از دیدار اتفاقی در کانون زبان تا رفت و آمد با پیکان سبزرنگ؛ ناگفته‌هایی دربار زندگی شخصی رهبر انقلاب که برای اولین بار می‌شنوید

  پنجشنبه، 28 خرداد 1405 ID  کد خبر 544819
از دیدار اتفاقی در کانون زبان تا رفت و آمد با پیکان سبزرنگ؛ ناگفته‌هایی دربار زندگی شخصی رهبر انقلاب که برای اولین بار می‌شنوید
ساعدنیوز: یک بار اتفاقی او را در کانون زبان خیابان جم دیدم. گفتم «خامنه‌ای! اینجا چکار می‌کنی؟!» هیس کرد، گفت «چیزی نگو!» معلوم شد ناشناس آمده و قرار نیست کسی بداند او کیست.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از سایت تاریخی ناخوانده، فروردین 1358، مدرسه علوی تهران. کلاس چهارم دبستان بودیم که آقا مجتبی تازه از مشهد به مدرسه ما آمد. آن روزها فقط من و چند نفر از هم‌کلاسی‌ها که پدران‌مان سابقه مبارزاتی داشتند او را می‌شناختیم و اکثر بچه‌ها نمی‌دانستند این پسر کیست. تا اینکه مدتی بعد، پدرش به عنوان امام‌جمعه تهران منصوب شد. تازه بچه‌های مدرسه فهمیدند سید مجتبی حسینی خامنه‌ای پسر یکی از روحانیون مطرح انقلاب است و بعضی‌ها با تعجب به او می‌گفتند: «خامنه‌ای! باباته امام‌جمعه شده؟!»

آقا مجتبی کم‌کم با همه عیاق شد. یک روز دیرم شده بود و پدرم می‌خواست با ماشین مرا به مدرسه برساند. در مسیر، آقا مصطفی و آقا مجتبی را دیدیم که آنها هم دیرشان شده بود. سوارشان کردیم و با هم رفتیم. همه چیز کاملاً عادی و معمولی بود و حفاظتی نداشتند. حتی وقتی پدرش رئیس‌جمهور شد هم هیچ فرقی در رفتار آقا مجتبی ایجاد نشد. اگرچه بعد از ترور آقا برای رعایت مسائل حفاظتی، ناگزیر خانه‌شان در خیابان ایران را ترک کردند و به مجموعه ریاست‌جمهوری رفتند.

آن روزها دیگر راهش دور شده بود و با یک پیکان سبزرنگ به مدرسه می‌آمد. روی صندلی کنار راننده می‌نشست. ماشین جلوی مدرسه پیاده‌اش می‌کرد و می‌رفت. کیف و فلاسک غذا را روی دوشش می‌انداخت و وارد مدرسه می‌شد. برای خیلی‌ها جالب بود که پسر رئیس‌جمهور هم مثل بقیه بچه‌ها، غذایی که مادرش می‌پخت را در همان ظرف‌ها می‌آورد و در گرم‌کن می‌گذاشت. بعد از آنکه زنگ آخر می‌خورد هم باید بلافاصله خودش را به همان پیکان سبزرنگ می‌رساند که دنبالش می‌آمد. این نوع رفت‌وآمد، فرصت هم‌صحبتی در مسیر را از ما گرفت اما در مدرسه رفاقت‌مان ادامه داشت.

تصویری از دوره دانش‌آموزی امام سیدمجتبی خامنه‌ای (نفر دوم از سمت راست)

آقا مجتبی بعد از بازگشت از جبهه و گرفتن دیپلم، دیگر طلبه شد و کمتر هم را می‌دیدیم. یک بار اتفاقی او را در کانون زبان خیابان جم دیدم. گفتم «خامنه‌ای! اینجا چکار می‌کنی؟!» هیس کرد، گفت «چیزی نگو!» معلوم شد ناشناس آمده و قرار نیست کسی بداند او کیست. من در سطوح پایین کانون بودم و آن زمان فکر می‌کنم او سطح دوازده بود. انگلیسی را تا بالاترین سطح در کانون زبان که معروف بود خیلی سخت‌گیر هستند گذراند و هیچ‌کس هم نفهمید او پسر رهبر است.

درباره رهبر انقلاب بیشتر بدانید

آیت‌‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران است که پس از شهادت پدرشان، رهبر پیشین انقلاب اسلامی و شهادت همسر و برخی دیگر از اعضای نزدیک خانواده در حمله‌ای تروریستی به بیت رهبری، توسط مجلس خبرگان رهبری به عنوان رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شدند. آغاز رهبری ایشان در یکی از حساس‌ترین و پرتنش‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران رقم خورد و بازتاب گسترده‌ای در فضای داخلی و منطقه‌ای داشت.

آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در شهر مشهد به دنیا آمدند. ایشان دومین فرزند سید علی خامنه‌ای، رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران، و از خانواده‌ای شناخته‌شده در فعالیت‌های دینی، انقلابی و فرهنگی است. مادر ایشان نیز از خانواده‌ای مذهبی و فرهنگی بود که سال‌ها در کنار رهبر پیشین انقلاب زندگی کرده است.

این خانواده، در طول سال‌های گذشته با وجود جایگاه بالای سیاسی و اجتماعی، زندگی خود را با تمرکز بر تربیت فرزندان و حفظ انسجام خانوادگی ادامه داده‌اند و همواره از حاشیه‌های رسانه‌ای فاصله داشته‌اند.

رهبر انقلاب تحصیلات دینی خود را در حوزه علمیه قم دنبال کردند و بخش مهمی از آموزش‌های فقه و اصول را نزد استادان برجسته فرا گرفتند. ایشان پس از سال‌ها حضور علمی و پژوهشی در حوزه، به تدریس و تربیت طلاب نیز پرداخت و نقش مؤثری در آموزش و گسترش معارف اسلامی داشت.

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین ویدیو ها