به گزارش سرویس مجله خانواده پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز،ناسزاگویی در کودکان از جمله رفتارهایی است که بسیاری از والدین را نگران، خشمگین یا سردرگم میکند. شنیدن کلمات توهینآمیز از زبان کودک میتواند احساس شکست تربیتی یا ترس از آیندهی رفتاری او را در والدین ایجاد کند. با این حال، ناسزاگویی در کودکان همیشه نشانهی بیادبی یا انحراف رفتاری نیست؛ بلکه اغلب پیامی پنهان از نیازها، هیجانات یا محیط پیرامون کودک است. واکنش صحیح والدین در این موقعیت نقش تعیینکنندهای در تداوم یا اصلاح این رفتار دارد.
اولین و مهمترین اصل در مواجهه با ناسزاگویی کودک، حفظ آرامش است. واکنشهای شدید مانند فریاد زدن، تنبیه بدنی یا تحقیر کودک، نهتنها رفتار ناسزاگویی را متوقف نمیکند، بلکه ممکن است آن را تشدید کند.
وقتی والدین با خشم واکنش نشان میدهند:
کودک توجه منفی دریافت میکند
سطح هیجان او بالاتر میرود
ناسزاگویی به ابزاری برای تخلیهی خشم تبدیل میشود
والد آرام، پیام «امنیت» را منتقل میکند و زمینهی گفتوگوی سازنده را فراهم میسازد.
ناسزاگویی یک رفتار است، اما پشت آن معمولاً یک دلیل روانی یا هیجانی قرار دارد. والدین باید پیش از هر اقدامی، به این سؤال پاسخ دهند: «چرا کودک من ناسزا میگوید؟»
دلایل رایج شامل:
تقلید از بزرگسالان، رسانهها یا همسالان
خشم، ناکامی یا ناتوانی در بیان احساسات
جلب توجه والدین
اعتراض به قوانین یا محدودیتها
شناخت علت، مسیر برخورد صحیح را مشخص میکند.
واکنش والدین باید متناسب با سن کودک باشد. یک کودک سهساله که معنای ناسزا را نمیداند، با نوجوانی که آگاهانه توهین میکند، نیاز به برخورد متفاوتی دارد.
در این سن:
کودک اغلب معنای کلمات را نمیفهمد
تقلید نقش اصلی را دارد
رفتار مناسب والدین:
بیتوجهی هدفمند
اصلاح غیرمستقیم گفتار
استفاده از جایگزینهای کلامی محترمانه
در این مرحله:
کودک مفهوم توهین را درک میکند
میتواند دربارهی پیامد رفتار صحبت کند
رفتار مناسب:
گفتوگوی آرام و روشن
تعیین قوانین مشخص کلامی
توضیح اثر کلمات بر احساس دیگران
ناسزاگویی در نوجوانی معمولاً نشانهی:
خشم سرکوبشده
نیاز به استقلال
اعتراض به اقتدار
در این سن، تحقیر یا کنترل شدید نتیجهی معکوس دارد و گفتوگوی محترمانه و تعیین مرز اهمیت بیشتری پیدا میکند.

کودکان باید بدانند که:
چه کلماتی قابل قبول نیستند
چرا این کلمات آسیبزنندهاند
پیامد استفاده از آنها چیست
مرزهای کلامی باید:
شفاف
ثابت
متناسب با سن کودک
باشند. تغییر مداوم قوانین یا نادیده گرفتن گاهبهگاه ناسزاگویی، کودک را سردرگم میکند.
بهجای تمرکز صرف بر «نگو»، والدین باید به کودک یاد بدهند چه بگوید. بسیاری از کودکان ناسزا میگویند چون راه دیگری برای بیان خشم ندارند.
جایگزینهای مناسب:
بیان احساس با کلمات («عصبانیام»، «ناراحتم»)
استفاده از جملات محترمانهی اعتراضی
تکنیکهای آرامسازی متناسب با سن
آموزش این مهارتها نیازمند تمرین و تکرار است.
کودکان بیش از آنچه میشنوند، آنچه میبینند را یاد میگیرند. اگر والدین:
در عصبانیت ناسزا بگویند
دیگران را تحقیر کنند
از کلمات توهینآمیز استفاده کنند
انتظار ترک این رفتار از کودک غیرواقعبینانه است. اصلاح گفتار والدین، یکی از مؤثرترین روشهای پیشگیری از ناسزاگویی کودکان است.
برخورد والدین در جمع باید:
محترمانه
کوتاه
بدون تحقیر
باشد. سرزنش یا دعوای علنی کودک، احساس شرم و خشم را افزایش میدهد. بهتر است:
رفتار کودک متوقف شود
گفتوگوی اصلی به زمان مناسب موکول شود
پیامدها باید:
منطقی
مرتبط با رفتار
قابل پیشبینی
باشند. برای مثال، اگر کودک با ناسزاگویی قانون خانه را زیر پا گذاشت، از یک امتیاز کوتاهمدت محروم شود، نه اینکه تنبیه شدید یا نامرتبط اعمال گردد.
ناسزاگویی کودکان یک مشکل تربیتی قابل حل است، به شرط آنکه والدین آن را بهدرستی مدیریت کنند. آرامش، شناخت علت، آموزش مهارتهای هیجانی، الگوسازی صحیح و تعیین مرزهای شفاف، کلیدهای اصلی اصلاح این رفتار هستند. هدف نهایی نه خاموش کردن موقت ناسزاگویی، بلکه پرورش کودکی با توانایی بیان محترمانهی احساسات است.