به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری ساعدنیوز، دکتر پزشکیان در این نشست با صراحت به شکاف میان دولت و ملت اشاره کرد و گفت: «مردم از ما ناراضی هستند. من که دارم خدمت ارائه میدهم، مردم از دولت من ناراضیاند و از شخص دیگری گله ندارند.» وی تأکید کرد که ریشه این نارضایتی در سیستم دولتی است و باید اصلاحات را از خودمان، ادارات و مدیران زیرمجموعه آغاز کنیم.
رئیسجمهور با انتقاد از برخوردهای نامناسب برخی مسئولان با مردم، اظهار داشت: «اگر نمیتوانیم مشکلی را حل کنیم، حداقل با بداخلاقی بر زخم مردم نمک نپاشیم.» وی افزود که مدیران موظفند با زبان نرم و صادقانه با مردم سخن بگویند و حتی در صورت محدودیت منابع، با روشهای دیگر به حل مشکلات آنها کمک کنند.
وی در بخشی از سخنان خود، کارآمدی را ملاک اصلی حکومت دانست و تصریح کرد: «نمیشود ما مسئول باشیم، مردم از ما ناراضی باشند و بعد ادعا کنیم که مسلمانیم یا حکومت اسلامی داریم.» پزشکیان خاطرنشان کرد که نارضایتی مردم از سیستم دولتی کاملاً بهجاست و باید برای بهبود معیشت و زندگی آنها تلاش مضاعف صورت گیرد.
رئیسجمهور با بیانی تند نسبت به غرور کاذب برخی مسئولان واکنش نشان داد و گفت:
«برخی خیال میکنند کسی شدهاند و برای مردم قیافه میگیرند. کی گفته شما باید قیافه بگیرید؟ من که رئیسجمهور شدهام، بارم سنگینتر شده، گرفتاریام بیشتر شده و فردا باید پاسخگوی خدا باشم.»
در پایان، وی هدف از حضور در مسئولیت را ایجاد یک «زندگی سالم، پاک و صادقانه» برای مردم دانست و از مسئولان خواست با کنار گذاشتن تکبر، در کنار مردم از زندگی لذت ببرند و تمام توان خود را برای خدمترسانی بیمنت به کار گیرند.
این سخنان نشاندهنده رویکردی انسانمحور و اخلاقمدار در بدنه اجرایی کشور است که تلاش میکند دیوارهای میان حاکمیت و بدنه جامعه را فرو بریزد. این دیدگاه معتقد است که پذیرش صادقانه کاستیها از سوی شخص اول اجرایی کشور، نه یک ضعف، بلکه نقطهعطفی برای بازسازی اعتماد عمومی است. از این منظر، تأکید بر «حق داشتن مردم در نارضایتی»، لزوم تغییر پارادایم از مدیریت دستوری و متکبرانه به مدیریت خدمتگزار و متواضعانه را یادآوری میکند؛ جایی که کرامت انسانی شهروندان حتی در شرایط تنگنای اقتصادی، باید خط قرمز هر مدیر و کارمندی باشد.
در لایه دوم، این سخنان تلاشی هوشمندانه برای پیوند دوباره میان ارزشهای اعتقادی و کارآمدی عملیاتی است. کارشناسان بر این باورند که پیوند دادن «ادعای مسلمانی» به «رضایت مردم»، استانداردهای حکمرانی را از شعارزدگی به سمت پاسخگویی واقعی سوق میدهد. نقد صریح رئیسجمهور به پدیده «فخرفروشی مدیران» و یادآوری مسئولیت سنگین در برابر خداوند، در واقع نوعی خودتنظیمی درونی در ساختار قدرت ایجاد میکند تا مدیران به جای تمرکز بر القاب و عناوین، بر هدف اصلی یعنی ایجاد «زندگی پاک و صادقانه» برای مردم متمرکز شوند. این رویکرد، در صورت تداوم، میتواند روح تازهای از همدلی را در کالبد فرسوده بروکراسی اداری بدمد.