به گزارش سرویس دانشگاه پایگاه خبری ساعدنیوز، امام خمینی (ره) برخلاف اکثریت سیاستمداران، در جایگاه انسانی عارف و خداشناس، دارای لطافت طبع و ذوق شاعری بودهاند و در دقایق گوناگون زندگی خود، با زبان رسای شعر، به بیان حقایق عرفانی و حکمی پرداختهاند.
البته ایشان با کمال تواضع، این وجه وجودی خود را هرگز آشکار نکردهاند؛ تا آنکه در سالهای پس از رحلتشان، دیوان اشعاری حاوی غزلیات، رباعیات و آثار دیگر ایشان منتشر و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سرِ دار شدم
غم دلدار فکندم به سرِ کوه، ولیک
منِ سرگشته اسیرِ دلِ عطار شدم
خالِ مشکین تو بر کفرِ منِ کافر داد
زلفِ سرکشِ تو واداشت که زنّار شدم
تو مپندار که من شعر به خود میگویم
تا که از دوستْ شنیدم، سخنِ یار شدم
گویا رهبر شهید انقلاب نیز جوابیه ای برای این شعر نوشته بودند:
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همهای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی زهمه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تندار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد برتو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته دربار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده زغم
ببریدی زهمه خلق و به حق یار شدی