بر اساس دادههای بازار، شاخص کل در 2شهریور 1405 به محدوده میلیون و 99 هزار واحد رسید و نسبت به یک سال قبل 146.86 درصد افزایش داشت.
این رشد قابل توجه را نمیتوان تنها نتیجه افزایش تقاضای سفته بازانه دانست. افزایش نرخ ارز، تورم، رشد ارزش اسمی داراییها، تغییر انتظارات سرمایهگذاران و بهبود سودآوری بخشی از شرکتها، همگی در شکلگیری روند جدید بازار نقش داشتهاند. با این حال، رشد سریع شاخص به معنای حذف ریسک نیست و آینده بورس همچنان به مجموعهای از متغیرهای اقتصادی و سیاسی وابسته خواهد بود.
رشد 146 درصدی شاخص کل در یک سال، از منظر اسمی عددی بسیار بزرگی است؛ اما برای تفسیر آن باید شرایط اقتصاد ایران را نیز در نظر گرفت. شاخص کل بورس تهران در یک سال گذشته از محدوده حدود 2.47 میلیون واحد به بیش از 6 میلیون واحد رسیده است. دادههای بازار همچنین نشان میدهد شاخص در 2 شهریور 1405 سقف تاریخی جدیدی را ثبت کرده است.
البته افزایش شاخص کل به تنهایی نمیتواند وضعیت تمام سهام را توضیح دهد. ساختار شاخص به گونهای است که شرکتهای بزرگ و دارای ارزش بازار بالاتر اثر بیشتری بر حرکت آن دارند. بنابراین ممکن است شاخص کل رشد قابل توجهی داشته باشد، اما بازدهی همه صنایع و نمادها با آن یکسان نباشد.
از سوی دیگر، بخش مهمی از رشد بورس در اقتصاد تورمی را باید در قالب افزایش ارزش اسمی داراییها بررسی کرد. زمانی که نرخ ارز، هزینه جایگزینی داراییها و قیمت محصولات افزایش پیدا میکند، ارزش ریالی شرکتها نیز میتواند بالا برود. بنابراین بخشی از جهش شاخص را باید ناشی از تعدیل ارزش اسمی داراییها در برابر تورم دانست؛ نه اینکه تمام رشد ثبتشده را به معنای افزایش متناسب ثروت واقعی سهامداران تلقی کنیم.
یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر بورس ایران، نرخ ارز است. بسیاری از شرکتهای بزرگ بازار سرمایه در صنایع صادرات محور فعالیت میکنند و درآمد آنها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با نرخ ارز ارتباط دارد. افزایش نرخ ارز میتواند ارزش ریالی درآمدهای صادراتی را افزایش دهد، هرچند همزمان هزینههای تولید، محدودیتهای صادراتی و قیمتگذاری داخلی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
در سمت دیگر، شرکتهای داخلی نیز از افزایش قیمت کالاها و خدمات تأثیر میپذیرند. اگر شرکت بتواند رشد هزینههای تولید را از طریق افزایش نرخ فروش جبران کند، سودآوری آن افزایش خواهد یافت. بررسی عملکرد صنایع در بهار 1405 نشان میدهد برخی گروههای غذایی، دارویی، کشاورزی و لبنی توانستهاند رشد سودآوری قابل توجهی ثبت کنند، در حالی که عملکرد برخی صنایع بزرگ مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی نسبت به رشد ارز ضعیفتر بوده است.
تورم نیز دو اثر متفاوت بر بورس دارد. از یک سو، تورم بالا موجب افزایش درآمد اسمی شرکتها و ارزش داراییهای آنها میشود و میتواند جذابیت بازار سهام را افزایش دهد. از سوی دیگر، تورم بالا قدرت خرید مصرفکننده را کاهش میدهد، هزینه تأمین مالی را بالا میبرد و ممکن است حاشیه سود شرکتها را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، برای تحلیل آینده بورس نباید تنها به نرخ دلار یا شاخص کل نگاه کرد؛ بلکه باید روند فروش شرکتها، حاشیه سود، هزینههای تولید، نرخ بهره و وضعیت جریان نقدینگی را نیز در نظر گرفت.
ریسک سیاسی همچنان یکی از مهمترین متغیرهای بازار سرمایه ایران است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اخبار مربوط به تحولات منطقهای، مذاکرات خارجی، تحریمها و روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها میتواند در کوتاهترین زمان رفتار معاملهگران را تغییر دهد. حتی زمانی که روند بنیادی بازار مثبت باشد، افزایش ناگهانی ریسک سیاسی میتواند موجب خروج نقدینگی و شکلگیری موج فروش شود. در مقابل، کاهش تنشهای سیاسی میتواند به افزایش اعتماد سرمایهگذاران و ورود پول به بازار کمک کند.
بنابراین نمیتوان گفت رشد اخیر بورس به معنای حذف ریسک سیاسی است. در واقع، معاملهگران ممکن است در مقاطعی وزن بیشتری به عوامل اقتصادی بدهند، اما یک خبر مهم سیاسی همچنان میتواند مسیر معاملات را تغییر دهد. همین مسئله باعث میشود پیشبینی کوتاهمدت بورس با عدم قطعیت بالایی همراه باشد. در چنین شرایطی برای اینکه سرمایهگذاران بتوانند ریسک سرمایهگذاری خود را مدیریت کنند، صندوقهای درآمد ثابت گزینه جذابی خواهند بود.
چون صندوقهای درآمد ثابت در برابر نوسانات قیمتی بازار مصون هستند و سود پایدار و ثابتی دارند که بین 35 تا 40 درصد است. به این مفهوم که اگر بازار سهام، روند نزولی یا صعودی داشته باشد، تاثیری بر سودآوری صندوقهای درآمد ثابت نخواهد داشت. از این رو سرمایهگذاران با خرید صندوق درآمد ثابت علاوه بر کسب سود منطقی، ریسک سرمایهگذاری خود را تا حد زیادی کاهش می دهند.
یکی از تغییرات مهم در رفتار سرمایهگذاران، افزایش توجه به صندوقهای سرمایهگذاری است. برای افرادی که زمان یا تخصص کافی برای انتخاب تک سهم ندارند، صندوقها میتوانند امکان سرمایهگذاری غیرمستقیم و متنوعتر را فراهم کنند. صندوقهای سهامی، مختلط و انواع صندوقهای با درآمد ثابت هر کدام سطح متفاوتی از ریسک و بازده مورد انتظار دارند. سرمایهگذار میتواند بر اساس میزان ریسکپذیری و افق زمانی خود، ترکیبی از این ابزارها را انتخاب کند.
این تغییر رفتار اهمیت زیادی دارد؛ زیرا پس از یک دوره رشد سنگین، انتخاب سهم مناسب دشوارتر میشود. رشد شاخص لزوماً به معنای مناسب بودن تمام قیمتها نیست و ممکن است برخی نمادها زودتر از ارزش بنیادی خود رشد کرده باشند. در چنین شرایطی، تنوعبخشی و مدیریت ریسک اهمیت بیشتری پیدا میکند.
برای انتخاب صندوق سهامی پربازده سرمایهگذاران باید علاوه بر رشد شاخص کل، به متغییرهای دیگری همانند نقدشوندگی صندوق سهامی، حجم صندوق و سبد دارایی آن توجه کنند. اگر حجم معالات روزانهی صندوق بالا باشد، به این معنی است که سرمایهگذاران میتوانند در قیمت مناسب دارایی خود را نقد کنند یا به دارایی قبلی خود اضافه کنند. از طرفی، اگر خالص ارزش داراییهای صندوق بالا باشد، به این معنی است که سرمایهگذاران بسیاری به صندوق اعتماد دارند؛ در نتیجه سرمایهگذاران جدید با اطمینان خاطر بالاتری در صندوق سرمایهگذاری میکنند.
اما نکته بسیار مهم در انتخاب صندوق سهامی، بررسی سبد دارایی صندوق است. اگر مدیر صندوق سهامی که پتانسیل سودآوری در آینده را داشته باشند، برای سبد دارایی صندوق انتخاب کرده باشد، با احتمال بالایی رشد قیمت صندوق بالاتر از شاخص کل خواهد بود.
پیش بینی آینده بورس به صورت قطعی امکانپذیر نیست، اما میتوان چند سناریو را در نظر گرفت. در سناریوی خوشبینانه، اگر نرخ ارز در مسیر افزایشی کنترلشده حرکت کند، سودآوری شرکتها رشد کند، نرخ بهره فشار زیادی بر بازار وارد نکند و ریسکهای سیاسی کاهش یابد، بورس میتواند روند صعودی خود را ادامه دهد.
در سناریوی متعادل، بازار پس از رشد سنگین اخیر وارد دورهای از نوسان و استراحت میشود. در این حالت ممکن است شاخص کل برای مدتی در محدوده مشخصی حرکت کند و سرمایهها از شرکتهایی که رشد بیشتری داشتهاند به سمت گروههایی با ارزشگذاری منطقیتر منتقل شوند.
سناریوی سوم، سناریوی اصلاحی است. اگر ریسک سیاسی افزایش یابد، نرخ بهره بالا بماند، جریان نقدینگی کاهش پیدا کند یا رشد قیمت سهام از رشد واقعی سودآوری شرکتها فاصله زیادی بگیرد، احتمال اصلاح شاخص افزایش خواهد یافت. با این حال، اصلاح لزوماً به معنای پایان روند صعودی بلندمدت نیست و باید شدت و علت آن بررسی شود.