به گزارش سرویس دین و مذهب ساعدنیوز، تصور کن وسط نماز جماعتی و فضا کاملاً جدی و معنویه؛ همه رفتن رکوع و سکوتِ مطلق همهجا رو گرفته. حاجآقا موسوی واعظ هم امام جماعته و از اون سیدهاییه که اگه کسی بیموقع «یاالله» بگه، لِج میکنه و زود بلند میشه! اما اون شب توی یکی از مساجد قم، یه اتفاقی افتاد که کلِ مسجد از خنده منفجر شد.
ماجرا از این قرار بود که یه بنده خدایی که از قضا خیلی هم چاق و هیکلی بود، نفسزنان خودش رو میرسونه دم در مسجد. از همون بیرون با یه صدای دو رگه و بلند داد میزنه:
«یااااالله... انالله مع الصابرین...» حاجآقا میگه چنان پاهاش رو میکوبید زمین که انگار زمین داشت میلرزید! حاجآقا دلش میسوزه و با خودش میگه بذا یه کم رکوع رو کش بدم تا این طفلکی برسه. سبحانالله اول رو میگه، یارو هنوز تو راهه. سبحانالله دوم، یارو داره دست و پا میزنه. سبحانالله سوم... خلاصه تسبیحات تموم میشه و این مردِ هیکلی بالاخره میرسه پشت سر حاجآقا، اما دیگه ریه برام نمونده بود!
همونطور که داشت هنوهن میکرد، با حرص و صدای بلند رو میکنه به حاجآقا و میگه:
«سید! تو رو به جَدّت بلند نشو... زانوهام سقط شد!»
حاجآقا هم که روی جدش خیلی حساس بوده، مجبور میشه همونطوری تو رکوع بمونه! حالا فکر کن یه آدم به این سنگینی، با اون همه خستگی میخواد بدو بدو تکبیر بگه و خم شه. حاجآقا هم زیرچشمی منتظر بوده یارو بگه «الله اکبر» تا همه بلند بشن.
یهو یارو با تمام پهنای باندِ ریهاش داد میزنه: «الله اکبـــر!» و چنان با شتاب خودش رو پرت میکنه سمت رکوع که یکهو... بووومب! یه صدای انفجار وحشتناک توی مسجد میپیچه! حاجآقا میگه: «بخدا قسم فکر کردم داعش اومده تو مسجد بمب گذاشته! نگو طفلک با اون عجلهای که اومده بود، خشتک شلوارش از پشت به کل متلاشی شد!»
حاجآقا سریع سرش رو از رکوع بلند میکنه که مثلاً نماز رو نجات بده، اما دیگه کار از کار گذشته بود! خودش رو سفت گرفته بود که روی محراب غش نکنه، اما وقتی پشت سرش رو نگاه کرد دید صفهای نماز کلاً تار و مار شده؛ 150 نفر نمازگزارِ مرد پشت سرش پهنِ زمین شده بودن و از خنده غش کرده بودن! از پشت پرده هم صدای ریسه رفتن و قهقهه خانومها میومد. خلاصه اون شب، جدیترین رکوعِ مسجد تبدیل شد به خندهدارترین خاطره تاریخ اون محل!
حجت الاسلام موسوی واعظ اهل مشهد هستند. ایشان معلم قرآن اند و از اواخر دهه 60 فعالیت قرآنی خود را آغاز کرد. آقای موسوی هم اکنون مدیر موسسه اهل بین هستند. موسسه اهل بین یک نهاد تخصصی در موضوع قرآن است و در حوزه بین المللی نیز فعالیت دارد. حجت الاسلام موسوی، از حدود 17 سال پیش کار تفسیر قرآن را شروع کردند و از ابتدای دهه 70، در سن 11 سالگی یکی از گردانندگان جلسات قرآنی در مشهد بودند. یکی از اهداف این موسسه، برگزاری کلاسهای قرآن در مناطق محروم است. یکی از اساتید بزرگ این حوزه، مرحوم استاد هروی است که کار بزرگی درباره قرآن انجام دادند و یادشان همچنان در بین قاریان و قرآن دوستان مشهدی زندهاست. میرزا علی رحیمی یکی دیگر از اساتید بزرگ بودند. منزل ایشان دارالقرآن بود و جلسه ایشان از منظمترین، جلسات قرآنی زمان خود بود. حجت الاسلام موسوی با خاطرات شیرین خود فضای محفل را صمیمیتر کردند.
حالا نوبت شماست؛ تو قسمت کامنتها از سوتیهای خندهدارتون بگید! تا حالا شده وسط یه جای سخت و جدی خندهتون بگیره؟ چطوری ماجرا رو ماستمالی کردید؟!