یادی کنیم از تصنیف خاطره‌‎انگیز "طرب منم" همایون شجریان با غزل مولانا؛ صدایی که موسیقی سنتی را دوباره زنده کرد/ من طربم طرب منم

  یکشنبه، 20 اردیبهشت 1405
یادی کنیم از تصنیف خاطره‌‎انگیز "طرب منم" همایون شجریان با غزل مولانا؛ صدایی که موسیقی سنتی را دوباره زنده کرد/ من طربم طرب منم
ساعدنیوز: در این فیلم زیباترین آواز همایون شجریان تصنیف "طرب منم" در وصف تنهایی را بشنوید و لذت ببرید.

متن شعر طرب منم

من طربم طرب منم زهره زند نوای من
عشق میان عاشقان شیوه کند برای من
ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشدچرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من
پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد
نیست در آن صفت که او گوید نکته‌های من
باده تویی سبو منم آب تویی و جو منم
مست میان کو منم ساقی من سقای من

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، همایون شجریان در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده‌ای اهل موسیقی متولد شد. وی فرزند محمدرضا شجریان و برادر کوچک مژگان شجریان است. او در سال 1375 با گیتا خوانساری ازدواج کرد که حاصل این ازدواج فرزندی به نام یاسمین است. شجریان در مصاحبه‌ای با عادل فردوسی‌پور در سال 1402 رابطه عاشقانه‌اش با سحر دولتشاهی را تأیید کرد.

دیوان شمس مولانا غزل شمارهٔ 1825

من طربم طرب منم زهره زند نوای من

عشق میان عاشقان شیوه کند برای من

عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود

فاش کند چو بی‌دلان بر همگان هوای من

ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد

چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند به جای من

من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌ام

ذره به ذره می زند دبدبه فنای من

آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد

دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای من

یار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گل

تلخ و خمار می طپم تا به صبوح وای من

تا که صبوح دم زند شمس فلک علم زند

باز چو سرو تر شود پشت خم دوتای من

باز شود دکان گل ناز کنند جزو و کل

نای عراق با دهل شرح دهد ثنای من

ساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبو

تا سر و پای گم کند زاهد مرتضای من

بهر خدای ساقیا آن قدح شگرف را

بر کف پیر من بنه از جهت رضای من

گفت که باده دادمش در دل و جان نهادمش

بال و پری گشادمش از صفت صفای من

پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد

نیست در آن صفت که او گوید نکته‌های من

ساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشم

راح بود عطای او روح بود سخای من

باده توی سبو منم آب توی و جو منم

مست میان کو منم ساقی من سقای من

از کف خویش جسته‌ام در تک خم نشسته‌ام

تا همگی خدا بود حاکم و کدخدای من

شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد

غرقه نور او شد این شعشعه ضیای من

اگر شما هم شعری حفظ هستید، خوشحال می‌شویم تجربه‌تان را در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.


برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها