به گزارش سرویس هنر و رسانه ساعدنیوز، ، این هنرمند با اشاره به تجربه حضور داوطلبانه خود در روزهای بحرانی و جنگی برای یاری رساندن به امدادگران هلال احمر، به تشریح لحظهای پرداخت که کل گروه را در شوک فرو برد. دهقانی در این باره گفت:
«در جریان این بازدید، یکی از امدادگران هلال احمر خطاب به من گفت: "میشود دیگر اینجا نیایید؟ شما میآیید، عکسهایتان را میگیرید و میروید." این سخن در آن لحظه موجب شوک دیدگی بنده و سایر اعضای حاضر شد. با این حال، با درک این واقعیت که این فرد به دلیل دوری از خانواده و حضور مداوم در شرایط بحرانی تحت فشار مضاعف قرار دارد، حق را به او دادم تا ناگفتههای خود را ابراز کند.»
این بازیگر با زبانی صریح و صمیمی به عمق پیوند عاطفی ایجاد شده در آن فضای جنگی اشاره کرد و افزود: «در آن موقعیت، بر اساس حس ناب انسانی، تمایل داشتم با رویکردی عاطفی به آن امدادگر آرامش دهم و به او اطمینان دهم که وضعیت سخت و دغدغههایش را کاملاً درک میکنم؛ هرچند الزامات و پروتکلهای موجود مانع از بروز عینی این رفتار شد.»
بخش پایانی این روایت، به لحظات دلهرهآور حمله هوایی اختصاص داشت. محیا دهقانی در توصیف آن دقایق ملتهب گفت: «زمانی که جهت عرض خداقوت در میان نیروها حضور داشتیم، گزارشهایی مبنی بر نزدیکی جنگندهها دریافت شد. متعاقباً پس از استقرار بر روی یک بلندی، از نزدیک شاهد ورود جنگندهها و آغاز عملیات بمباران و شلیک در منطقه بودیم.»
یه سوال:
باز اگر جنگ بشه حاضرید برای جنگ وارد میدون بشید؟