اگر دلتنگ وطنی، این شعرخوانیِ بی‌نظیر رشید کاکاوند را از دست نده؛ صدایی که شما را به گذشته‌ها پرتاب می‌کند!

  دوشنبه، 29 تیر 1405
اگر دلتنگ وطنی، این شعرخوانیِ بی‌نظیر رشید کاکاوند را از دست نده؛ صدایی که شما را به گذشته‌ها پرتاب می‌کند!
ساعدنیوز: در این ویدیو، دکتر رشید کاکاوند یکی از عاشقانه‌ترین و عمیق‌ترین سروده‌های ایرج جنتی‌عطایی را بازخوانی کرده است؛ زمزمه‌ای آرامش‌بخش که دست شما را می‌گیرد و به سفری در دل دلتنگی‌ها، اصالت و معنای واقعی «وطن» و «عشق» می‌برد. اگر دلتان یک جرعه آرامش ناب می‌خواهد، پنجره را ببندید و چند دقیقه غرق در این همنشینی صدا و شعر شوید.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، شعری که شنیدید، اثر ذهن خلاق و پر از نوستالژی ایرج جنتی‌عطایی است؛ شاعری که رگ خواب احساسات مخاطب ایرانی را خوب می‌شناسد. او شعر را با تقابل میان «قرن دود و آهن» و «رسول گل و نور» آغاز می‌کند. شاعر انسانِ امروزی را محصور در چرخ‌دنده‌های مدرنیته، خستگی و روزمرگی می‌بیند و معشوق (یا شاید همان امید و اصالت) را تنها پیام‌آور لطافت و روشنایی در این دنیای تاریک معرفی می‌کند. این پارادوکس، دقیقاً همان نقطه‌ای است که در اولین ثانیه‌های شعر، یقه مخاطب را می‌گیرد و او را با خود همراه می‌کند.

اما اوج شاهکار این سروده، گره خوردن عشق فردی با یک مفهوم بزرگ‌تر است: وطن. جنتی‌عطایی با واژه‌هایی مثل «گوارایی حس وطنی» و «شکوفایی تاریخ منی»، معشوق را به پناهگاهی امن برای یک «شرقیِ تن‌داده به باد» تبدیل می‌کند. در شقاوت و بی‌رحمیِ «شب قرن یخی»، این عشق و ریشه است که مانند یک بهارِ ناگهانی در دل زمستان می‌شکوفد. این ابیات، مرثیه‌ای برای غربت و در عین حال، ستایشی برای اصالتِ گم‌شده انسان معاصر است.

چرا این اجرا تا این حد به دل می‌نشیند؟ پاسخ در گلوی رشید کاکاوند است. او شعر را دکلمه نمی‌کند، بلکه آن را زندگی می‌کند. کاکاوند با آگاهی دقیق از موسیقیِ کلمات، فراز و فرودهای صدا و مکث‌های به‌موقع، به واژه‌های جنتی‌عطایی جان می‌دهد. لحن او مثل یک مرهم، زبری و سختیِ «قرن دود و آهن» را می‌گیرد و مخاطب را در خلسه‌ای از جنس شعر و خاطره رها می‌کند؛ تجربه‌ای که این روزها در فضای مجازی به شدت کمیاب است.

طلایه دار

ای بزرگ موندنی
ای طلایه دار روز
سایه گستر رو سر
از گذشته تا هنوز
ای صدات صدای نور
تو شب پوسیدنی
ای سخاوت غمت
بهترین بوسیدنی
واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطن
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
اگه شعرم زمزمه
توی بازار صداست
تپش قلبم اگه
پچ پچ شاپرکاست
تو رو فریاد می زنم
ای
که معجزه گری
ای که این شب زده رو
به سپیده می بری
واسه این شرقی تن داده به باد
تو گوارایی حس وطنی
تو شقاوت شب قرن یخی
تو شکوفایی تاریخ منی
ای تو یاور بزرگ
همه قلبای شکسته
ای تو مرهم عزیز
هر چی دست پینه بسته
رو کدوم قله نشستی
تو که دنیا زیر پاته
غصه ی دستای خالی
لرزش پاک صداته
توی قرن دود و آهن
تو رسول گل و نوری
تو عطوفت مسلم
تو حقیقت غروری
تو مفسر محبت
تو طلایه دار صبحی
فاتح تاریخی من
تو خود سردار صبحی
اسم
تو ، اسم شب من
به شکوه اسم اعظم
متبرک و عزیزی
مثل سجده گاه آدم

ایرج جنتی عطایی

بیوگرافی ایرج جنتی عطایی

ایرج جنتی عطایی در 19 دی‌ماه 1325 در شهر مشهد متولد شد. مادر او از اهالی عشق‌آباد بود که به دنبال حکومت استالین ناچار به مهاجرت به مشهد شد. او به علت شغل پدر در نیروی هوایی چند سالی را در مشهد و چند سالی را در دزفول گذرانده، اما سکونت در تهران در دوران کودکی و جوانی‌اش نقطه عطف بزرگی در زندگی او به‌شمار می‌رود. او فارغ‌التحصیل رشته تئاتر از مدرسه هنرهای دراماتیک دانشگاه تهران و دانش‌آموخته جامعه‌شناسی هنر از کالج چلسی است.


شما چطور؟ شنیدن این شعر با صدای استاد کاکاوند، شما را یاد کدام خاطره، آدم یا گوشه از وطنتان انداخت؟ زیباترین بیتی که بند دلتان را پاره کرد را برای ما بنویسید.



برچسب‌ها: شعرخوانی رشید کاکاوند

  نظرات
نظر خود را به اشتراک بگذارید
از سراسر وب   
دسترسی سریع:
صفحه اصلی ویدیو ها

ساعدنیوز در فضای مجازی
لینک کوتاه مطلب:

صفحه‌اصلی ویدیو ها