به گزارش سرویس سیاست پایگاه خبری ساعدنیوز، به نقل از اقتصاد 24، دلار در بازار آزاد تهران روز گذشته در سایه اخبار مذاکرات، سقوطی 12 هزار تومانی را تجربه کرد و تا محدوده 167 هزار تومان پایین رفت. اما با گذشت تنها یک روز، بدون وقوع هیچ رویداد عینی و ملموسی، مسیر معکوس شد و قیمت دوباره به سطح 174 هزار تومان بازگشت.
سکه نیز همگام با دلار، نوسانی مشابه را پشت سر گذاشت. فعالان بازار میگویند این نوسانات بیقاعده، ریشه در «فروش هیجانی خردها»، «کمعمقی بازار در روزهای تعطیلی منطقه» و «تسلط انتظارات روانی بر معادلات عرضه و تقاضا» دارد.
اگر به رویدادهای واقعی اقتصاد ایران در 48 ساعت گذشته نگاه کنیم، هیچ اتفاق بنیادی رخ نداده است.
نه نرخ تورم اعلام شده، نه نرخ بهره تغییر کرده، نه درآمدهای ارزی جهش داشته، نه تحریمها لغو شده است.
تنها «شایعه پیشرفت مذاکرات» بود که موج فروش را ایجاد کرد و سپس «تعدیل همان شایعه» یا «ورود خریداران حرفهای» که بازار را برگرداند.
این یعنی بازار ارز تهران نه بر اساس عرضه و تقاضای واقعی، که بر اساس «روایتهای لحظهای» و «انتظارات روانی» حرکت میکند.
معاملهگری که دیروز در هیجان فروش، دلار خود را 167 هزار تومان فروخت، امروز با پشیمانی میبیند همان دلار 174 هزار تومان معامله میشود.
این نوع نوسانپذیری، هیچ توجیه اقتصادی ندارد و صرفاً بازتابنده «نااطمینانی ساختاری» و «عدم اعتماد به ثبات» است.
عامل دیگری که به این نوسانات دامن زد، تعطیلی بازارهای ارز هرات و سلیمانیه به مناسبت عید قربان بود. در شرایط عادی، بازار ارز تهران به این دو مرکز ثقل منطقهای وصل است و نوسانات آن تا حدی تعدیل میشود.
اما در روزهای تعطیلی، بازار تهران «بیراهنما» و «کمعمق» میشود؛ یعنی حتی حجم متوسط معاملات (چند میلیون دلار) میتواند قیمتها را به شدت بالا یا پایین ببرد.
این نشان میدهد که بازار ارز ایران هنوز «عمق واقعی» ندارد و به شدت به جریانهای روانی و ورود و خروج چند بازیگر بزرگ حساس است.
فعالان حرفهای از این فرصت استفاده میکنند و با ورود یا خروجهای حسابشده، موجهای هیجانی ایجاد میکنند. نتیجه دلاری که باید بازتابنده بنیادهای اقتصادی باشد، به ابزاری برای سفتهبازی روزانه تبدیل شده است.
همزمان با این نوسانات، خبر سفر عبدالناصر همتی (رئیس کل بانک مرکزی) به قطر برای پیگیری مذاکرات، منتشر شد.
بازار بلافاصله این خبر را به عنوان «سیگنال مثبت» تعبیر کرد و برخی تحلیلگران آن را نشانه ورود گفتوگوها به «مرحله اقتصادی و مالی» دانستند.
اما واقعیت این است که سفرهای دیپلماتیک امری عادی است و هیچ تضمینی برای خروجی مشخص ندارد. با این حال، بازار ارز چنین اخباری را «پیشخور» میکند و بر اساس حدس و گمان، قیمتها را جابهجا میکند.
این همان آسیب اصلی است، قیمت دلار در ایران تابع خبر است، نه واقعیت. تا زمانی که فعالان اقتصادی اطمینان نداشته باشند نرخ ارز بر اساس متغیرهای بنیادی (تراز تجاری، ذخایر، نرخ تورم) تعیین میشود، هر خبر سیاسی کوچکی میتواند طوفانی در بازار به پا کند.
این نوسانات بیریشه، هزینه سنگینی برای اقتصاد ایران دارد. اولاً، تولیدکننده و بازرگان نمیتوانند برای خرید مواد اولیه یا صادرات برنامهریزی کنند؛ زیرا فردا ممکن است دلار 20 هزار تومان پایینتر یا بالاتر باشد.