متن آهنگ چهارراه از رامتین بابایی
تن من پشت فرمون و وجودم تو پیاده رو برات آهسته میخوند و قدم میزد کنار تو تموم شهرو من گشتم کیوسکای پلیس حتا همونجایی که تو ُمردی همون گودال قلب ما سر چارراهو پیچیدم تو پیچ و تاب حلق گاو محل عاشقیهامون یه جایی زیر این دنیا بازم چارراه، چراغ قرمز یه دختر، بچه رو دوشش من و شیشهی ماشینم شاید تو بودی اون اما... چشاش رو صندلی جا موند تو چشمات رنگ دریا بود وجود دخترک ساقه وجود تو تب دریا داره از صندلی آروم گل و ساقه میاد بیرون دارم عاشق میشم کمکم بدون تو تک و تنها سر من روی فرمون و صدای بوق این ماشین تموم شهر دور من یه عمره رفتی از اینجا