به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز به نقل از چندثانیه، کرباسچی پیشتر در رسانههای مکتوب و آنلاین، زیر فشار سانسور و خودسانسوری، از جنگ انتقاد کرده بود؛ آنتن زنده اما فرصتی کمنظیر برای بیان بیواسطه مواضعش بود.
او هزینههای جنگ برای معیشت و منافع ملی و خطر گسترش نارضایتی و فاصله مردم از حاکمیت را مقابل روایتهای یکسویه و پیروزمندانه صداوسیما گذاشت و گفت: «ما نمیتوانیم پدر آمریکا را دربیاوریم.» با یادآوری «جام زهر» پذیرش قطعنامه 598 و توقف اعزام نیرو به سوریه به فرمان امام، نقل سردار رشید از امام را نیز پیش کشید: «جنگیدن با اسرائیل یعنی جنگیدن با تمام دنیا.» به تلاشهای چندباره رهبر شهید برای جلوگیری از کشاندن ایران به جنگ نیز اشاره کرد؛ استناد به مرجعیتهایی که حامیان ادامه جنگ نیز به آنها تکیه میکنند. کرباسچی رفع حصر موسوی و آزادی تاجزاده و مهرآیین را نیز برای انسجام ملی ضروری دانست.
جمله «شما 200 شب است حرف میزنید... اجازه بدین ما حرف بزنیم» نیز مطالبه سهم منتقدان از رسانه ملی بود.
کرباسچی درباره حمله به سه کشتی پس از تفاهمنامه اسلامآباد، با استناد به روایت بهزاد نبوی از گفتوگو با پزشکیان، از قول رئیسجمهور نقل کرد: «نمیدانم چه کسی کشتیها را زده.» سپس افزود: «هنوز هم رسمی ندیدهایم نهادی گردن بگیرد. اگر این سه کشتی زده نمیشد ایران دست برتر را داشت.» سخنگوی سپاه نیز بلافاصله واکنش نشان داد: حمله خودسرانه نبود، با هماهنگی مسئولان بالاتر انجام شد و پاسخی به سومین نقض عهد آمریکا بود.
در میانه جنگ، پخش این مواضع از تلویزیون رسمی پیامی روشن دارد: مخالفت با ادامه جنگ میتواند از موضع دفاع از منافع ملی باشد. اما چرا اکنون؟
حکم پنجساله جبلی هفتم مهر پایان یافت؛ کرباسچی پانزده روز بعد به تلویزیون آمد و هنوز حکم تازهای منتشر نشده است.
همزمان اعتراض به مدیریت صداوسیما حتی از جریانهای نزدیک به گفتمان رسمی بلند شده است؛ مجتبی امینی، تهیهکننده «گاندو»، خطاب به جبلی و جلیلی نوشت: «از ضعف و عملکرد رسانهای شما در حوزه رسانه به دشمن باختیم.»
در چنین فضایی، آیا این گشایش ژستی مقطعی برای تقویت موقعیت جبلی است؟ تقارن زمانی انگیزه را ثابت نمیکند، اما پرسش را جدی میکند.
حساسیت این دعوت، پرسش را از محاسبات شخصی جبلی فراتر میبرد: آیا این روزنهگشایی با ملاحظات نهادهای بالادستی درباره احتمال خروج از بنبست دیپلماتیک پیوند دارد؟ گزارشهای بنبست مذاکرات و خطر آغاز دور تازهای از جنگ گسترده با این فرضیه ناهمسوست؛ اما نمیتوان آن را کنار گذاشت. استمرار تریبوندادن به منتقدان، تغییر لحن رسانههای رسمی و نشانههای معنادار دیپلماتیک، در گذر زمان اعتبار این گمانه را روشنتر میکنند.
مناظرههای 1388 و فرازونشیب «شیوه» از 1401، پیش از جنگ کنونی، یادآورند که گشایش مقطعی الزاماً چندصدایی پایدار نمیآورد. اما محاسبات احتمالی پشت این دعوت، هرچه باشد، پیامدهایش لزوماً در اختیار دعوتکنندگان نیست. رئیس صداوسیما، جبلی یا جانشینش، با پرسشی روبهروست: اگر صدای منتقد یک شب روی آنتن رفت، چرا پیشتر مجال بیان نیافت و چرا نباید دوباره شنیده شود؟
توقف چنین گفتوگوهایی میتواند شائبه هراس از شنیدهشدن استدلال منتقدان را تقویت کند؛ استمرارشان نیز میتواند خرمن «دستاوردهای» تکصدایی پیشین را بر باد دهد.
حال باید دید این روزنهگشایی، تاکتیکی گذراست یا بادها خبر از تغییر فصل میدهند؟