به گزارش سرویس هنر و رسانه پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز به نقل از همشهری،بازی در سریالهای تلویزیونی از دیگر فعالیتهای این هنرمند است: من در سریالی با نام یکی از این روزها بازی کردم که درباره رییس جمهوری بود که در یکی از کشورهای آمریکای لاتین به قدرت رسیده بود. او همان ابتدا هر چه شرکت آمریکایی در این کشور وجود داشت را بیرون و سفیر آمریکا را هم اخراج کرد. او با نگاهی عامیانه و پوپولیستی به دگرگون سازی کشورش پرداخت. مثل وضعیت کشوری مثل ونزوئلا. البته این را بگویم که هوگو چاوز رییس جمهور سابق ونزوئلا برخلاف تصور رایج، انسان بسیار بزرگی بود. مردم خیال می کنند او سواد خاصی نداشت ولی چاوز یکی از بزرگترین نظریهپردازهای مارکسیست مدرن بود. چند سال قبل یکی از کتابهای ایشان در ایران منتشر شد به نام لیبرالیسم. تحلیلی که چاوز در این کتاب ارائه داده است از همه تحلیلهایی که تا کنون فلاسفه مارکسیسم از لیبرالیسم کردهاند غنیتر و بهتر است. بیخود نبود که وقتی به ایران آمد به ارزشهای ایران، احترام میگذاشت.
البته نقش مورد علاقه فراهانی نقشهای دیگری است: اول نقشم در سریال کت جادویی را و دوم بازی در آلبوم خانوادگی که محمدرحمانیان در سال 1369 آن را کارگردانی کرد را خیلی دوست دارم. این مجموعه هفت قسمت داشت که هر کدام مستقل از دیگری بود. من در دو بخش آن نقش اول را داشتم. وصیت کردهام که هر وقت از دنیا رفتم اگر خواستند اثری از من را به نمایش بگذارند بازی من در آلبوم خانوادگی باشد. این سکانس را دوست دارم چون دخترم گلشیفته فراهانی هم در آن است. این یک سکانس زیباترین بازی است که از خود سراغ و آن را بسیار دوست دارم.
بازی در نقش معاویه در سریال امام علی(ع) هم که بسیار مورد پسند جامعه واقع شد: پیش از این که این پروژه شروع شود آقای داود میرباقری به من گفت یک خبر خوب برایت دارم ولی نمیگفت آن خبر چیست؟ تا این که فهمیدم نقش معاویه را روی خود من نوشته است. قبلا دو بار در سریالهای ایشان بازی کرده بودم یکی گرگها و دیگری رعنا. هر دو نقش را هم دوست داشتم. در سریال امام علی، من و مهدی فتحی خدابیامرز نشستهای شبانهای را با هم داشتیم. آنجا قرار گذاشتیم کاری کنیم که متر کارمان در سطح مترهای بازی در ایران نباشد و مانند آثاری باشد که در بیرون از ایران خلق شده است مانند بازی آنتونی کوئین در نقش حمزه سیدالشهدا در سریالهای محمدرسوال الله و عمرمختار. الحق و الانصاف وجود میرباقری خیلی در درخشش ما تاثیرگذار بود. او مطالعات زیادی درباره این سریال کرده و تمام اسناد آن دوران را ورق زده بود. خانواده او هم اهل کتاب بودند. او همه این منابع را در اختیار من و مهدی قرار داد. ایفای نقش معاویه باعث شد برخی به من احترام بگذارند و بعضی بی احترامی کنند. در بعضی از برخوردها با مردم، آنها کودک خود را به من میدادند تا او را ببوسم. اما واکنشهای دیگری هم بود. مثلا یکی از روزنامه نگاران شاخص، حتی فحشهای رکیکی در مقالاتش به من داد. البته این ناسزاها تنها به خاطر بازی من در سریال یاد شده نبود و موضع گیریهای سیاسی و رفتن دخترم گلشیفته از ایران را نیز شامل میشد. برای این بددهنیها تره هم خرد نکردم. من هم فحش بلدم ولی آن را فقط به دشمن میهنم میدهم.
گلشیفته فراهانی قلههای بازیگری زنان در ایران را فتح کرد
فراهانی در پایان به زندگی باز هم به زندگی شخصی خود اشاره میکند: من جوانی در چهارصد دستگاه زندگی میکردم و با جعفر کاشانی، اصغر شرفی، مهدی لواسانی و بعضی دیگر رفیق بودم. من و اینها شاگرد حسن حبیبی بودیم. در دسته یک فوتبال هم بازی کردهام. مدتی هم به خاطر بازی در تیم برق تهران به استخدام این سازمان درآمدم و تیم برق به دسته اول فوتبال تهران آمد. یک جلسه هم مهمان تیم تاج یا همان استقلال فعلی بودم. دو دخترم شقایق و گلشیفته بازیگری را انتخاب کردند. پسرم هم که نقاش و نوازنده است. نباید سراغ این شغلها میرفتند و بایست میرفتند سراغ پول(با خنده). شقایق هنوز مستاجر است و یک خانه از خود ندارد. البته من معتقدم گلشیفته در ایران موفق شده بود. دیگر چیز دیگری نمانده بود که بخواهد درآن توفیق کسب کند. او قله های بازیگری زنان در ایران را فتح کرد.