به گزارش سرویس مجله خانواده پایگاه خبری تحلیلی ساعدنیوز،بسیاری از والدین، بهویژه در شرایط فشار روانی، تنهایی یا مشکلات خانوادگی، ناخودآگاه کودک خود را بهعنوان شنوندهی درد دلهایشان انتخاب میکنند. جملاتی مانند «تو تنها کسی هستی که منو میفهمی» یا «به کسی جز تو نمیتونم بگم» شاید از نظر والد نشانهی صمیمیت باشد، اما از دید روانشناسی کودک، میتواند باری سنگین و ناپیدا بر دوش او بگذارد. کودکان برای رشد سالم نیازمند احساس امنیت، ثبات و حمایتاند، نه نقش شنوندهی مشکلات بزرگسالان. شناخت مرز میان ارتباط عاطفی سالم و درد و دل آسیبزا، برای سلامت روان کودک ضروری است.
کودکان هنوز به سطحی از رشد شناختی نرسیدهاند که بتوانند مسائل پیچیدهی زندگی بزرگسالان را تحلیل و هضم کنند. مشکلاتی مانند:
اختلافات زناشویی
مشکلات مالی
ناکامیهای شغلی
فشارهای عاطفی
فراتر از ظرفیت ذهنی کودک است. کودک ممکن است حرفها را بشنود، اما توان درک علتها، پیامدها و راهحلها را ندارد. این ناتوانی باعث میشود کودک دچار سردرگمی، اضطراب و برداشتهای نادرست شود.
یکی از مهمترین پیامدهای درد و دل کردن با کودک، افزایش اضطراب است. وقتی کودک میشنود که والدینش ناراحت، ناتوان یا درماندهاند، احساس امنیت پایهای او تهدید میشود.
کودک ممکن است:
نگران آیندهی خانواده شود
احساس کند دنیا جای امنی نیست
دچار ترسهای پنهان و مداوم گردد
احساس امنیت روانی، زیربنای رشد سالم کودک است و درد و دلهای بزرگسالانه میتواند این پایه را متزلزل کند.
وقتی والد با کودک درد و دل میکند، ناخواسته نقشها جابهجا میشوند و کودک در جایگاه حمایتگر عاطفی قرار میگیرد. این پدیده در روانشناسی با عنوان والدشدگی کودک شناخته میشود.
نشانههای این وضعیت:
کودک احساس میکند باید حال والد را خوب کند
خود را مسئول خوشحالی یا آرامش والد میداند
احساس گناه در صورت ناراحتی والد دارد
این مسئولیت زودرس میتواند به فرسودگی هیجانی و اختلال در رشد شخصیت کودک منجر شود.
کودکان برای رشد سالم نیازمند مرزهای روشن عاطفی هستند. درد و دل کردن والدین دربارهی مشکلات شخصی، این مرزها را مخدوش میکند.
پیامهای پنهان این رفتار:
کودک باید بار هیجانی والد را تحمل کند
والد نمیتواند تکیهگاه امن باشد
روابط بدون مرز و کنترلنشده طبیعیاند
در آینده، این کودکان ممکن است در روابط خود دچار وابستگی ناسالم یا ناتوانی در حفظ مرزهای شخصی شوند.

کودکان بهطور طبیعی خودمحور فکر میکنند و ممکن است مشکلات والدین را به خود نسبت دهند. وقتی والد درد و دل میکند، کودک ممکن است با خود بگوید:
«حتماً تقصیر من است»
«اگر بچه بهتری بودم، مامان/بابا ناراحت نبود»
این احساس گناه پنهان میتواند عزتنفس کودک را بهشدت کاهش دهد و زمینهساز مشکلات هیجانی در آینده شود.
رابطهی سالم والد–کودک مبتنی بر حمایت، هدایت و احساس امنیت است. وقتی کودک به شنوندهی درد دلهای والد تبدیل میشود، این رابطه از مسیر طبیعی خود خارج میشود.
پیامدهای احتمالی:
کاهش احساس اقتدار سالم والد
سردرگمی کودک درباره نقش خود
تغییر رابطه از مراقبتی به عاطفی–وابسته
در چنین شرایطی، کودک دیگر والد را بهعنوان پناه امن تجربه نمیکند.
مهم است بدانیم که پرهیز از درد و دل با کودک بهمعنای سردی یا فاصلهی عاطفی نیست. صمیمیت سالم با کودک ویژگیهای زیر را دارد:
بیان احساسات ساده و قابل فهم
اطمینان دادن به کودک از امنیت او
پرهیز از جزئیات نگرانکننده
در مقابل، درد و دل آسیبزا شامل:
بیان درماندگی و ناامیدی
شکایت مداوم از زندگی یا دیگران
انتقال بار هیجانی حلنشده به کودک
است.
شناخت انگیزههای والدین مهم است. برخی دلایل رایج:
تنهایی عاطفی
نداشتن حمایت بزرگسالانه
خستگی روانی
تصور اشتباه از صمیمیت
آگاهی از این دلایل میتواند والدین را به سمت انتخاب منابع حمایتی مناسبتر هدایت کند.
والدین میتوانند بهجای کودک:
با همسر، دوست یا فرد بزرگسال معتمد صحبت کنند
از مشاور یا روانشناس کمک بگیرند
از نوشتن یا تخلیه هیجانی سالم استفاده کنند
و در عین حال با کودک:
گفتوگوی حمایتی متناسب با سن داشته باشند
احساسات خود را بدون بارگذاری هیجانی بیان کنند
کودکان برای رشد سالم نیازمند والدینی هستند که نقش تکیهگاه امن و پایدار را ایفا کنند. درد و دل کردن با کودکان، هرچند از سر صمیمیت باشد، میتواند به اضطراب، احساس مسئولیت زودرس، تضعیف مرزهای عاطفی و آسیب به سلامت روان کودک منجر شود. والدین با حفظ مرزهای سالم، انتخاب منابع حمایتی مناسب و ایجاد صمیمیت متناسب با سن کودک، میتوانند هم از خود مراقبت کنند و هم سلامت روان فرزندشان را حفظ نمایند.