به گزارش سرویس حوادث ساعدنیوز، صبح روز هفدهم فروردین ماه، اعضای خانوادهای در تهران سراسیمه خود را به اداره پلیس رساندند و از ناپدید شدن پسر جوانشان به نام «حمید» خبر دادند. یکی از اعضای خانواده حمید در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «حمید چند سالی است در یک مغازه جگرکی در جنوب تهران مشغول به کار است. او هر روز صبح به محل کارش میرود و معمولاً آخر شب پس از پایان کار به خانه برمیگردد. شب قبل تا نیمههای شب منتظرش ماندیم اما خبری از او نشد. احتمال دادیم کارش طول کشیده یا با دوستانش به مهمانی رفته است. خوابیدیم اما صبح هم خبری از او نشد و تلفن همراهش هم خاموش بود.»
وی ادامه داد: «نگران شدیم و سراغش را از صاحب کارش، اسماعیل، گرفتیم. او گفت شب قبل پس از پایان کار، حمید از او خداحافظی کرده و راهی خانه شده است و خبری از او ندارد. نگرانی ما بیشتر شد. با تمام دوستان و بستگان تماس گرفتیم و حتی به مراکز درمانی رفتیم اما خبری از پسرمان پیدا نکردیم. الان احتمال میدیم برای او اتفاق بدی رخ داده باشد.»
با ثبت این شکایت، به دستور بازپرس دادسرای امور جنایی تهران، تیمی از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت برای پیدا کردن ردی از پسر گمشده وارد عمل شدند که چند روز بعد جسد مثله شده ای در فضای سبز پارکی در جنوب تهران کشف کردند که با انجام آزمایش دی ان ای مشخص شد که جسد متعلق به جوان گمشده است.
در ادامه تحقیقات مشخص شد که جوان گمشده آخرین بار با صاحب کارش اسماعیل قرار داشته و به خانه او رفته است.
تیم جنایی در ادامه دست به تحقیقات میدانی زد و با بررسی دوربینهای بعدی مشخص شد که مقتول شب حادثه به خانه اسماعیل رفته و پس از آنجا بیرون نیامده است. ماموران همچنین دریافتند اسماعیل، صبح زود در حالی که چند نایلون زباله همراه دارد، از خانه بیرون آمده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، فرضیه قتل حمید به دست اسماعیل برای مأموران قوت گرفت. آنها به دستور مقام قضایی برای بررسی به خانه مرد مظنون رفتند اما متوجه شدند وی پس از حادثه، محل زندگیاش را ترک کرده و به مکان نامعلومی گریخته است.
تلاش کارآگاهان ادامه داشت تا اینکه دو روز قبل، مخفیگاه وی در یکی از شهرهای استان اردبیل کشف شد و با دستور قضایی، اسماعیل بازداشت شد.
متهم پس از انتقال به اداره پلیس تهران، ابتدا منکر جرم خود شد و با تناقضگویی قصد فریب مأموران را داشت، اما وقتی با مدارک و دلایل روبرو شد، به قتل پسر جوان اعتراف کرد. قاتل در اعترافات خود گفت: «حمید شاگرد مغازه من بود و با هم مشکلی نداشتیم. ما با هم دوست هم بودیم و به خانه یکدیگر رفت و آمد داشتیم. مدتی بود من از رفتارها و کارهای او ناراحت و عصبانی بودم و حتی بارها به او تذکر دادم تا رفتارش را تغییر دهد، اما او پس از گذشت چند روز دوباره همان کارهایی را که مرا عصبانی میکرد، انجام میداد.»
وی ادامه داد: «رفتارش با مشتریان خوب نبود. مخصوصاً با زنان و دختران جوانی که برای خوردن غذا به مغازهام میآمدند، با وعده و وعید دادن آنها را فریب میداد و ارتباط دوستانه برقرار میکرد و پس از چند روز دوباره ارتباطش را قطع میکرد. حمید همیشه به خاطر همین رفتارش به خود میبالید، اما من عصبانی میشدم و به او تذکر میدادم.»
متهم افزود: «مدتی قبل وقتی دیدم رفتارش را تغییر نمیدهد، تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم و به خانهام دعوتش کردم، اما در آخرین لحظات پشیمان شدم. آن شب خودش به من گفت از رفتارش پشیمان است و فکر کردم توبه کرده و کارهای بدش را تکرار نمیکند.»
وی با لحنی پشیمان گفت: «من اشتباه فکر کردم. چند روز بعد دوباره از گفتههای خودش فهمیدم با دختر جوانی رابطه دوستی برقرار کرده است. خیلی عصبانی شدم و تصمیمم را گرفتم. شب حادثه به بهانهای او را به خانهام بردم. داخل غذا مواد بیهوشی ریختم و وقتی او بیهوش شد، خفهاش کردم. سپس برای اینکه ردی از خودم به جا نگذارم، جسد را مثله کردم و هر قسمت را داخل نایلونی در فضای سبز رها کردم. وقتی دیدم پلیس به من مشکوک شده است، از ترس فرار کردم، اما خیلی زود گرفتار شدم و الان پشیمانم.»
متهم به قتل، به دستور بازپرس جنایی برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.