تا فرهنگ عمومی اصلاح نشود، کار مملکت لنگ است!

  چهارشنبه، 08 تیر 1401   کد خبر 211292
تا فرهنگ عمومی اصلاح نشود، کار مملکت لنگ است!
دکتر محمد حسن قدیری ابیانه صریح و بی پرده از دردها می گوید. دردهایی که همه ما از صدر تا ذیل در به وجود آمدن آن ها شریکیم. برخی صراحت لهجه قدیری ابیانه در بیان نقص ها را نمی پسندند و به او حمله می کنند، ولی این موضوع اصل ماجرا را تغییر نمی دهد! قدیری ابیانه از نقص های ما می گوید؛ نقص هایی که تا نپذیریم درمان نمی شوند!

نمی شود ما قطره شور باشیم و از دریا انتظار شیرینی داشته باشیم! دریای شیرین به قطرات شیرین آب نیاز دارد. ما سرمایه های زیادی را به خاطر سبک زندگی غلط مان از دست می دهیم.

ساعدنیوز: نقش مردم در به وجود آمدن حلقه های فساد و مشکلات موجود در عرصه اقتصادی در کشور را چگونه تحلیل می کنید و به نظر حضرتعالی چه اندازه از مشکلات موجود به دلیل عملکرد و الگوهای رفتاری آسیب زای مردم است؟

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه: بسم الله الرحمن الرحیم؛ متأسفانه در ایران، عادت کردیم که عواقب اعمالمان را نبینیم و هر مشکلی را به گردن دولت مستقر یا دولت های قبلی یا مدیران بیندازیم! خیلی از افراد هم برای جلب نظر مردم، به این موضوع دامن میزنند. امروز یکی از مشکلات کشور، کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم است. البته گاهی سیاستگذاری خاص دولت ها مسئول وقوع این پدیده است و البته در بسیاری موارد هم، الگوهای نادرست رفتاری مردم و سبک زندگی غلط مردم عامل این موضوع می باشد. هرچقدر ما ارز بیشتری مصرف کنیم، ارزش پول ملی مان کم و کمتر می شود. تمام اجناس خارجی ای که مردم بر اجناس داخلی ترجیح می دهند، ارزبر است و باعث کاهش ارزش پول ملی در برابر ارزهای خارجی می شود. این نمونه ای از خودتحریمی است.

امروز ما تحت تحریم کشورهای غربی هستیم. کالاهای ایرانی حق ورود به بازار این کشورها را ندارند و با مشکلات در صادرات مواجه اند؛ اما بازار ما به دلیل علاقه مردم به خرید جنس خارجی، دست همین غربی هایی است که ما را تحریم کرده اند! خرید جنس خارجی یعنی تقویت اقتصاد، پول ملی و اشتغال خارجی و در عین حال تضعیف اقتصاد، پول ملی و اشتغال داخلی! درست است که مصرف کننده ایرانی به هنگام خرید برای این کالاها ریال پرداخت می کند ولی واردات این جنس خواه به صورت قانونی خواه به صورت قاچاق مستلزم خروج ارز از کشور است و همین موضوع یکی از عوامل تأثیرگذار در کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم است!

این موضوعات باید با لطافت برای مردم تشریح شود. نمی شود ما قطره شور باشیم و از دریا انتظار شیرینی داشته باشیم! دریای شیرین به قطرات شیرین آب نیاز دارد. ما سرمایه های زیادی را به خاطر سبک زندگی غلط مان از دست می دهیم. متأسفانه ما کشوری مُسرف هستیم. اسراف هم به معنای از دست دادن سرمایه ها است. ضرب المثلی خارجی هست که می گوید: کسی که اسراف می کند از خودش دزدی می کند! مصرف گاز در کشور ما معادل مصرف نصف قاره اروپا است! مسأله این است که بخش اعظمی از مصرف گاز در کشورهای اروپایی در بخش صنعتی است ولی بخش بزرگی از مصرف در داخل ایران در بخش خانگی رخ می دهد! وقتی هوا در اروپا سرد می شود، اروپایی ها در منزل لباس گرم می پوشند ولی ما در خانه مصرف گازمان بالا می رود! این مصرف اضافی می تواند به 10 برابر قیمت به بازار خارجی ارائه شود و درآمد ارزی از آن حاصل گردد.

آیا کارمندانی که کارشان را درست انجام نمی دهند و برای انجام وظیفه شان و انجام کار مردم که جزو حقوق اساسی آنها است، رشوه می گیرند، از ما مردم نیستند؟ دولت 8 و نیم میلیون حقوق بگیر دارد! آیا همه این افراد پاکدست هستند؟ سالی نزدیک دو هزار نفر کشته در سوانح جاده ای داریم. بخش بزرگی از این سوانح به دلیل بی احتیاطی هایی است که رانندگان می کنند! چه کسی پاسخگوست؟ آیا درست است که همه تقصیر را به گردن دولت و حاکمیت بیندازیم؟ در حادثه راه آهن چه کسی بیل مکانیکی را در مسیر قطار قرار داد؟ آیا به دلیل اشتباه یک نفر، این همه آدم جان خودشان را از دست ندادند؟ اینچنین حوادثی به ما نشان می دهد که عملکرد تک تک ما عواقب سنگینی دارد و این عواقب می تواند دامن همه را بگیرد.

آیا ما اهل خُلف وعده نیستیم؟ این خُلف وعده ها به اقتصاد ما آسیب نمی زند؟ وقتی گروهی از کارگران و مهندسان دور هم جمع می شوند تا ساختمانی را بسازند، و همه معطل آمدن سیمان می شوند، این خلف وعده حق صاحب کار را پایمال نمی کند؟ آیا کسبه ما همه سالم اند؟ آیا دست این کسبه برسد، گرانفروشی نمی کنند و کلاه از سر مردم برنمی دارند؟ آیا تفاوت کیفیت میوه ته جعبه با روی جعبه هم کار دولت است؟ انداختن میوه خراب داخل کیسه مشتری توسط میوه فروش هم دلیلش دولت و حاکمیت است؟ آیا ما رعایت حقوق همدیگر را می کنیم؟ آیا موتورسوارهایی که حقوق رانندگان و عابرین پیاده را زیر پا می گذارند و به ماشین مردم می زنند و فرار می کنند، جزو این مردم نیستند؟ آیا کسانی که از صحنه تصادف فرار می کنند، جزو این مردم نیستند؟ آیا فرار از پرداخت مالیات جرم نیست؟ کسی که در جامعه از پرداخت مالیات فرار می کند، یک آدم زرنگ محسوب می شود! آیا آنهایی که از کارشان می زنند و کارشان را درست انجام نمی دهند، اینها غیر ما مردم هستند؟

من معتقدم که اگر ما بهترین مدیران را هم داشته باشیم، تتا این موضوعات را در داخل جامعه حل نکنیم، باز کارمان لنگ خواهد بود. نهج البلاغه پر است از گلایه از مردمی که به وظایفشان عمل نکرده اند. متوسط ساعات کار مفید در ایران یکی پائین ترین رقم موجود در جهان است در حالی که ما بیشترین تعطیلات رسمی را در کل جهان در تقویم داریم! ما یکی مسرفترین مردم در مصرف آب، گاز، دارو، سوخت و نوشابه و هر چیز مضری در جهان هستیم! البته استثناء وجود دارد ولی در جریان عمومی جامعه کل این مسائل حاکم است.

وقتی این انتقادات را مطرح می کنیم، با فحاشی مواجه می شویم! آیا این رسانه هایی که به عمد حرف کارشناسان را تحریف یا تقطیع می کنند، جزو مردم نیستند؟ من مصاحبه ای کردم گفتم که دولت برای افزایش حقوق کارکنان مجبور به چاپ پول بی پشتوانه است و این موضوع باعث فقیرتر شدن فقرا می شود و بار تورمی را افزایش می دهد و درخواست کسانی که خواهان افزایش حقوق در شرایط فعلی هستند را غیرمنطقی دانستم! گفتم که آنهایی که دعوت به تجمع و اعتراض به دولت درباره افزایش حقوق ها دارند یا خائن و مأمورند یا بی اطلاع از واقعیت های اقتصادی کشور! رسانه ها مقصر این بی اطلاعی هستند. چرا این مسأله برای مردم تبیین نمی شود که هر نوع افزایش حقوقی، تورم را در پی دارد و این یعنی، طبقه فقیر جامعه فقیرتر می شود و تعداد زیادی از مردم به جمع زباله گردها اضافه می شوند! آیا این منصفانه است؟ در مقابل آمدند حرف ما را تحریف کردند و گفتند که قدیری می گوید که "هر کس خواهان افزایش حقوق است، خائن است!"

کسانی که حرف ضدانقلاب را نشر می دهند، اگر خودشان ضدانقلاب نباشند ساده لوح اند و اگر این حرف های جعلی را بپذیرند، یقیناً درجه ای از حماقت در وجودشان هست. عملکرد تک تک ما مردم در شکل گیری اقتصاد کلان کشور نقش دارد؛ اگر عملکردمان مثبت باشد، سیر اقتصاد کشور مثبت خواهد بود و اگر منفی باشد، سیر اقتصاد کشور، منفی خواهد بود. مدیران هم توسط مردم انتخاب می شوند. در تمامی سطوح انتخاب یا مستقیم یا غیرمستقیم توسط مردم انجام میشوند. طبیعتاً اگر اشکالی وجود دارد، این مردم هستند که باید جوابگوی انتخاب شان باشند!

آیا ما در انتخابات قوم گرا نیستیم؟ قوم دوستی از ایمان است ولی قوم گرایی نشانه جاهلیت است. بنابراین، در کنار تمجید از خصایل خوب مردم مان که در دنیا در موارد زیادی بی نظیر است، باید اشکالات و نواقص را هم گفت و نقد کرد! امام علی (ع) می فرماید: بهترین تفریح کار است در حالی که ما ایرانیان باورمان این است که بهترین کار تفریح است! آیا در این سریال هایی که پخش می شود و سازنده های آنها هم از همین مردم اند، کلی مطالب ضدفرهنگی وجود ندارد؟ به کار کردن با تعابیری مثل "جان کندن، سگ دو زدن، خرحمالی" و از این قبیل تعابیر سخیف به کار می برند. حمال و عمله در ایران فحش تلقی می شود در حالی که این دو پیشه، جزو ضروریترین عوامل در بازار ساخت و ساز و مسکن است!

کسی که حقایق را بگوید با هجوم، تحریف و تقطیع و توهین مواجه می شود! درد ما این است! چه کسانی این کار را می کنند؟ آن بی ناموسی که در برابر نقد کارشناس، فحش ناموسی می دهد، آیا از همین مردم نیست؟ منافقین صد برابر بدتر از داعش هموطن ما نبودند؟ این ها ۱۷ هزار تن از هموطنان ما را شهید کردند و اگر امروز هم از دستشان برآید این کار را ادامه می دهند! ما باید محاسن را بگوئیم و تحسین و تقویت کنیم ولی در کنار آن نقد نقایص هم حیاتی و ضروری است. نمی شود از کارشناس انتظار داشت که فقط خوبی ها را بگوید.

من معتقدم که در مشکلات موجود، 70 درصد مردم مقصرند؛ 15 درصد مدیران که آنها را هم مستقیم یا غیرمستقیم مردم انتخاب می کنند و 15 درصد هم تحریم ها و مشکلات بین المللی تأثیرگذار است! دقت کنید اگر مردم خطایی بکنند این ضرب در 85 میلیون می شود! ولی تعداد مدیران شاید 2000 نفر باشد! آیا مدیران گفته اند که روی جعبه یک نوع میوه باشد زیر جعبه یک نوع دیگر؟ آیا گرانفروشی کسبه هم کار مدیران است؟ آیا دزدی و کم کاری پیمانکاران در ساخت و ساز و رقم زدن فاجعه انسانی هم کار مدیران است؟ چرا فرار مالیاتی زرنگی تلقی می شود؟ چه کار کنیم که مردم کار را بهترین تفریح بدانند؟ چه کار کنیم که کارمندان از صدر تا ذیل برای انجام وظیفه شان که حق مردم است، کم کاری نکرده و طلب رشوه نکنندو باعث سرگردانی مردم نشوند؟

آیا کارشناسی که این مطالب را صادقانه مطرح می کند مستحق تحقیر، تقطیع، تحریف و فحاشی است؟ آیا معلمی که به دلیل عدم افزایش حقوقش تهدید می کند که بر سر دانش آموز این مسأله را تلافی می کند لایق نام معلمی است؟ این مطالب باید به صورت هنرمندانه برای جامعه تشریح شود. اصلاح فرهنگ عمومی جز از طریق جهاد تبیین و روشن ساختن این نواقص تحقق نمی یابد. در این باره من کتاب هم نوشته ام: "سبک اقتصادی و فرهنگی زندگی" که در سایتم به صورت رایگان قابل دانلود است.

متأسفانه وقتی حقایق گفته می شد یک عده جز فحاشی کار دیگری بلد نیستند. فضای مجازی به لاتخانه تبدیل شده است. اینها باید اصلاح شود. همه موظفیم که در این مسیر گام برداریم. از دولت گرفته تا من و شما، و رسانه ها و استاد و دانشجو باید در این مسیر حرکت کنیم. اصلاً دلیل این که "امر به معروف و نهی از منکر" وظیفه همگانی است همین است.

پایگاه خبری ساعدنیوز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاه ها
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/