به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا می شود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او می داند. مجید تصمیم می گیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او می شوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفت هایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمنده ها آنها به پادگان آموزشی می رسند. مجید به همراه دسته ای از دوستان خودش به جبهه می روند. هدف هر کدام از افراد گروه به نوبه خود بامزه و با توجه به زمانی که فیلم داستان خودش را روایت می کند عجیب هستند.
فیلم «اخراجی ها» اشاره به نقش انسان ساز جبهه ها دارد که حتی می تواند لمپن ها را متحول کند. البته «اخراجی ها» مضمونی دارد که جزء خط قرمزها است. طرح این موضوع که عده ای لمپن به جبهه بروند و متحول و حتی شهید شوند بسیار جسورانه است. ده نمکی ضمن اینکه به نقش متحول کننده و انسان ساز جبهه ها تاکید می کند. نشان هم می دهد که رزمندگان بهرحال انسان بودند و زمینی و قابل دسترس، آنها معصوم و قدیس نبودند اما، البته انسانهایی در حد نهایت ایمان و اخلاص بودند مجید سوزوکی و دار و دسته اش شاید در ابتدا چندان با اعتقاد به نظر نیایند ولی حس غیرت و لوطی منشی در آنها بیدار است؛ اگر چنین نبود سر از جبهه درنمی آورند. سرانجام هم، همین خصلت مجید سوزوکی باعث تحول او می شود. او در ابتدای فیلم برای ناموس خود قمه می کشد و در انتهای فیلم برای ناموسی یک ملت.او از عشق زمینی در نهایت به عشقی آسمانی می رسد. «اخراجی ها» رکوردهای فروش را هم جابه جا کرده است و این فروش بالا، بیشتر مدیون شوخی های کلامی بسیار موثرش است و اینکه ده نمکی به شوخی با خط قرمزها پرداخته است که این مسئله جلوه و تاثیر شوخی هایش را بیشتر کرده است. فصل گزینش لمپن ها برای جبهه پر از شوخی های کلامی با خط قرمزها است و در طول فیلم این شوخی ها به دامنه جبهه و جنگ کشیده می شود و پیوسته موجب خنده تماشاگر می شود در «اخراجی ها» بار کمدی فیلم را بیشترف دیالوگ های کمدی بر دوش می کشد و این یکی از نقاط ضعف مهم فیلمنامه است بازی چند تن از بازیگران شاخص کمدی عامل دیگری در موفقیت فیلم است؛ اکبر عبدی مثل همیشه جذاب و کمیک است و هرچند تیپ سازی اش نقش او را در مجموعه تلویزیونی «هتل پیاده رو» به یاد می آورد. کامبیز دیرباز هم در نقش جدی خود، کاراکترش را در «تب سرد» تکرار می کند همان لمپن آشنا که این بار به جای جلوه های منفی، خصلتهایی ازمردانگی و لوطی منش دارد. لمپن ها در فضای جبهه از سایر رزمندگان مجزا به نظر می رسند و تعامل چندانی با آنها ندارد به همین جهت اکثر موقعیت های کمیک در مقابل رزمندگان عادی جنگ رخ نمی دهند بلکه این لحظات بیشتر در برخورد با فرماندهان شکل می گیرند؛ فرماندهی که یا بسیار خشک مقرراتی هستند یا بسیار متواضع و لوطی منش.در این میان مشخص است که تحول شخصیت ها هم درتعامل با فرمانده ملایم تر حاصل می آید؛ تعاملاتی که گاه شیرین به نظر می رسند مثل صحنه ای که فرمانده (سیدجواد) به لمپن ها می گوید: «شما به من دستمال یزدی زدن یاد بدهید، من هم به شما نمازخواندن یاد می دهم» و گاه شعاری می شوند؛ مثل جایی که سرهنگ جانباز می گوید: «این بچه ها ستاره هاشون از ستاره های روی دوش من بیشتر است» شوخی های فیلم بیشتر در نمای دور اتفاق می افتند و معمولاً در این نماها کاراکترهای لمپن روی یک خط هستند و به نوبت دیالوگ های کمیک خود را می گویند به عنوان مثال می توانیم به صحنه های دستمال یزدی زدن ، شوخی با گاز خردل هنگامی که زیر تانک پناه گرفته اند یا صحنه ای که شریفی نیا آنها را برای نماز صبح بیدار می کند؛ اشاره کرد. در صحنه های قبل از جبهه در شهر گاه از نماهای نزدیک یا متوسط استفاده می شود ولی وقتی وارد جبهه می شویم نماهای غالب، نماهای دور هستند در صورتی که نماهای نزدیک می توانست خیلی از شوخی ها را موثرتر از آب دربیاورد و بازی های بازیگران را بیشتر نمایان کند، اینکه بازی بازیگرانی مثل کامبیز دیرباز و اکبر عبدی مورد توجه داوران جشنواره قرار نگرفته است و این مسئله مورد اعتراض آقای ده نمکی بوده است.دلیلی از سویی به همان مبحث استفاده از نمای نزدیک بازمی گردد و از سویی دیگر به علت اجرای مجدد نقش ها و تیپ های تلویزیونی این بازیگران است (که به آن اشاره کردم) شوخی هایی که از فرهنگ جبهه آمده است هم جالب هستند مثل شوخی با سیما و مینا (در حقیقت سیم ها و مین ها) ولی گاه در صحنه های جنگی کلیشه های سینمای جنگ به یاد می آید مثل قدم گذاشتن مجید سوزوکی در میدان مین با حرکت آهسته همراه با صدای دف که بارها چنین تمهیدی را در فیلم های جنگی دیده ایم «اخراجی ها» فیلم پرکاراکتری است به همین جهت به برخی کاراکترها خوب پرداخته نمی شود مثل کاراکتر دکتر رزمنده با بازی سپند امیرسلیمانی که نقش چندانی در روایت فیلم ندارد شاید اگر ده نمکی از تعداد کاراکترهایش می کاست و به کاراکترهای کمتری با حوصله بیشتری می پرداخت موفق تر بود. تحول مجید سوزوکی بسیار سریع رخ می دهد البته شاید در قالب یک فیلم سینمایی نتوان تحولی طولانی برای او در نظر گرفت اما به هر حال نیاز به یک سری زمینه چینی های خلاقانه تر بود. مونتاژ موازی بین نماهایی که مجید سوزوکی وارد میدان مین می شود با صحنه ای که او در گذشته از زندان آزاد می شود قرینه پردازی خوبی است هرچند در نماهای عبور از میدان مین همانطور که اشاره شد ضعف هایی دیده می شود اما بهرحال این سکانس به صورتی سینمایی و موثر مفهوم خود را منتقل می کند شاید زمینه سازی برای تحول مجید سوزوکی هم نیاز به چنین تمهیدات خلاقانه ای داشت. هرگاه گروه لمپن ها با رزمندگان عادی جنگ (البته در صحنه های انگشت شماری) تقابل و تعامل پیدا می کنند صحنه دیدنی تر می شود مثل صحنه ای که در اتوبوس در مقابل سرودهای انقلابی رزمنگان، لمپن ها آوازهای لاله زاری می خوانند یا صحنه ای که امین حیایی دوست لمپن سابق خود را در هیات رزمنده ای متحول شده می بیند.پایان فیلم هم شتابزده است اینکه مجید سوزوکی شهید می شود و نمافیکس (ثابت) می شود خیلی به نظر عجولانه است. تماشاگر دوست دارد با پایانی خلاقانه تر و مجاب کننده تر روبرو باشد تا این پایان ناگهان. در مجموع «اخراجی ها» از آنجایی که شوخی هایش بیشتر شفاهی هستند تا تصویری، کمدی متوسطی است. فروش بالای «اخراجی ها» در زمانی که سینمای ایران برای بقاء به فروش هرچه بیشتر فیلم هایش نیاز دارد نکته مثبتی است و به لحاظ هنری هم «اخراجی ها» به عنوان کار اول سازنده اش قابل تامل است. این نکته را وقتی بهتر می فهمیم که این فیلم را با فیلم های اول و ضعیف بسیاری از کارگردانها مقایسه کنیم. در ضمن ده نمکی نباید به فروش فیلمش مغرور شود باید بیشتر بیاموزد و بیشتر تلاش کند تا به نتایج بهتری برسد. همه خوب می دانیم که هنر سینما همه چیزش در گیشه خلاصه نمی شود البته بخش مهم هنر- صنعت سینما استقبال مخاطبان است ولی خود هنر سینما در مرکز اهمیت قرار دارد یک فیلم در درجه اول باید یک «فیلم» باشد و بعد به سرگرم کردن بیاندیشد راهی که ده نمکی باید در آن تلاش بیشتری بکند تا به نتایج مجاب کننده تری برسد فیلم های چاپلین نمونه شاخص رعایت جلوه های ارزشمند سینما در کنار استقبال وسیع مخاطبان هستند. هر کارگردان کمدی در حد بضاعت خود می تواند قدم در راه نابغه ای چون چاپلین بگذارد و حداقل سعی کند سایه هایی از روش های کمیک درخشان او را بر پرده نقره ای دوباره جان ببخشد.
مسعود ده نمکی روزنامه نگار، فعال سیاسی و کارگردان اهل ایران است. وی با ساختن اخراجی ها (سه گانه) به شهرت رسید. او در دهه 1370 از اعضای فعال انصار حزب الله بوده است، و هم زمان با روزنامه نگاری در نشریه یالثارات و چند نشریه دیگر، مدت ها به عنوان سردبیر و مدیرمسئول نشریه های شلمچه و جبهه مشغول به فعالیت بود.فیلم های سینمایی رسوایی، رسوایی 2 و معراجی ها از ساخته های ده نمکی هستند.

اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، محمدرضا شریفی نیا، قاسم زارع زاغه، مریلا زارعی، نگار فروزنده، لیلا بلوکات، غلامرضا علی اکبری، منوچهر آذر، فخرالدین صدیق شریف، سپند امیرسلیمانی، سیروس کهوری نژاد بندری، سیروس اسنقی، محمود مقامی، جواد هاشمی، ارژنگ امیرفضلی، عبدالرضا اکبری، محمد حسن خانی، علیرضا کمالی، نیوشا ضیغمی، مینا جعفرزاده، فریبا ترکاشوند، احمد ایراندوست، بهروز خوش فطرت، امیر آقایی، سیدعباس صادقی، نوا عارف، سیدمحسن نبوی، نوبر قنبریان، محمد یزدی، میرطاهر مظلومی، فریدون زارع، جواد زیتونی، نجات علیمرادی، روزبه میرفخرایی، علیرضا توتونچیان، سیدمیثم هاشم زاده، علی شیدوش، رامین اسدی، حمید بوربور، حمیدرضا درویش، سالینا باقری، یونس غزالی، علی منجزی پور، رضا منجزی پور، معین رحیمی، شهره لرستانی، امین حیایی، علی اوسیوند
تهیه کننده : محمدجواد موحد، نویسنده و کارگردان: محسن امانی، بازیگران : ابوالفضل همراه، مهدی عبدلی، الینا باشنگ، ساریناز باقری، برنامه ریز و دستیار کارگردان : محمد باقری، مدیر تولید: مرتضی کشاورز، تدوین: محسن امانی، مدیر فیلمبرداری: یحیی رضایی، گریم: هادی لطفی، شهره خراسانی، جلوه های ویژه رایانه: سینا فرنگ، طراح صحنه و لباس: جواد کاظمی مطلق، ریحانه نعمت اللهی، صدا بردار: احمد صابری، تدارکات: علی یارمحمدی، مصطفی کشاورز،
ژانر :درام،کمدی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 4.6 از 10