به گزارش سرویس ساعد نیوز، وقتی حرف از دعواهای زنوشوهری است، بخش بزرگی از در دلها به رفتار و دخالت خانوادهها برمیگردد. اما فرشته سلمانپور، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی خانواده، «مرزبندی سالم در زندگی مشترک» است را چاره کار میبیند و معتقد است در این روش حتی جا برای انتقاد هم باز خواهد شد.
سلمانپور میگوید: «وقتی زن و مردی ازدواج میکنند، یک «خانواده هستهای» جدید شکل میگیرد. در این مرحله، اگرچه خانوادههای اصلی هر دو نفر همچنان محترم و ارزشمند هستند، اما دیگر در مرکز تصمیمگیریهای این زندگی جدید قرار ندارند. زوجین باید ضمن حفظ ارتباط عاطفی با خانوادههای خود، استقلالِ خانواده جدیدشان را نیز حفظ کنند. این استقلال، به معنای قطع رابطه نیست، بلکه به معنای تعیین حدود اختیارات و مسئولیتهاست. زوجین میتوانند از خانوادهها نظرخواهی کنند، اما تصمیمگیرنده نهایی خودشان هستند.»

این روانشناس و مشاور، با اشاره به شیوه درست انتقاد از والدین همسر، به تفکیک رفتار و شخصیت میپردازد: «نکته دیگر این است که انتقاد مستقیم از خانواده همسر، معمولاً نتیجه معکوس دارد. خانواده هر فرد بخشی از هویت اوست؛ بنابراین وقتی با لحنی تند یا تحقیرآمیز از آنها انتقاد میکنیم، همسرمان این موضوع را حملهای به خودش تلقی کرده و حالت تدافعی میگیرد که نتیجه آن افزایش تنش است.بهجای قضاوتکردن شخصیت افراد، بهتر است درباره «رفتارها» صحبت کنیم. برای مثال، بهجای اینکه بگوییم «خانواده تو همیشه دخالت میکنند» (که بار قضاوتی دارد)، میتوانیم بگوییم: «وقتی درباره تصمیمهای شخصی ما بدون هماهنگی نظر میدهند، احساس میکنم حریم خصوصیمان رعایت نشده است» یا «دوست دارم برخی تصمیمها فقط بین خودمان گرفته شود». در این شیوه، تمرکز بر رفتار و اثر آن است، نه شخصیت افراد.»
مسئولیت اصلیِ مرزبندی با خانواده، بر عهده فرزندِ همان خانواده است. یعنی هر فرد بهتر است مسائل مربوط به خانواده خود را مدیریت کند. اگر خانوادهای بیش از حد در زندگی زوجین دخالت میکند، شایسته است فرزندِ آن خانواده با احترام و محبت، مرزهای لازم را تعیین کند تا از سوءتفاهم و دلخوری جلوگیری شود.

در نهایت باید تأکید کنم که مرزبندی به معنای قطع رابطه یا بیاحترامی نیست؛ بلکه به معنای مدیریت حدود و اختیارات است. خانوادهها میتوانند حامی، پشتیبان و مشاور باشند، اما تصمیمگیرنده نیستند. موفقترین زوجها کسانیاند که تعادلی میان صمیمیت با خانوادههای خود و استقلالِ زندگی مشترکشان برقرار میکنند. حفظ حرمت خانوادهها در کنار حفظ مرزهای زندگی، عامل اصلی پایداری رابطه زناشویی است.
اگر والدین درباره نحوه خرجکردن پول یا سرمایهگذاری زوجین مداخله میکنند و انتظار دارند نظر آنها اجرا شود، واکنش مناسب میتواند این باشد: «ما نگران بودن و تجربه شما را درک میکنیم و بابت دلسوزیتان واقعاً ممنونیم؛ اما ترجیح میدهیم حالا که نظرات شما را شنیدیم، خودمان درباره این مسئله فکر کنیم و تصمیم نهایی را بگیریم.» در این پاسخ، بدون بیاحترامی، مرزها حفظ شده و مسئولیت تصمیمگیری به عهده زوجین باقیمانده است.

«همچنین در بحث تربیت فرزند که پدربزرگها و مادربزرگها معمولاً نظرات متفاوتی دارند یا برخلاف شیوه تربیتی ما عمل میکنند، میتوانیم اینطور گفت: «ممنون که به فکر نوهتان هستید و برای او وقت میگذارید؛ اما احساس میکنم وقتی من و شما در حضور او نظرات متفاوتی ابراز میکنیم، فرزندم دچار سردرگمی میشود و نمیداند کدام رفتار درست است؛ بنابراین، بهتر است در این مسائل، هماهنگتر عمل کنیم.»
شما چقدر در زندگی مشترکتان با دخالت خانوادهها مواجه شدهاید؟ به نظر شما مرز بین حمایت و دخالت کجاست؟ تجربهها و دیدگاههای خود را در بخش نظرات با ما و دیگر مخاطبان به اشتراک بگذارید.
برای مشاهدهی مطالب بیشتر حوزهی سلامت خانواده اینجا کلیک کنید.