اصول صحیح فرزندپروری در خانواده

  سه شنبه، 28 خرداد 1398   زمان مطالعه 5 دقیقه
اصول صحیح فرزندپروری در خانواده
فرزندپروری صحیح مجموعه تدابیری است که تعادل روانی، یعنی صفاتی مانند صداقت، همدلی، اعتماد به نفس، مهربان بودن، اهل همکاری بودن، خویشتنداری و شاد بودن را پرورش می‌دهد؛اصولی که کمک می‌کند کودکان در مدرسه موفق شوند و رشد هوش ، عقل و انگیزه برای یادگیری و آرزوی کامیابی را در آنان افزایش می‌دهد.

به گزارش سایت خبری ساعد نیوز و به نقل از بهداشت نیوز، فرزندپروری صحیح و اصولی از آن دست کارهای دشواری است که امروزه نه تنها دغدغه همه پدرها و مادرها و فعالان و کارگزاران آموزشی و پرورشی است، بلکه اهمیت موضوع، بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران را به خود مشغول کرده است، تا جایی که وقت و انرژی بسیاری برای تألیف آثار کاربردی و مبتنی بر تجربه در این زمینه به خرج داده‌اند. در ادامه به گوشه‌ای از تلاش‌ها اشاره می‌شود و گزیده‌ای از فنون فرزندپروری از نگاه مؤلفان این حوزه آورده می‌شود.

بدون فریاد زدن تربیت کنیم
هال ادوارد رانکل در کتاب «تربیت بدون فریاد» تأکید می‌کند والدین باید سعی کنند در تمام لحظاتی که در کنار فرزندان خود هستند و به تربیت آنها می‌پردازند خونسردی خود را حفظ کنند. والدین همواره انتظار دارند فرزندانشان تغییر و به بهترین شکل ممکن رفتار کنند. البته که این خواسته نمی‌تواند غیرمنطقی باشد، اما الگوهایی که والدین برای رسیدن به این هدف به کار می‌گیرند معمولاً کاستی‌هایی دارد. این کاستی‌ها در عمل موجب می‌شود نتیجه دلخواه به دست نیاید. بعد از مدتی والدین از طرفی دلسرد و ناامید می‌شوند و از طرفی فضای خانه بسیار آشفته می‌شود. در برخی از خانه‌ها این قانون حکمفرما می‌شود که گویا هر که صدایش بلند‌تر است باید به او توجه شود. اینجاست که همه چیز به هم می‌ریزد و دیگر نقش‌ها و جایگاه‌ها کارکرد خود را از دست می‌دهند. راه‌حل شما برای برون رفت از این اوضاع چیست؟ مهم‌ترین پیام پدر یا مادری که فریاد می‌زند این است که من دیگر طاقتم تمام شده است یکی مرا آرام کند. شما فکر می‌کنید این پیام والدین به فرزندان در تثبیت جایگاه تربیتی‌شان به آنها کمکی می‌کند؟ رانکل معتقد است چنانچه شما اصول تربیت بدون فریاد را در روابط خود با خانواده و فرزندانتان پیاده کنید به چیزی می‌رسید که همواره آرزوی آن را داشته‌اید.

با عشق و منطق تربیت کنیم
مبنای کتاب «تربیت کودک با عشق و منطق» نوشته «جیم فی، فوستر کلاین» عشق ، محبت و احترام است. امروزه والدین باید از روش‌های تربیتی نوینی برای پرورش کودکانی که در دنیای پیچیده و متحول امروزی زندگی می‌کنند، استفاده کنند. تربیت مؤثر بر پایه عشق و محبت استوار است. صمیمیتی که آسان‌گیر نیست، بی‌احترامی را تحمل نمی‌کند، بلکه به عقیده نگارندگان، این عشق باید به حدی با نفوذ باشد که به کودکان اجازه ارتکاب خطا و کسب تجربه از خطاها را بدهد. بیشتر اشتباهات، برای کودکان عواقب منطقی را در پی دارد که باعث متحول شدن آنها خواهد شد. نگرش اصلی نگارندگان کتاب حاضر حول این محور است که به کودکان اجازه دهیم همزمان با رشد جسمی به بلوغ و تکامل نیز برسند. با این روش به آنها خواهیم آموخت که مستقلانه تفکر، تصمیم‌گیری و زندگی کنند.

بچه‌ها را دوست داشته باشیم اما لوس نکنیم
نانسی سامالین در کتاب «دوست بدارید اما لوس نکنید» این نکته را مطرح می‌کند که اغلب اوقات وقتی بچه‌ها چرا چرا می‌کنند، می‌خواهند نظر پدر و مادرشان را تغییر بدهند و از این طریق بچه‌ها، نارضایتی خودشان را با نظر والدینشان اعلام می‌کنند. چاره‌ای که این کتاب جلوی راه پدر و مادران می‌گذارد این است که تلاش برای دلیل آوردن برای کودکی که نمی‌تواند منطقی فکر کند کاملاً بی‌فایده است. کودک نه تنها متقاعد نمی‌شود، بلکه ممکن است به این نتیجه برسد که وقتی توضیحات شما مؤثر واقع نمی‌شود شما را خشمگین می‌سازد، بنابراین به جای آن کاری کنیم که آنان خودشان به سؤالاتشان جواب دهند. در ادامه، نویسنده پیشنهاد می‌کند برای اینکه راحتی و آسایش را به خانواده هدیه دهیم لازم است آداب، تشریفات و سنت‌هایی را در نظر بگیریم. وی همچنین هشداری می‌دهد که مراقب تعریف و تمجید بیش از اندازه خود باشیم، چون وقتی تنها هدف بچه‌ها راضی کردن باشد ممکن است دست به ریسک نزنند و نوآوری در کارشان از بین برود تا از مدح و تعریف والدینشان محروم نشوند. از این گذشته، بچه‌ها علاقه‌مند به تحسین و تشویقی هستند که داوری کننده نباشد و به فردیت آنها بها بدهد. از همه مهم‌تر اینکه بچه‌ها می‌خواهند پدر و مادرشان بر اساس واقعیت‌ها از آنها تعریف و تمجید کنند.

برای انضباط اشک بچه‌ها را در نیاوریم
ردولف دریکورس نویسنده کتاب « انضباط بدون اشک» معتقد است دوره روش‌های مستبدانه و غیراصولی به اتمام رسیده و باید از روش‌های علمی کاربردی برای تربیت کودکان استفاده کرد و نیازی به در آوردن اشک بچه‌ها نیست. از جمله وظایف والدین، معلمان و مربیان آموختن نظم و انضباط به کودکان است. انضباطی که بسیاری از افراد به دنبال عملی کردن آن هستند، اما در مقام عمل با این مسئله فاصله دارند. برای رسیدن به این امر مهم، رعایت برخی امور از جمله کیفیت، میزان رشد کودک و روش‌های استفاده شده از طریق معلمان و والدین است. به عبارتی وقتی پاداش‌ها به کودک(چه در فضای مدرسه و چه در فضای منزل) بجا و صحیح نباشد و از آن طرف هم تنبیه‌ها جهت اصولی نداشته باشد و متناسب با فهم و رشد کودک نباشد، رسیدن به این هدف یک نوع زیاده‌خواهی خواهد بود. پس می‌توان با بهترین روش‌ها کودک را منضبط و آگاه تربیت کرد ولی نیاز به برنامه و اِعمال روش‌های صحیح دارد.

نیازهای روحی بچه‌ها مهم‌تر از همه چیز است
لارنس اشتاینبرگ در کتاب « ده اصل ثابت فرزند پروری» می‌گوید: بیشتر والدین به رفع نیازهای جسمانی فرزندان خود بیش از احتیاجات معنوی آنان می‌اندیشند، در حالی که بر عهده والدین است که روحی سالم و شاد و در حد امکان عاری از پیچیدگی‌ها و عقده‌های روانی نصیب فرزند خود کنند.
به اعتقاد وی فرزندپروری صحیح مجموعه تدابیری است که تعادل روانی، یعنی صفاتی مانند صداقت، همدلی، اعتماد به نفس، مهربان بودن، اهل همکاری بودن، خویشتنداری و شاد بودن را پرورش می‌دهد؛اصولی که کمک می‌کند کودکان در مدرسه موفق شوند و رشد هوش ، عقل و انگیزه برای یادگیری و آرزوی کامیابی را در آنان افزایش می‌دهد. همچنین آنان را از رفتارهای ضد اجتماعی باز می‌دارد.

به کودکان حق انتخاب بدهید، اما محدود
به عقیده روانشناسان لازمه تربیت کودکی شاد، سالم، بااعتماد به نفس و مسئولیت‌پذیر، دادن حق انتخاب به کودک و در عین حال محدودیت قائل شدن است. در چنین شرایطی می‌توان کودکی اهل همکاری و مسئولیت‌پذیر تربیت کرد، البته میزان انتظارات هم بسیار تأثیرگذار است، به این صورت که اگر انتظار رفتار نادرست داشته باشید، فرزندان احتمالاً مرتکب آن خواهند شد و بالعکس. از سوی دیگر تمام کودکان به تعلق خاطر نیاز دارند. در نتیجه با احترام گذاشتن، تفریح، دلگرمی دادن و محبت کردن می‌توان رابطه خوبی با کودک برقرار کرد.


دیدگاه ها

  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها