معرفی فیلم کروکودیل

  یکشنبه، 24 مرداد 1400   زمان مطالعه 8 دقیقه
معرفی فیلم کروکودیل
ساعدنیوز: کروکودیل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مسعود تکاور و تهیه‌کنندگی عزت‌الله جامعی ندوشن محصول سال 1396 است. این فیلم از تاریخ 27 شهریور 1398 در سینماهای ایران اکران شده‌است.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، این فیلم دربارهٔ چهار جوان به نام های کیان، سپیده، غزل و سهیل می باشد. آنها می خواهند از طریق تولید مواد مخدر صنعتی پولدار شوند. آنها برای فروش مواد مخدر به یک قاچاقچی حرفه ای به نام نیوشا نیاز دارند و با او نیز همکاری می کنند. نیوشا تحت تعقیب پلیس می باشد و …

نکاتی درباره فیلم کروکودیل

فیلم «کروکودیل» به کارگردانی و نویسندگی مسعود تکاور، داستان جوان ها و فرزندانی از طبقه متوسط مدرن و شهری است که بواسطه سبک زندگی متفاوت و انتخاب نوع گذران فراغت و تفریحات این دسته خاص، در معرض بسیاری از آسیب های شدید اجتماعی قرار گرفته اند.در بدو شروع به شباهت غیرقابل انکار و کاملا مشهود فیلم اشاره میکنم، «کروکودیل» درواقع نسخه ایرانیزه شده سریال «برکینگ بد» است، با همان جاه طلبی و همان شاکله داستانی. اما این کجا و آن کجا! .فیلم ابتدا باکلوزآپ از چهره کیان با بازی کوروش تهامی و بکگراندی از شعله های آتش و انفجار قاب خود را می بندد، یک شروع جذاب و هالیوودی که نشان ازجاه طلبی کارگردان آن دارد.کیان در داروخانه کار می کند، گویی تحصیلاتش را هم در این حوزه گذرانده است او از شیمی و مفاهیم آن سر در می آورد و ظاهرا دغدغه او پول و درآمد است، اما تصویری از این استیصال و در ماندگی کیان برای شخصیت پردازی او به مخاطب ارائه نمی شود. تماشاگر مجبور است فقط با شنیدن چند دیالوگ این وضعیت کیان را باور کند. اینکه او برای محقق شدن اهداف علمی خود از خیلی ها پول قرض کرده و کل زندگی و حتی خانه و کاشانه خود را در این راه فروخته است. در فیلم دغدغه بی پولی کیان کالبد شکافی نشده است. ما به هیچ وجه چیزی از تخصص و جایگاه مالی او نمیفهمیم، از آن سو فیلمنامه اصرار دارد که کیان را بعنوان یک نخبه به ما معرفی کند، آن هم بدون نشان دادن کوچک ترین المانی از هوش، ذکاوت و خاص بودن، این را هم از چند دیالوگ متوجه می شویم و نه از تصویر سازی فیلم.مسعود تکاور به عنوان نویسنده تلاش کرده است تا جایگاه و موقعیت اجتماعی کیان را به تماشاگر نشان دهد، بطور مثال در یک سکانس او را در حال مسافرکشی می بینیم و یا در سکانس دیگری کیان را در حال چانه زنی برای بالا بردن قیمت فروش طرح تحقیقاتی خود به یکی از مقامات پر نفوذ کشور مشاهده میکنیم. اما این مقدار در کلیت فیلم چیزی نیست که تماشاگر را کاملا متقاعد کند، تصمیم کیان در حقیقت انتخاب بین زندگی و مرگ است، موضوعی بسیار حساس و خطرناک که قرار است خود و اطرافیانش را درگیر آن کند. در نتیجه نه تنها توجیهی کافی برای علت و معلول تصمیم کیان در فیلم دیده نمیشود بلکه حس تماشاگر که قرار است همراه کیان باشد در ادامه کاملا منکوب میشود.واقعا نمی خواهم فیلم «کروکودیل» مسعود تکاور را با سریال بی نظیر و پرمخاطب «برکینگ بد» مقایسه کنم زیرا زمانبندی سریال برای وصف موقعیت و پرداختن به شخصیت ها تفاوتی اساسی با یک اثر سینمایی دارد از اینرو هم­سنجی این دو اثر با هم قیاس مع الفارق و اشتباه بزرگی است. در نتیجه فقط به یک مقایسه کوچک اکتفا میکنم، و آن اینکه در سریال «برکینگ بد» درد بی پولی، استیصال و درماندگی شخصیت اول آن کاملا تشریح و برای بیننده قابل لمس و سمپاتیک می شود اما در فیلم یا بهتر بگویم در فیلمنامه مسعود تکاور، ابدا چنین چیزی اتفاق نمی افتد. وقتی درد و فلاکت شخصیت اول برای بیننده قابل درک و استنباط شد، فیلمنامه باید به فاز دوم کاراکتر وارد شده و با گذاشتن روش های رهایی شخصیت از منجلاب گرفتاری ها، قصه خود را ادامه دهد. اینکه کاراکتر چه راه و روشی را با تمام خطرات آن انتخاب میکند، خود از دل قصه و اتفاقات آن و همچنین شخصیت پردازی ها ایجاد و ساخته خواهند شد.به بررسی شخصیت کیان ادامه می دهیم، او مردی مستقل و خود رای است که به واسطه کار در داروخانه، ناخواسته تبدیل به گیت اصلی رسیدن سپیده با بازی اندیشه فولادوند به مواد اولیه تهیه شیشه شده است. کیان این ها را میداند، انگیزه سپیده را هم خوب میداند اما به یکباره با سپیده ازدواج میکند، بستر این ازدواج (نمیگویم عشق) کاملا غیر قابل باور است. در اکثر نماهای ابتدایی و تقابل کیان و سپیده، میزانسن مسلط کیان بر سپیده دیده میشود اما بر خلاف این کدها، کیان با سپیده ازدواج میکند.کیان جاه طلب است، او در ادامه دیگر نمی خواهد فقط یک تامین کننده مواد اولیه باشد، بلکه هدف او با توجه به داشته­ های علمی­ اش تولید موادی با خلوص زیاد است، اما مسئله این است که هیچ فرآیندی در او دیده نمی شود تا این تغییر را باور پذیر کند، حتی در کل زمان فیلم تصویری از محل کار، تشکیلات و آشپزخانه او به مخاطب داده نمی شود و تنها تصاویری مبهم و کوتاه با کلوزآپ­ های بریده بریده همراه با موسیقی از فرآیند تولید مِتامفتامین به تصویر در می آید.شخصیت پردازی سپیده نیز دست کمی از کیان ندارد. خصیصه های فردی همچون طرز نگاه، تیپ و لحن او تا حدی نمادگرا هستند. سپیده و کیان هر دو نقشی محوری در داستان دارند اما متاسفانه این دو چیزی فراتر از یک تیپ نیستند.مسعود تکاور به عنوان فیلمنامه نویس میبایست چرایی پذیرش این ریسک و انگیزه لازم در سپیده را بوجود می آورد، در نتیجه به ناگهان و بدون هیچ منطق و استدلالی، مسئله فروش بچه و درگیری های راه پله را طراحی میکند. در فیلم هرگز مشخص نمیشود چه رابطه ای بین سپیده در مقام یک منجی و زن معتادی که می خواهد بچه خود را بفروشد وجود دارد. سپیده بچه را از مادرش می گیرد و مانع فروش او میشود. کیان در پرده بعدی به سپیده میگوید: «این بچه چقدر باید انتظار بکشه که تو سروسامونی بهش بدی». شاید فیلمساز در اینجا فکر میکند که حالا انگیزه لازم در سپیده با پیش کشیدن موضوع بچه بوجود آمده است. در حالی که خلق یک موقعیت حسی اما بی منطق، حسابش کاملا مشخص است. از همه مهمتر اینکه موضوع بچه در همان سکانس معروف تمام میشود و در ادامه حتی کوچکترین اشاره ای به آن نمی شود، گویی اصلا وجود خارجی نداشته است.کیان برای تولید مواد، گروه و تیم خود را تشکیل می دهد. سهیل با بازی حسین مهری و غزل با بازی الهه حصاری و سپیده که دیگر نقش همسرش را دارد. شاید سهیل تنها کسی باشد که در او انگیزه کافی وجود دارد، مادر سهیل به بیماری سختی دچار است و شدیدا به پول، مراقبت و درمان احتیاج دارد.غزل اما بدلیل اینکه فیلمنامه هیچ پرداخت و فوکوسی روی ندارد، مبهم ­ترین شخصیت فیلم است، کاراکتر غزل بواقع در فیلم بدون هیچ تاثیری تنها وجود دارد، و پس از سپری شدن یک ساعت از زمان فیلم آنهم با چند فلش­ بک، ابعاد تازه ای از زندگی غزل و تقابل او با رامین پرچمی به تماشاگر نشان داده می­شود، این تصویر سازی و پرداختن به شخصیت غزل گویی یک وصله ناچسب است که متاسفانه هیچ کمکی به سیر داستان و قصه نمی­کند.دو شخصیت مهم و کلیدی دیگر هم در فیلم هستند که شاید در یک نگاه سطحی خیلی به چشم نمی­ آیند اما سهم مهمی در ارائه مفاهیم و محتوای مد نظر فیلمساز ایفا دارند. یکی از آنها آریا با بازی رضا یزدانی، رفیق و همخانه کیان است، او طبق معمول اکثر فیلم ­ها نوازنده گیتار الکتریک و خواننده زیرزمینی سبک پاپ راک است که قبلا دچار معضل اعتیاد بوده، اما حالا ترک کرده است. آریا گاهی همان وجدان بیدار کیان در مقابل تمام کارهای اشتباه و جاه­ طلبی­ های تباه­ کننده او قرار می­گیرد. کیان پیشنهاد کاری خود را یه آریا می­دهد اما او مطابق انتظار این پیشنهاد را نمی­ پذیرد.دومین شخصیت مهم و جالب توجه فیلم، کاراکتر سینا با بازی علیرضا مهران است، او هم طبق معمول اکثر نقش­ هایی که تا بحال بازی کرده، اعتیاد شدید به مواد مخدر دارد. سینا برادر سهیل است، او در حقیقت آینه تمام نمای سرنوشت انسان­ هایی است که با بلند پروازیی­ های افرادی چون کیان بازیچه دست مافیای مواد مخدر شده و در منجلاب بدبختی و بی­چارگی غرق می­ شوند. نماهای مربوط به عروسی سهیل و غزل را بیاد بیاورید، نگاه توام با افسوس سینا به برادرش بسیار قابل تامل است.کیان برای رسیدن به آرزو­های خود اینبار باید ملاقاتی با رئیس هرم مافیای مواد مخدر یعنی نیوشا با بازی مهرداد مزرعه داشته باشد. نیوشا در حقیقت آنتاگونیست فیلم است، پس کاراکتر او کاراکتر بسیار مهمی است. اما شخصیت پردازی نیوشا بسیار کاریکاتوری، مضحک و وضعیتی به مراتب بدتر از مابقی بازیگران فیلم دارد. برای نیوشا چه از لحاظ ماهیت و چه از لحاظ سبک زندگی، قدرت و روش کاری که از او به تماشاگر نشان داده می­شود، نمی توان اندک تحلیل رفتاری قائل شد. حتی توضیح فیلم برای توجیه دلیل و چرایی قدرت و نفوذ زیاد نیوشا در این بیزینس و ربط دادن آن به مسئله پرستو بودن، کمکی به شخصت پردازی او نکرده و فیلم را گاهی دچار شعارزدگی کرده است، متاسفانه فیلمساز از نیوشا یک پوسته ظاهری و غیر قابل باور نشان می­دهد، در نتیجه ضد قهرمان فیلم که لازمه هم ترازی و تعادل فیلم است، نه تنها شکل نمی­گیرد بلکه مخاطب، او و خطر این تشکیلات سازمان دهی شده را هیچگاه باور نمی­کند.پایان­ بندی فیلم «کروکودیل» اما بدترین و احمقانه ­ترین اتفاق است، اینکه چطور می­شود نیوشا بعنوان رئیس مافیا به یکباره تصمیم می­گیرد خودش برای تحویل جنس ­ها وارد عمل شود، و یا به چه طریقی ماشین، جنس ­ها­ و حتی لپتاپ شخصی او به دست سهیل می­رسد تا در ادامه غزل در نقش یک هکر به فیلم­ ها و اطلاعات نیوشا دسترسی پیدا کند، خود علامت سوال بسیار بزرگی است که در فیلم به آن هیچ پاسخی داده نمی­شود.در فیلم «کروکودیل» علی­رغم ضعف فیلمنامه، در مجموع کارگردانی مسعود تکاور را می توان رضایت بخش دانست، موسیقی فیلم نیز متناسب با موضوع به درام و فضاسازی فیلم کمک کرده است. در فیلم شاهد بازی­ های خوبی از کوروش تهامی و اندیشه فولادوند هستیم، بنظرم اوج بازی این دو نفر مربوط می­شود به سکانس تقابل آنها در توالت، جایی که کیان متوجه استعمال مواد توسط سپیده می­شود. نگاه مغموم و توام با مکس کیان با میزانسنی از بالا به پایین و زجه ­های سپیده، اوج خفت، خواری و ذلت زندگی این دو نفر را به تصویر کشیده است.

کارگردان فیلم کروکودیل

مسعود تکاور، کارگردان، بازیگر و نویسنده سینما و تلویزیون، کارگردانی فیلم های سینمایی کروکودیل و پروانه های پشت دیوار و همچنین سریال خط شکن را برعهده داشته است.

.

بازیگران فیلم کروکودیل

رضا یزدانی، الهه حصاری، اندیشه فولادوند، کوروش تهامی، حسین مهری، علیرضا مهران، رامین پرچمی، افسانه چهره آزاد، رامتین خداپناهی

سایر عوامل فیلم کروکودیل

نویسنده و کارگردان: مسعود تکاور، تهیه کننده: عزت الله جامعی ندوشن، سرمایه گذار: یوسف نادعلی، صداگذار:محمدمهدی جواهرزاده.

مشخصات فیلم کروکودیل

  • ژانر :اجتماعی

  • زبان : فارسی​​​​​​

  • امتیاز IMDb: امتیاز 1.8 از 10


دیدگاه ها


  دیدگاه ها
آخرین ویدیو ها