متن آهنگ سوگند از پیمان کاریز
سوگند به همان عشق که آتش زدی عشق را عشقی که از آن من گرفتم همه درد را بیمار توام باش کنار منه بیمار درمان دلم باش درمانی و درمان لیلی بودی برامی من مجنونتم تا آخر این حس خوبو تو دادی کفر است بگویم خدامی ای عشق از آن روز که تو را دیدم دنیامو به پای دل تو ریختم دستاتو توو دستای خودم دیدم ای عشق دلم کرده هوای تو ای وای از آن عطر موهای تو زندونی شدم توی نگاه تو لیلی بودی برامی من مجنونتم تا آخر این حس خوبو تو دادی کفر است بگویم خدامی