به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، محمدرضا پهلوی علیرغم اشتباهاتش، به خوبی فهمیده بود که پسرش اراده و توانایی اداره امور را ندارد. مهدی سمیعی، رئیس اسبق بانک مرکزی، در خاطراتش نقل میکند که شاه صراحتاً و بیرحمانه میگفت: «من اصلاً نمیدانم این ولیعهد واقعاً میتواند یا دلش میخواهد سلطنت کند یا نه؟ شاید آن شخصیت و اراده را نداشته باشد.» این تردید چنان جدی بود که پس از مرگ او، اطرافیانش فاش کردند شاه هیچ وصیتنامهای نداشته و متنی که امروز به عنوان وصیتنامه سیاسی او شناخته میشود، پس از مرگش توسط افرادی چون هوشنگ منتصری و با همکاری فرح پهلوی تهیه شده است؛ متنی که بیشتر احساسی است تا راهگشای سیاسی.

رضا پهلوی که در سال 1339 به دنیا آمد، در محیطی کاملاً محافظتشده و دور از مردم، زیر نظر یک پرستار فرانسوی و در مدرسه اختصاصی کاخ بزرگ شد. او در 17 سالگی برای آموزش خلبانی به آمریکا رفت و با وقوع انقلاب، دیگر هرگز به ایران بازنگشت. او پس از مدتی سرگردانی، در حومه واشنگتن ساکن شد و به گفته دفترش، پس از جابهجایی بین چند دانشگاه، سرانجام مدرک لیسانس خود را گرفت.
یکی از سوالات همیشگی درباره زندگی او، منبع درآمدش در 47 سال اخیر بوده است. خاندان پهلوی هنگام خروج از ایران 384 چمدان حاوی جواهرات، دو تاج با هزاران قطعه الماس و میلیاردها دلار دارایی نقدی خارج کردند. رضا پهلوی سرانجام در سال 1391 اعتراف کرد که شغلی ندارد و هزینههای زندگی خود و خانوادهاش را مادرش و برخی هممیهنان تأمین میکنند تا او به فعالیت سیاسی بپردازد.
در سالهای اخیر، فعالیتهای او به جای تکیه بر مردم، بر حمایتهای خارجی استوار بوده است؛ از جمله سفر به اسرائیل و دیدار با نتانیاهو که تحلیلگران زبان بدن او را در این دیدار، نشاندهنده موقعیت التماسی و تحقیرآمیز دانستهاند. همچنین او در دوران ترامپ از سیاست فشار حداکثری و حتی دخالت نظامی علیه ایران استقبال کرد. نکته تأملبرانگیز دیگر، بیگانگی سه دختر او با زبان فارسی است؛ موضوعی که نشان میدهد او حتی تصور بازگشت به ایران را هم نداشته است. در حالی که او با تأکید بر کلمه «من» مدعی محبوبیت است، کارشناسان مستقل معتقدند او فاقد پایگاه اجتماعی است و تنها با «دوپینگ رسانهای» در خارج از کشور مطرح نگه داشته شده است.