به گزارش گروه اجتماعی پایگاه خبری ساعدنیوز، عدالت آموزشی، برخلاف آنچه در لابلای بخشنامههای خاکخورده و قدیمی تلقین میشود، یک مفهوم انتزاعی نیست؛ عدالت یعنی همان لبخندِ شوقی که روی صورت دانشآموزِ «ورزقانی» نقش میبندد، وقتی میبیند سقف کلاسش دیگر نمیلرزد. ما جوانانِ امروز، ایران را نه در آمارهای کلی، که در همین جزئیاتِ سرنوشتساز جستجو میکنیم. امروز که حضور رئیسجمهور محترم در دیار آذربایجان، عطر «وفاق» را در فضای استان جاری کرده، مرور یک تجربه موفق در حوزه مدرسهسازی، فراتر از یک گزارش، یک «نقشه راه» برای کل ایران است.
دکتر حمیدرضا شاهحسینی، رئیس جامعه خیرین مدرسهساز کشور، پس از پیمودن هزاران کیلومتر در 15 استان کشور عزیزمان ایران، به نکتهای اشاره میکند که جوهره حرکتهای جهادی است: «مدرسهسازی از جنس عشق است، اما باید نشست و به حرفهای این عشق گوش داد.» در آذربایجان شرقی، این «شنیدن» به یک مدل مدیریتی تبدیل شده است. جایی که مثلثِ سنتیِ (مجمع خیرین، نوسازی و آموزشوپرورش) با تدبیر دولت وفاق و شخص دکتر پزشکیان، به یک «مربع حمایتی» تبدیل شده است. اضافه شدن «استانداران» به عنوان ضلع چهارم، یعنی شکستنِ سدِ بلند کاغذبازیهای اداری با پتکِ اراده حاکمیتی. در این مدل، استاندار دیگر یک ناظر از دور نیست؛ او وسط میدان است تا گرههای قانونی را باز کند و سرعتِ ساخت و ساز را به سرعتِ رویاهای کودکان برساند.
اما به عنوان یک خبرنگار، معتقدم باید صادقانه به نیمه خالی لیوان هم نگاه کرد تا بتوان آن را پر کرد. بزرگترین تهدید برای سرمایههایی که با عشقِ خیرین بنا شده، «فرسودگی ناشی از بیتوجهی» است. دردناک است که مدرسهای با میلیاردها تومان هزینه، تنها پس از دو دهه به خاطر نبودِ نظام «نگهداشت»، فرسوده و ازکارافتاده شود. صیانت از مدرسه، نه یک وظیفه اداری، که یک «تکلیف مقدس» برای مدیران است.
فراتر از خشت و گل، امروز زمانِ عبور به افق «مدرسهیاری» است. حقیقت این است که معلمی که دلنگرانِ معیشت، مسکن یا سلامت خودش باشد، نمیتواند با تمام انرژی و شور و شوق کامل در کلاس درس حاضر شود. پیشنهاد جسورانه دکتر شاهحسینی مبنی بر پیوندِ سخاوتِ خیرین با کرامتِ معلمان، همان حلقهی گمشدهای است که کیفیت آموزش را تضمین میکند.
در آستانه نشستهای کلان با حضور مقامات عالیرتبه، باید روی دو کلیدواژه پافشاری کرد: «تهاتر مالیاتی» و «هنرستانهای جوار صنعت». اگر راهِ کاهش بدهیهای مالیاتی باز شود، دیگر هیچ مدرسه فرسودهای در لیست انتظار نخواهد ماند. از سوی دیگر، آذربایجان به عنوان قطب صنعت، بهترین جغرافیا برای پیوندِ «کارخانه» و «مدرسه» است تا دانشآموزِ امروز، متخصصِ سربلندِ فردای اقتصاد آباد و آزاد ایران زمین باشد.
سفر رئیسجمهور به آذربایجان شرقی، نه فقط یک سفر استانی، که تجلیِ همان مربع وفاق است. ما در حال نوشتن فصلی هستیم که در آن، هیچ کودکی نباید در هیچ کجای این خاک، به خاطرِ فقرِ امکانات، از قطارِ آگاهی جا بماند. این، پیامِ روشنِ نسلی است که به جای نشستن، آستینها را برای ساختن بالا زده است و تسلیم نمیشود.