به گزارش سرویس چندرسانهای پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز، فاطمه شکری با یادآوری دوران دبیرستان خود گفت: «آن زمان پدرم ماهانه 73 تومان حقوق میگرفت. یک روز در مسیر دبیرستان شاهد اصرار فروشنده بلیتهای لاتاری بودم که میگفت آخرین بلیت است. با اینکه اعتقادی نداشتم، برایش بلیت خریدم. روز بعد وقتی جلوی کتابفروشی دانش اسامی برندگان را دیدم، باورم نمیشد؛ 1100 تومان برنده شده بودم!»
او ادامه داد: «با آن پول که در مقایسه با حقوق پدرم رقم بسیار بزرگی بود، بلافاصله به بازار رفتم و برای مادربزرگم برنج، روغن، لباس، کتهای پشمی و مستلزمات زندگی تهیه کردم و برای خودم تنها یک جفت کفش خریدم. من همیشه همینطور بودهام؛ سر سفره اول به فکر دیگران و خانوادهام بودهام، درست مثل همه مادران این سرزمین.»
این بازیگر سینما و تلویزیون در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، با لحنی پر از درد و بغض افزود: «خیلی سخت میگذرد... به خدا مستحق اینهمه کملطفی نیستم. من عاشق مردمم هستم، اما واقعاً بعضی وقتها کم میآورم... خیلی کم میآورم.»
این صحبتهای احساسی که با همراهی و تأثر شدید مازیار لرستانی همراه بود، بازتاب گستردهای در فضای مجازی و میان علاقهمندان به سینما داشته است.
فاطمه شکری، بازیگر سینما و تلویزیون زاده 21 شهریور 1337 در ارومیه است. مادش اهل ارومیه و پدرش اصفهانی بود، فاطمه شکری در ارومیه دیپلم گرفت و پس از آن در اصفهان زندگی کرده است و با این که فعالیت اش را از اصفهان آغاز کرد، ولی استعداد و توانایی بازیگری به زبان ترکی وی را به شهر ارومیه و سپس بازی در تبریز و در نهایت تهران کشاند.
این بازیگر پیشکسوت سالها پیش همسرش را از دست داده و سه دختر به نامهای سرور، رودابه و تیبا دارد. وی در فیلمهایی چون گشت ارشاد 2، لامبورگینی، نیش زنبور، آدم باش، مردن در آب مطهر و سریالهای چون بانوی سردار، سردلبران، چرخ و فلک و... به ایفای نقش پرداخت.
شما در مورد این صحبتهای دلنشین و در عین حال دردناک چه فکری میکنید؟
آیا هنرپیشه و پیشکسوتانی که سالها برای لبخند و شادی مردم تلاش کردهاند، شایسته چنین کملطفیها و سختیهایی هستند؟