اگر طعمِ تلخِ بی‌وفایی را چشیده‌اید، این غزلِ حافظ با صدایِ بغض‌آلودِ رشید کاکاوند، سراغِ زخم‌هایی می‌رود که فکر می‌کردید سال‌هاست فراموش شده‌اند + ویدئو

  سه شنبه، 26 خرداد 1405
اگر طعمِ تلخِ بی‌وفایی را چشیده‌اید، این غزلِ حافظ با صدایِ بغض‌آلودِ رشید کاکاوند، سراغِ زخم‌هایی می‌رود که فکر می‌کردید سال‌هاست فراموش شده‌اند + ویدئو
ساعدنیوز: با یکی از درخشان‌ترین غزل‌های حافظ و روایتِ گرم و دلنشین استاد کاکاوند، همسفرِ سفری شوید که از کوچه‌های عشق می‌گذرد و به افق‌های روشنِ عرفان می‌رسد؛ سفری میان شورِ دل و روشناییِ جان.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، حافظ در این غزل از معشوقی سخن می‌گوید که زیبایی‌اش بی‌مانند است، چهره‌ای چون بهار و نگاهی که دل و جانِ عاشق را به اسارت می‌برد. او در آغازِ عشق گمان می‌کرد به گنجِ آرزوهایش رسیده، اما به‌زودی فهمید که عشق راهی پر از رنج و خونِ دل است.

عاشق از بی‌مهریِ یار می‌نالد، از اینکه معشوق با دیگران مهربان است، اما او را در انتظار و حسرت نگه داشته است. با این حال، دلش هنوز به امید وصال می‌تپد و نمی‌تواند از عشق او دست بکشد.

در پایان، حافظ از تلخیِ سرنوشت عاشقانه‌اش می‌گوید؛ اینکه همان محبوبِ شیرین‌زبان و دلربا، سبب رنج و نابودی او شده است. پیام غزل این است که عشق، هرچند سرشار از درد و بی‌وفایی باشد، باز هم برای عاشق عزیزتر از هر چیز دیگری است

متن شعر

بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایه‌بان دارد

بهارِ عارضش خطّی به خونِ ارغوان دارد

غبارِ خط بپوشانید خورشیدِ رُخَش یا رب

بقایِ جاودانش ده، که حُسنِ جاودان دارد

چو عاشق می‌شدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود

ندانستم که این دریا چه موجِ خون‌فشان دارد

ز چشمت جان نشاید بُرد کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

چو دامِ طُرِّه افشاند ز گَردِ خاطرِ عشاق

به غَمّازِ صبا گوید که راِزِ ما نهان دارد

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حالِ اهلِ دل بشنو

که از جمشید و کیخسرو، فراوان داستان دارد

چو در رویت بخندد گُل، مشو در دامَش ای بلبل

که بر گُل اعتمادی نیست، گر حُسنِ جهان دارد

خدا را، دادِ من بِسْتان از او ای شَحنهٔ مجلس

که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گِران دارد

به فِتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن

که آفت‌هاست در تأخیر و طالب را زیان دارد

ز سروِ قَدِّ دلجویت مکن محروم چشمم را

بدین سرچشمه‌اش بِنْشان که خوش آبی روان دارد

ز خوفِ هجرم ایمن کن اگر امّیدِ آن داری

که از چشمِ بداندیشان خدایت در امان دارد

چه عذرِ بختِ خود گویم؟ که آن عیّار شهرآشوب

به تلخی کُشت حافظ را و شِکَّر در دهان دارد

حافظ

دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان 855 ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی

نسخه خطی حافظ


بیوگرافی حافظ شیرازی

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ»، غزلسرای بزرگ و از خداوندان شعر و ادب پارسی است. وی حدود سال 726 هجری قمری در شیراز متولد شد. علوم و فنون را در محفل درس استادان زمان فراگرفت و در علوم ادبی عصر پایه‌ای رفیع یافت. خاصه در علوم فقهی و الهی تأمل بسیار کرد و قرآن را با چهارده روایت مختلف از بر داشت. گوته دانشمند بزرگ و شاعر و سخنور مشهور آلمانی دیوان شرقی خود را به نام او و با کسب الهام از افکار وی تدوین کرد. دیوان اشعار او شامل غزلیات، چند قصیده، چند مثنوی، قطعات و رباعیات است. وی به سال 792 هجری قمری در شیراز درگذشت. آرامگاه او در حافظیهٔ شیراز زیارتگاه صاحب نظران و عاشقان شعر و ادب پارسی است.

برای شنیدن شعرهای بیشتر از حافظ و بزرگان ادب فارسی، با ساعدنیوز همراه باشید و این شعرخوانی زیبا را با دوستانتان به اشتراک بگذارید.

برای مشاهده سایر اشعار با سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز همراه باشید.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها