به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، ماجرا از این قرار است که به تازگی رئیس آژانس انرژی اتمی، ادعا کرده که دسترسیهایشان به برنامه هستهای ایران کم شده و نظارت دقیقی ندارند. اما کاظم غریبآبادی، معاون وزیر خارجه ایران، جواب دندانشکنی به او داده است. حرف حساب ایران خیلی ساده و منطقی است: آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هستهای ما حمله نظامی میکنند، دوربینها و دسترسیهای بازرسان را از بین میبرند، آن وقت آقای گروسی که کاملا در زمین غربیها بازی میکند، به جای محکوم کردن این حملات، یقه ایران را میگیرد! شما نمیتوانید خانه کسی را خراب کنید و بعد شاکی شوید که چرا درِ خانه باز نمیشود.
در بخش دیگری از این دعوای دیپلماتیک، پای غنیسازی 60 درصدی به میان آمده است. غریبآبادی با رد کردن بهانهتراشیهای آژانس، اعلام کرده که در هیچ قانون بینالمللی، سقفی برای درصد غنیسازی مشخص نشده و برنامه ایران کاملا صلحآمیز است. نکته جالب ماجرا اینجاست که ایران فاش کرده رافائل گروسی قصد دارد در آینده رئیس سازمان ملل شود؛ به همین دلیل، گزارشهای فنی را به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل کرده تا خودش را در دل آمریکاییها جا کند. پیام تهران روشن است: با زورگویی، تهدید و قطعنامه، هیچ مشکلی حل نمیشود.
بر اساس تحلیل اختصاصی پایگاه خبری ساعدنیوز، بازی در صفحه شطرنج هستهای کاملا عوض شده است. ایران دیگر قرار نیست فقط نقش یک دفاعکننده را بازی کند که مدام به گزارشهای بهانهجویانه آژانس جواب پس بدهد. صحبتهای اخیر نشان میدهد تهران تصمیم گرفته داور بازی را که به وضوح سوتهای اشتباه و یکطرفه میزند، به چالش بکشد. وقتی آژانس در برابر حمله مستقیم نظامی به تاسیسات اتمی سکوت میکند، یعنی از قالب یک نهاد بیطرفِ فنی خارج شده و به یک اهرم فشار در دست غربیها تبدیل شده است. ایران با این موضعگیری هوشمندانه، در واقع دست غربیها را رو کرده و نشان داده که مقصر اصلی تاریک شدن اتاق نظارت، خودشان هستند نه تهران.
اما این اتفاق چه نتیجهای برای آینده دارد؟ پیام این برخورد قاطعانه برای مردم و دنیا این است که دوران باج دادن تمام شده است. ایران خط قرمز پررنگی کشیده و میگوید تا زمانی که حقوق قانونی ما به رسمیت شناخته نشود و حملات را محکوم نکنید، منتظر همکاری یکطرفه نباشید. این رویکرد یعنی ایران میخواهد سایه فشارهای روانی و سیاسی را از سر کشور بردارد و به غربیها بفهماند که ابزار قرار دادن سازمانهای بینالمللی دیگر جواب نمیدهد. در نهایت، این ایستادگی میتواند باعث شود طرف مقابل دست از زیادهخواهی بردارد و اگر واقعا دنبال راهحل است، به جای صدور قطعنامه، پای میز مذاکره واقعی و برابر بنشیند.