(ویدئو) مازیار لرستانی شیک و پیک کرد: کراوات رو واسه مصاحبه کاری زدم/ فعلا که روزگار خواسته اینجوری نقش بازی کنیم!

  چهارشنبه، 13 خرداد 1405
(ویدئو) مازیار لرستانی شیک و پیک کرد: کراوات رو واسه مصاحبه کاری زدم/ فعلا که روزگار خواسته اینجوری نقش بازی کنیم!
ساعدنیوز: یادداشت مازیار لرستانی روایتگر روزی است که او پس از سال‌ها دوری از فضای کار، برای یک مصاحبه شغلی در یک شرکت مهندسی فراخوانده می‌شود.

به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، بیکاری، انزوا و تلاش برای بازگشت به عرصه فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی، یکی از چالش‌های بزرگی است که بسیاری از هنرمندان در مقاطعی از زندگی خود با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. مازیار لرستانی، با انتشار یادداشتی صمیمانه و واقع‌گرایانه در صفحه اینستاگرام خود، پرده از یک روز پرماجرا برمی‌دارد؛ روزی که با اضطرابِ یک مصاحبه کاریِ غیرهنری آغاز می‌شود اما با موجی از مهر، حمایت همکاران قدیمی و رفاقت‌های ناب، به نمادی از امید و ایستادگی در برابر سختی‌های زندگی تبدیل می‌گردد.

ویدئویی که مشاهده فرمودید مازیار لرستانی در اینستاگرامش منتشر کرد و نوشت:

صبح زود با زنگ تلفن خانمی بنام عرب حسینی بیدار شدم که از شرکتی بنام آریسین عرش تماس میگرفت.. هنوز گیج خواب بودم و کمی زمان برد تا متوجه شدم یکی از چند شرکت بزرگی است که رزومه ودر خواست کار مرا خوانده اند.. آدرس را داد و گفت؛
ساعت 3 بعد از ظهر، بشما وقت ملاقات داده اند....

بسرعت برق از جا پریدم، مثل روزهای فیلمبرداری 🎬(یادش بخیر)...
داشتم گیج می زدم که مدارک ام را ردیف کنم که تلفنم دوباره زنگ خورد و نام #محمود_شهریاری را دیدم.. شاید بیست سال پیش با هم گفتگوی کوتاهی داشتیم ودیگر هیچ... صدای گرم و اشنا وپر مهرش ارامم کرد گفت: می داندکه برای مصاحبه شغلی می روم و خودش قبلا با این شرکت کار کرده
و ریاست این شرکت مهندسی بسیار محترم و دقیق است و تاکید کرد، با لباس رسمی برو.. فهمیدم در مورد مسوولیت پذیری کاری من، رییس شرکت قبلا ازایشان استعلام گرفته .. اخر مکالمه با مهربانی بمن گفت: در زندگی هر آدمی ممکن است سالهای سختی پیش بیاید
.. اما سختی ها می گذرند و خدا درهای رحمتش را خودش برای تو می گشاید قوی و مطمئن به توانایی هات برو برای مصاحبه...
... تلفن که قطع شد خودم را توی آینه دیدم.. نیاز به اصلاح داشتم.. فورا به آقا محسن آرایشگر، که سالهاست از زمره رفیقان من است زنگ زدم ، گفت ساعت یک اینجا باش، احتمالا وقت نهار و استراحتش بود...زنده باد رفاقت... بعد بسرعت سراغ کمد لباسهام رفتم.. کت تک زیاد دارم اما کت و شلوار هماهنگ نه... انشالله که مهم نیست کمی اسپرت باشم... رنگها را ست میکنم..

ساعدنیوز در فضای مجازی


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
از سراسر وب   
پربازدیدترین ویدئوهای روز   
آخرین تصاویر   
آخرین ویدیو ها