صحنه و لباس: رامین عاشوری، جواد فاضلی، نسیم غضنفر زاده گروه تولید و تدارکات: هایده مرندی، امیر تجربه، سجاد نوری، سعید علیپور پشتیبانی تولید: خورشید نجم دستیار جلوه های ویژه تصویری: سجاد رضا زاده تدارکات: صادق پیاده کوهسار گروه حمل و نقل: احمد خادم، مراد اسکندری، رهقی، جعفری، حاجتی، ارجمندی، سعید اکبری، مسعود غفوری، اردشیر احمدی مسوول هنروران: کبری بختیاری سینه موبیل: احمد سعیدی بخش سرپرست تولید: پژمان هادوی مجری طرح: آزیتا موگویی

مشخصات فیلم حکایت عاشقی

ژانر :جنگی

زبان : فارسی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها