به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، در دوره قاجار، بهویژه در تبریز، هنرمندان فرشباف تحت تأثیر رونق شاهنامهخوانی و نقاشیهای قهوهخانهای، صحنههای حماسی شاهنامه را به فرش منتقل کردند. به عنوان مثال در قالی شاهنامه، 25 قاب مستقل دیده میشود که هرکدام بخشی از داستانهای رستم را به تصویر میکشند؛ از نبردها و شکارها تا رویارویی با دیوان و پهلوانان. این شیوه، فرش را به نوعی «شاهنامه تصویری» تبدیل کرده است.

تبریز در دوره قاجار یکی از مهمترین مراکز هنری ایران بود. ارتباط با دربار، حضور نگارگران برجسته و رونق تجارت فرش باعث شد بافندگان تبریزی به سراغ طرحهای پیچیده و داستانی بروند. برخلاف بسیاری از فرشهای ایرانی که بر نقوش اسلیمی، گل و بوته یا ترنج تمرکز دارند، قالیهای روایی تبریز حامل روایت و شخصیت هستند.
این آثار نشان میدهند شاهنامه فردوسی تنها یک کتاب ادبی نبوده، بلکه قرنها در فرهنگ تصویری ایران حضور داشته است. بافندگان آذربایجانی با تبدیل داستانهای فردوسی به فرش، نقش مهمی در حفظ و انتقال حافظه تاریخی و هویت ایرانی ایفا کردهاند.
این قالی را میتوان یکی از زیباترین نمونههای پیوند ادبیات، نگارگری و هنر فرشبافی آذربایجان دانست؛ اثری که همزمان یک فرش، یک روایت حماسی و یک سند فرهنگی ارزشمند است.