به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، داستان فیلم حول یک گاوصندوق می چرخد. در بحبوحه جنگ عده ای تلاش می کنند از خروج یک گاو صندوق از کشور جلوگیری کنند. نقش اول فیلم، زینال، در این بین به حسن نیت آن ها شک کرده و سعی می کند گاو صندوق را از چنگ آن ها در بیاورد. گاو صندوق در اروند غرق می شود و زینال اسیر می شود. داستان فیلم 20 سال بعد و پس از آزادی زینال ادامه می یابد و در حین درگیری برای تصاحب گاوصندوق حقایقی کهنه را آشکار می شود.
احمد رضا درویش از چند سال پیش در پی ارایه مسایل و موضوع هایی است که به نحوی جنگ تحمیلی را مطرح می کند. این کارگردان دراین راه به موفقیت های خوبی هم دست پیدا کرده و توانسته است خود را به عنوان یکی ازهنرمندان توانای عرصه سینمای دفاع مقدس معرفی کند. اما فیلم "دوئل" حکایتی دیگر دارد.عرصه سینمای دفاع مقدس به سبب اینکه مرحله آزمون و خطا و تجربه شکل های مختلف ارایه را پشت سر گذاشته، در حال حاضر به شرایط و چارچوب های تعریف شده و تا حدودی نیاز سنجی مخاطب دست پیدا کرده است که سینماگران از ورای آن می توانند به خلق آثاری بپردازند که از نظر تکنیکی و هنری فیلم های درخور توجه و اعتنایی به شمار می روند. اما گاه فیلمسازان این عرصه یا چنان درگیر مسایل ارزشی و داستان منطبق بر واقعیت می شوند که شیوه اجرایی و تکنیک فیلم را فراموش می کنند و از این منظر فیلم تبدیل به اثری معمولی در سینمای ایران می شود یا به عکس آنقدر مسایل تکنیکی را مد نظر قرار می دهند که به کلی داستان از دست می رود. به نظر می آید احمد رضا درویش در فیلم دوئل به گروه دوم پیوسته باشد. یعنی توجه بیش از اندازه به تکنیک او را از ارایه داستانی محکم و موثر کاملا" دور کرده است.درویش از آن دسته کارگردان های عرصه سنیمای دفاع مقدس است که همواره در فیلم های خود میان مسایل اجتماعی و فرهنگی با مقوله دفاع مقدس پیوند برقرار کرده وهمیشه دفاع را در ارکان و رفتار جمعی یک ملت مورد بررسی قرار داده است. به همین خاطر فیلم های این کارگردان به صورت چند وجهی ارایه شده است و نوعی لطافت و استواری را در آثار خود جای می دهد که با پدیده های تلخ و خشن به نام جنگ پیوندی دراماتیک برقرار می کند. به همین جهت هم معمولا" فیلم های این کارگردان در ارتباط با مخاطب عام موفقیت نسبی را به دست می آورد و تاحدودی تمامی افراد خانواده را به خود جذب می کند. حتی افرادی که هیچ حضور مستقیم و موثری در جریان دفاع مقدس نداشته اند هم به تماشای فیلم های درویش می نشیند. اما فیلم تازه این کارگردان حکایتی دیگر دارد.فیلم سینمایی "دوئل" هر چند که به طور کلی در روند سایر آثار این فیلمساز قرار می گیرد و تصویرگر بخشی از مقاومت همه جانبه مردم در دفاع از کشور ومقاومت در برابر دشمن است، اما داستان این فیلم به هیچ وجه مناسب یک اثر بلند سینمایی نیست. چون قصه در ابتدا بسیار پرشور و پرتحرک آغاز می شود و مخاطب با تماشای صحنه حمله هوایی عراقی ها به ایستگاه قطار ذهن مخاطب مسحور فیلم می شود. اما رفته رفته که فیلم به یک سوم پایانی خود نزدیک می شود، به چنان افت شدیدی در وقایع دراماتیک برخورد می کند که انگار فیلمنامه نویس از این بخش به بعد دیگر حرف هایش تمام شده است و فقط به جهت اینکه فیلم مناسب ارایه در قالب زمانی یک فیلم سینمایی باشد، داستان را بی جهت طولانی و کش دار کرده است.
مشکل این فیلم بیش ازهر چیز متوجه فیلمنامه اثر است که نتوانسته قصه را تا به انتها و به نسبت قدرت ابتدای آن پیش ببرد. فیلم از جایی آغاز می شود که یک رزمنده که به تازگی آزاد شده و در حال بازگشت به میهن است، پرونده مشخصی ندارد و در میان اهالی شهر خود نیز چندان خوشنام نیست. سوء ظن ایجاد شده در فیلم به تحریک ذهن مخاطب منجر می شود و دراو احساس نیاز به سردرآوردن از سرنوشت این رزمنده را ایجاد می کند که وقتی به گذشته خود رجوع می کند، به خاطر صحنه های مهیب جنگ بیننده را مبهوت می کند.داستان بسیار ساده است. عده ای از نظامیان و مسوولین آبادان و اهواز اصرار به جابجایی یک گاو صندوق دارند که به ظاهر اسناد دولتی محرمانه در آن قرار دارد و نباید به دست دشمن بیفتد. اما در طول داستان مشخص می شود این گاو صندوق حاوی اسناد نیست، بلکه مقادیر زیادی طلا است و همین مساله در داستان گره به وجود می آورد. اما فعالیت شخصیت های داستان برای به دست آوردن این گاو صندوق با مقاصد و انگیزه های مختلف، مبارزه ای طولانی ، سخت و نفس گیر را به وجود می آورد. داستان تا جایی ادامه پیدا می کند که شخصیت اصلی داستان به روستای خود بازمی گردد تا گاو صندوق افتاده در آب را بیرون بیاورد. اما درست از همین نقطه شیرازه قصه از هم می پاشد.مشکل اصلی داستان این فیلم فقط معطوف به منطق نیم بند آن در پدید آمدن وقایع نیست، بلکه انگیزه آدمها از مبارزه با یکدیگر و شیوه بیرون کشیدن گاو صندوق از زیر آب و درگیری های بسیار تصنعی فیلم هیچ تردیدی برای تماشاگر باقی نمی گذارد که به دیدن یک داستان سراسر ساختگی نشسته است که حتی در انتقال مفاهیم خود نیز ناتوان است.درخواست شخصیت اصلی داستان از همرزم سابق خود که با اصرار زیادی موفق به در اختیار گرفتن وسایلی می شود که به وسیله آن بتواند گاو صندوق را از اعماق آب بیرون بیاورد و اصرار این مسوول نظامی در حفظ این گاو صندوق در تضاد عجیب با صحنه هایی قرار می گیرد که این شیئ از آب گرفته می شود اما انگار همه موضوع را فراموش می کنند و صاحب بی چون و چرای آن، شخصیت اصلی داستان است و او بدون هیچ نظارت یا حتی پیگیری از سوی کسی که ابزار را در اختیارش قرار داده است، هر طور که بخواهد با آن رفتار می کند. این تضاد به قدری عجیب و آزار دهنده است که خاطره صحنه های نفس گیر ابتدای فیلم را نیز از ذهن بیننده پاک می کند.البته جدا از ایرادهای آزار دهنده ای که این فیلم در زمینه داستان با آن مواجه است، از نظر بصری و جلوه های ویژه بخش هایی که مربوط به بازسازی صحنه های جنگ می شود، بسیار خوب و حرفه ای از آب درآمده است. استفاده از 5 دوربین فیلمبرداری به طور همزمان و تدوین بسیار خوب و درخشان فیلم، تجربه ای جدید در سینمای ایران به شمار می رود که با مهارت بسیار زیادی به انجام رسیده است و کوچکترین تردیدی را در مخاطب به وجود نمی آورد که این صحنه ها حقیقی اند.در این میان از بازی بسیار خوب بازیگران این فیلم نیز نباید غافل شد. هر چند که تقلید لهجه جنوبی از سوی بیشتر بازیگران به خصوص پژمان بازغی و کامبیز دیرباز در بسیاری از صحنه ها لو می رود و تند تند و جویده جویده ادا کردن کلمات باعث می شود در برخی از صحنه ها دیالوگ ها به وضوح شنیده نشود، اما بازی بسیار حسی و پر تحرک آنها در صحنه های جنگ باور پذیر و تاثیر گذار است. البته استفاده از سعید راد در این فیلم با آن بیان بسیار بد و ضعیف و بازی پایین تر از معمولی توجیه مناسبی برای به کارگیری او ارایه نمی کند.دراین میان، علاوه بر تلاش ستودنی تهیه کننده فیلم، درنزدیک کردن «دوئل» به استانداردهای جهانی از نظر کیفیت صدا و تصویر( دیجیتال دالبی)، از طراحی بسیار خوب صحنه و لباس، جلوه های ویژه بسیار خوب و نورپردازی فیلم هم نباید غافل ماند که تاثیر به سزایی در واقع نمایی صحنه های جنگی داشته است.در مجموع باید گفت فیلم "دوئل" اگر از قصه مستحکم تر و بهتری برخوردار بود، بدون شک اثر قابل تامل تری می شد و می توانست به عنوان یکی از آثار شاخص دفاع مقدس و حتی سینمای ایران به شمار برود.
احمد رضا درویش در دوم مرداد 1340 در همدان متولد شد.وی فارغ التحصیل رشته گرافیک و معماری است. فعالیت هنری را از سال 1361 با کارگردانی نمایش های تلویزیونی آغاز کرد وی در سال 1393 برای سال ها فعالیت فرهنگی نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر دریافت کرده است. درویش در سال 1368 اولین فیلم سینمایی خود با نام آخرین پرواز را کارگردانی کرد. کیمیا در سال 1374 چهارمین اثر او بود که توانست نظر منتقدان را جذب کند.متولد ماه مهر در سال 1378 ششمین اثر وی به شمار می رفت که با استقبال جوان ها و با واکنشهای مختلفی از طرف منتقدان، دست اندرکاران سینما و مسئولان فرهنگی روبه رو شد. دوئل که از آن به عنوان عظیم ترین فیلم ژانر دفاع مقدس یاد می شود در سال 1382 با کارگردانی درویش ساخته شد. فیلم نامه دوئل، یکی از فیلم نامه های بسیار خوب، در چند دهه اخیر سینمای ایران است. دوئل دارای فیلمبرداری بیگ پروداکشن و صدای دالبی است. در سال 1393 نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر برای یک عمر فعالیت به وی اهدا شد احمد رضا درویش 2 بار برای فیلم های دوئل و روز رستاخیز برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی جشنواره فیلم فجر شده است.

سعید راد،پژمان بازغی ،پریوش نظریه ،انوشیروان ارجمند،پرویز پرستویی ،هدیه تهرانی ،کامبیز دیرباز ،ابوالفضل شاه کرم ،حسین سحرخیز،تورج فرامرزیان ،رحمان باقریان آغچه رود،مهدی ساکی ،وحید رهبانی ،محمد رنجبر ،علی مردانه
کارگردان:احمدرضا درویش
تهیه کننده: تقی علیقلی زاده،حسن رجبعلی بنا
نویسنده:احمدرضا درویش
فیلمبردار:بهرام بدخشانی
موسیقی: مجید انتظامی
تدوین گر:مصطفی خرقه پوش
ژانر :درام،جنگی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 6.8 از 10