به گزارش سرویس حوادث ساعدنیوز به نقل از همشهری، ماجرا از دوازدهم اردیبهشت امسال آغاز شد؛ زمانی که مردی جوان وارد یک مغازه طلافروشی در خیابان 17 شهریور شد. او وانمود میکرد که مشتری است و قصد خرید هدیه تولد برای همسرش را دارد. بعد از فروشنده خواست چند سرویس طلا به او نشان دهد. طلافروش که تصور میکرد با مشتری عادی روبهروست، چند سینی طلا مقابل او گذاشت. اما ناگهان مرد جوان اسلحهای از جیبش بیرون کشید و با تهدید، سرویسهای طلا را برداشت. او سپس از مغازه خارج شد، به آن سوی خیابان رفت و سوار بر خودروی آریزوی مشکیرنگی شد و گریخت.
با گزارش ماجرا به پلیس، تیمی از ماموران راهی محل سرقت شدند. بررسیها نشان داد در این سرقت حدود 150 گرم طلا به سرقت رفته است. از سوی دیگر بررسی دوربین های مداربسته مشخص کرد که سارق مسلح، پلاک ماشین آریزوی خود را مخدوش کرده تا قابل ردگیری نباشد. با این وجود تحقیقات تخصصی توسط کارآگاهان پلیس آگاهی تهران به شکل ویژه ادامه یافت.
سرقت دوم
درحالیکه جست و جو برای شناسایی و دستگیری سارق مسلح ادامه داشت، هشت روز بعد، طلافروشی دیگری در خیابان اندرزگو نیز با همین شگرد هدف سرقت قرار گرفت و حدود 100 گرم طلا به سرقت رفت. مشخصاتی که طلافروش دوم از سارق ارائه داد، با سارق اول یکسان بود و همین موضوع احتمال سریالی بودن سرقتها را مطرح کرد.
علاوه بر این سارق مسلح، پس از دستبرد مسلحانه به دومین طلافروشی در خیابان اندرزگو، سوار بر خودروی آریزوی مشکی رنگ که پلاکش را مخدوش کرده بود شده و گریخته بود.
ردگیری آریزوی مشکی رنگ
کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت با بررسی دوربینهای مداربسته، خودروی آریزوی متهم را شناسایی کردند و آن را به صورت دوربینبهدوربین ردیابی کردند. سرانجام چند خیابان دورتر، مرد جوان هنگام خرید از مغازهای از خودرو پیاده شد و برگهای را که برای پوشاندن پلاک گذاشته بود برداشت. همین سرنخ باعث شد هویت او به نام شهرام شناسایی شود.
ماموران در ادامه و با هماهنگی بازپرس پرونده، زمانی که متهم قصد ورود به خانهاش را داشت او را دستگیر کردند. در بازرسی از خانهاش بخشی از طلاهای سرقتی کشف شد و مرد جوان به سرقتهای سریالی اعتراف کرد.

بلندپروازی های سارق لیسانسه
شهرام 40 ساله است و لیسانس دارد. او می گوید بلندپروازی و ساختن یک زندگی لوکس کار دستش داده و موجب شده تا تبدیل به سارق مسلح طلافروشی های پایتخت شود. گفت و گو با او را می خوانید.
پرونده ات نشان می دهد که تحصیلکرده ای؟
درسته، مدرک لیسانس در یکی از رشتههای پیراپزشکی را دارم.
با این تحصیلات چرا سراغ سرقت رفتی؟
با وجود مدرکم نتوانستم شغل مناسبی پیدا کنم. مدتی در بازار به عنوان خدماتی کار میکردم اما کارم ثابت نبود و چند ماه بود که بیکار شده بودم. همین موضوع باعث شد از نظر مالی به مشکل بخورم.
با این شرایط چرا خودروی آریزو خریدی؟
ماشین را قسطی خریدم. دوست داشتم خودم را آدم موفقی نشان دهم و بگویم با تحصیلاتم توانستهام پولدار شوم. آریزو هم ماشین لوکسی است و به آدم کلاس میدهد. بهتر بگویم، من خیلی بلندپروازم. دلم می خواهد همه تصور کنند پولدار هستم. مردم برای آنهایی که پولدارند، احترام خاصی قائل هستند.
چه شد که تصمیم گرفتی سرقت کنی؟
قسط های ماشینم عقب افتاده بود و راهی برای پرداختش نداشتم. چند روز قبل از سرقت، یک فیلم هالیوودی دیدم که در آن سرقت مسلحانه انجام میدادند. با خودم فکر کردم طلافروشیها هدف بهتری هستند و میتوانم با یک سرقت پول قسطهایم را جور کنم.
طلافروشیها را چطور انتخاب میکردی؟
در خیابانها پرسه میزدم و مغازههایی را که از نظر امنیت ضعیفتر بودند انتخاب میکردم.
اسلحه را از کجا تهیه کردی؟
از طریق یکی از صفحههای غیرقانونی در فضای مجازی یک کلت کمری خریدم.
تا کی می خواستی به سرقت های سریالی از طلافروشی ها ادامه بدهی؟
تا زمانی که قسط های ماشینم را جور کنم. البته با این گران شدن طلا، بخش عمده قسط هایم جور می شد. تازه می خواستم برآورد کنم و ببینم آیا باید سومین دستبرد مسلحانه را رقم بزنم یا نه که دستگیر شدم. اما راستش اصلا فکرش را نمی کردم که گیر بیفتم. چون سابقه کیفری نداشتم و تصور نمیکردم پلیس بتواند ردی از من پیدا کند.