به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه خبری ساعدنیوز، آواز «جانِ جهان» با غزل جاودانه مولانا و صدای ملکوتی استاد محمدرضا شجریان، لحظهای ناب از پیوند شعر، عرفان و موسیقی ایرانی است. شجریان در این اجرا، واژههای مولانا را نه فقط میخواند، بلکه زندگی میبخشد؛ جایی که «جانِ جهان» از پرسشی عاشقانه به حضوری درونی و همیشگی بدل میشود. این آواز، روایت دلدادگی انسانی است که معشوق را نه در دوردستها، که در عمق دل خود مییابد؛ اجرایی احساسی که شنونده را آرامآرام به سکوت و تأمل میکشاند.
جان و جهان! دوش کجا بودهای؟
نی غلطم، در دل ما بودهای
دوش ز هجر تو جفا دیدهام
ای که تو سلطان وفا بودهای
آه که من دوش چه سان بودهام!
آه که تو دوش کرا بودهای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بودهای
زهره ندارم که بگویم ترا
« بی من بیچاره چرا بودهای؟! »
یار سبک روح! به وقت گریز
تیزتر از باد صبا بودهای
بیتو مرا رنج و بلا بند کرد
باش که تو بند بلا بودهای
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بودهای
رنگ تو داری، که ز رنگ جهان
پاکی، و همرنگ بقا بودهای
آینه ای، رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای
برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.