به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، استوار خراسانی به تهران منتقل می شود. او به اتفاق مادرش و همسرش زینت و خواهرش عاطفه و پسر کوچکش اسفندیار نزدیک کلانتری محل خدمتش خانه ای اجاره می کند که از قضا با آقا رضی همسایه می شوند. آقا رضی با خواهرش ملوک خانم و دو پسر خواهرش جواد و جعفر زندگی می کند، او برای جواد، عاطفه خواهر استوار خراسانی را خواستگاری می کند و استوار خراسانی به دنبال دزد سابقه دار محله به نام جعفر پاچناری است و اطلاع ندارد که این دزد همان برادر خواستگار عاطفه است. با ازدواج خواهرش و جواد موافقت می کند. اما بالاخره بعد از تعقیب و گریز طولانی، روز عروسی جواد و عاطفه، استوار خراسانی موفق می شود دزد سابقه دار جعفر پاچناری را دستگیر کند.
اگر بخواهیم از منظری ایدئالیستی به فیلم «پاکباخته» بنگریم و آن را با کمدی های قبل از خود، هم دوره خود و پس از خود مقایسه کنیم نتیجه ارزیابی هایمان، فیلمی خانوادگی است که تلاش دارد تا از همه جاذبه های مخاطب پسند بهره ببرد و سینمادوستان را از خود راضی نگه دارد.این جاذبه ها در وهله اول استفاده از زوج کمدی عبدی – خمسه است که در دوران اوج خود به سر می بردند و هواداران بی شماری را به سالن های سینما می کشاندند. در کنار این امتیاز اولیه، تقابل دزد و پلیس و بهره گیری از کمدی تعقیب و گریز هم در نگره اول می توانسته برای فیلم یک فرصت باشد تا سبکی از کمدی مبتنی بر الگوهای خانواد ه پسند را ارائه دهد.مضمون کلی فیلم قابل قبول پرداخت شده (در کلیت تاریخ کمدی سازی در چهل سال گذشته)، و رویارویی استوار خراسانی و جعفر پاچناری هم بر جاذبه کمیک فیلم افزوده است.بازی های اکبر عبدی و علیرضا خمسه در نقش های استوار خراسانی و جعفر پاچناری نمایه ای از شمایل سمپات مرد قانون و شهروند قانون گریز است که به سادگی و راحتی اجرا می شود. به واقع مخاطب در مواجهه با فیلم «پاکباخته»، چهره ارائه شده از عبدی و خمسه را می پذیرد و هر دو را در قالب نقشی که دارند باور می کند. این باورپذیری شمایل بدین معناست که چهره جدی پلیس وظیفه شناس سخت کوش در بازی اکبر عبدی ملموس می شود و از سویی مخاطب یک دزد تَر و فِرز مارموز را در اجرای علیرضا خمسه کشف می کند.در عین حال، فیلم از مولفه ثابت اغلب فیلم های آن دوره زمانی یعنی پایان خوش همراه با ازدواج دو جوان هم استفاده می کند تا به تصویر غالب سینمای آن دوره وفادار باشد.کمدی «پاکباخته» همچنین می تواند داعیه دار این نکته باشد که در سینمای پس از انقلاب جزو اولین تلاش ها (شاید هم اولین تلاش) در زمینه ارائه کمدی ای بر بستر تعقیب و گریز و با وام گیری از مولفه های اخلاقی و سنت های اجتماعی شکل گرفته پیرامون نهاد خانواده است که در گذر زمان ارزش های این جنس از روایت حفظ شده است و پاکباخته ای را که در دوره خود مورد بی اعتنایی واقع شده در رده ای از فیلم های کمدی می گنجاند که تصویری شریف را از جامعه و مناسبات انسانی بر پرده باز می تابانند.
غلامحسین لطفی کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون، متولد 23 آبان 1328 در قزوین است.وی دارای مدرک کارشناسی ارشد بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال 1361 و دکترای افتخاری تئاتر است.او علاوه بر بازیگری، به نویسندگی و کارگردانی هم پرداخته است. آغاز فعالیت سینمایی با فیلم صبح خاکستر به کارگردانی تقی مختار به عنوان بازیگر در سال 1356 بوده است.غلامحسین لطفی نخستین بار در تلویزیون حضور یافته و سال 1356 در 28 سالگی در سریال مستنطق به کارگردانی شاپور قریب و عباس جوانمرد بازی کرده است.از مهم ترین فعالیت های غلامحسین لطفی می توان به خانه به دوش، پژمان، روشنایی های شهر، پول کثیف، سیاه، سفید، خاکستری، به رنگ صدف، هشدارهای پلیس، درخت دوستی، خفه گی، آشوب، معراجی ها، زنان ونوسی مردان مریخی و از ما بهترون اشاره کرد.

علیرضا خمسه ،اکبر عبدی ،حمیده خیرآبادی ،پرند زاهدی ،زهره صفوی ،سیامک قدکچیان ،رضا حامدی خراسانی ،اکبر دودکار ،فرهاد تجویدی ،حسین رنگینوند،حسین زمانی ،محمد شهریاری ،حسین چرمچی ،حسن میهمانی ،مهرداد فلاحتگر
کارگردان: غلامحسین لطیفی، تهیه کننده: محمدحسین فرح بخش، فیلمبردار: احمد شیرازی، دستیار فیلمبردار: منوچهر فرزانه، صدابردار: حسین بدیهی، تدوین: محمدرضا میرلوحی، تنظیم موسیقی: علی درخشان، خواننده: محسن هاشمی.
ژانر :کمدی،خانوادگی
زبان : فارسی
امتیاز IMDb: امتیاز 8.5 از 10