به گزارش سرویس موفقیت پایگاه خبری ساعدنیوز، استاد در این بخش به روانشناسیِ حضور «من» در زندگی اشاره دارد. وقتی انسان بر هستی و مالکیت خود پافشاری کند، ناچار است خونِ جگر بخورد. چرا؟ چون حضور یک «منِ» پررنگ، پای نفر سومی را به میان میکشد که ممکن است بهتر از ما بخواند یا عمل کند. اینجاست که حسادت، غم، رقابتهای فرساینده و تلاش برای حذف دیگران آغاز میشود و آرامش از زندگی رخت برمیبندد.
به باور دکتر قمشهای، اگر کسی بخواهد مایه طرب، شادی و نوازندگیِ اصیل در جهان باشد، خودش نباید غصهدار و درگیر منیّت باشد. انسانِ پر از گله و حسد، هرگز نمیتواند نوازنده و نغمهخوانِ خوبی برای زندگی باشد.
استاد به سراغ مفهوم «خلاقیت» میرود. او شرط اول خلاق شدن را فراموش کردن اندیشههایی چون ثروت، شهرت، نام و سودا میداند. او با یک پارادوکسِ عمیق تاریخی اشاره میکند که مشهورترین و اثرگذارترین شخصیتهای جهان، کسانی بودهاند که هیچگاه در سودای شهرت نبودهاند.
دکتر قمشهای با نگاهی به ریشه واژهها، «شهرت» را از جنس «شَهر» (به معنای درخشش، ماهِ نو و تمامیت نور) میداند. بنابراین، شهرتِ واقعی، تبلیغات و پروپاگاندا نیست؛ بلکه درخشش و تلالوِ درونیِ انسانی است که به یک هنر، کانال یا اصالتِ ناب دست یافته است. چنین درخششی نیازی به تلاش برای چاپ شدن در مجلات، بالا بردن تیراژ یا ارتباطات مصلحتی ندارد، بلکه خود به خود عالم را روشن میکند.
پیام کلیدی: تا زمانی که ظرف وجودی خود را از «خودخواهی، شهرتطلبی و رقابت» خالی نکنیم، نه در موسیقی و هنر به کمال میرسیم و نه نورِ خلاقیتِ واقعی در ما میدرخشد. بزرگترین پارادوکس جهان این است: «برای درخشیدن، ابتدا باید تاریکیِ منیت را محو کرد.»
دکتر حسین محی الدین الهی قمشه ای در 14 دی ماه 1318 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی، متوسطه و دانشگاهی را به ترتیب در دبستان دانش، دبیرستان مروی و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران به پایان برد و نیز تحصیلات حوزوی و سنتی را نزد پدر، استاد فقید مهدی الهی قمشه ای و استادان دیگر دنبال کرد. سپس به کار تدریس در دانشگاه تهران و سایر مراکز آموزش عالی در داخل و بعدها خارج کشور پرداخت و در کنار آن به تالیف و ترجمه در زمینه عرفان و ادبیات و زیبایی شناسی مشغول شد. قریب یک سال نیز ریاست کتابخانه ملی ایران را عهده دار بود.