به گزارش سرویس جامعه ساعد نیوز، گاهی وقتها تماشای یک شیشه عطر قدیمی یا شکلِ یک سنجاق سر، بیشتر از صد جلد کتاب تاریخ ما را به عقب برگرداند و دلتنگ میکند. این فیلم درست مثل باز کردن درِ یک صندوقچه قدیمی در خانه مادری است؛ همان صندوقچهای که وقتی گشوده میشد، عطرِ اصالت و دلخوشیهای کوچک فضای اتاق را پر میکرد. این تصاویر یادآور روزگاری هستند که در آن زیبایی نیازی به فیلترهای مجازی و معیارهای امروزی نداشت، بلکه در سادگی معنا میشد و در نگاههای پر از مهر و بیریای آدمها جاری بود.

یادتان میآید که عطر «مگنولیا» و ادکلن «هاوایی» با آن شیشههای محجوب، بوی خوش آراستگی مادرانه بودند و صابون «عروس» چطور با بستهبندی سبز رنگش، تمام فضای خانه را عطرآگین میکرد؟ دخترکان آن روزها با چه ذوقی به پالتهای سایه طبقاتی که شبیه صدف باز میشدند نگاه میکردند و با رژ لبهای سبز رنگی که روی لبها به صورتی جادویی تبدیل میشد، لبخند میزدند. موها به سادگی با شانههای پلاستیکیِ قرمز و سبز شانه میشد، با کلیپسهای آبشاری و گیرههای موشکی جمع میگشت و صدای بلند سشوار «دیانا»، رفیق همیشگی شور و غوغای آماده شدن برای مهمانیهای پر از خنده و صفا بود.

کمی عقبتر که برویم، اصالتِ سرمهدانهای فلزی را به یاد میآوریم؛ سرمهای که با دستهای مهربان مادربزرگ و با ذکر صلوات کشیده میشد تا چشمها را روشنتر و پرفروغتر کند. آرایش آن روزگار نقابی برای پنهان کردن خودِ واقعی نبود، بلکه تلنگری مستانه برای بیدار کردن ذوق زندگی بود. چقدر دلمان برای آن روزها، برای آن سادگیِ بیبازگشت و برای چهرههای بیریا و خندههای از ته دل تنگ شده است؛ روزهای خوشی که با یک ماتیک ساده یا قطرهای عطر، دنیا غرق در شادی میشد؛ یادتان بخیر...

«اگر شما هم با دیدن این ویدیوی نوستالژی دلتنگ سادگیِ اون روزها شدید، یک قلب ❤️ توی کامنتها بگذارید و بگید جای کدوم وسیله آرایشیِ قدیمی توی این ویدیو خالی بود؟