متن آهنگ یکی بود یکی نبود از مجید خراطها
يکي بود يکي نبود يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود زير گنبد کبود شکايت از دلم دارم متهمه به عاشقي دلي که پر کشيد و رفت اما هنوز تو عاشقي اين دل زندوني من مجرم بند اوله چي بگم از کجا بگم فقط شکايت و گله يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود هيچکسي همدمِ دلِ تنها و بي کسم نبود سفرت درد کمي نيست واسه ي دلم ميدوني راستي باورم نميشه تو ميري و نميموني ريشه بستی تو تموم لحظه هاي بي قراريم دلت از سنگه که ميخواي دلمو تنها بذاري تو آخرين نگاه تو من ديگه پيدا نبودم کي جاي من بود تو چشات هيچ وقت اينو نفهميدم نذار که بين من و تو هرچي بوده خاطره شه تو بري و من بمونم قصه ي ما تموم بشه يه عهدي بود ميون ما اما حالا يه خاطره ست از تو فقط مونده برام يه خاطره همين و بس خودت نگفتي که ميري اما نگات رفتني بود هر چي ميگفتم که نرو بهونه هات تکراري بود هر جا ميرم ياد چشات تو قاب چشماي منه صدات مياد اما خودت نيستي دلم پر از غمه تو … ديگه دلت که اينجا نيست يادت ولي پيش منه تو نيستي و شب گريه ها دربه دري کار منه نذار که ديوونه بشم نذار از عشقت بسوزم بارون چشمام ميباره از دوري تو هنوزم اگه صدامو ميشنوي بدون يکي دوست داره يکي که چشماش ابريه نيستي و بارون ميباره اگه صدامو ميشنوي بدون يکي منتظره يکي براي ديدنت نشسته پشت پنجره يکي بود يکي نبود زير گنبد کبود هيچکسي هم درد دلِ تنها و بي کسم نبود